20 أبريل 1983
صبح زود بچه ها به مدرسه رفتند. فاطى هم به دانشگاه رفت. من هم مطالعه مى کردم و کارهاى مجلس را تا ساعت هشت صبح انجام دادم. سپس براى ملاقات و مذاکره با رییس جمهور به دفتر ایشان رفتم. دو ساعت درباره مسایل متعدد مشورت کردیم؛ اعتراف متهم به شرکت …
19 أبريل 1983
تا ساعت هفت و نیم صبح مطالعه مى کردم. در جلسه علنى چند لایحه تصویب شد. قسمتى از اداره جلسه را به آقاى یزدى سپردم و در دفترم به کارهاى متفرقه پرداختم. ظهر چند ملاقات داشتم. عصر آقاى ساوه مدیرکل آموزش وپرورش کرمان به ملاقات آمد؛ از انحصارطلبى…
18 أبريل 1983
تا عصر در منزل بودم و مطالعه مى کردم. عصر به دانشکده افسرى رفتم؛ مراسم اعطاى ترفیعات به واحدهاى نیروى زمینى بود. ترفیعات داده شد. قرار بود رییس جمهور در این مراسم شرکت کنند، چون امروز در مراسم روز ارتش شرکت نکرده بودند، براى اینکه آنها نارا…
17 أبريل 1983
پیش از آغاز جلسه علنى، گزارش ها را در دفترم خواندم. صدام در سمینار علماى پنجاه کشور که در بغداد برگزار شده است، صحبت نموده و عوام فریبى زیادى کرده است. در جلسه علنى، چند لایحه تصویب شد. آخر جلسه را به آقاى محمد خامنه اى نایب رییس دوم مجلس س…
16 أبريل 1983
صبح زود با جبهه تماس گرفتم. آقاى محسن رضایى [فرمانده سپاه پاسداران] از دست دادن تپه هاى 142 و 145 را با مقدارى تلفات و دادن حدود 25 اسیر تأیید کرد. وى گفت در مقابل، در جاى دیگر ضربه زده ایم و بنا است از تپه 112 هم عقب نشینى کنند. به زیارت ا…
15 أبريل 1983
آخر شب، احمدآقا تلفن کرد و گفت از جبهه خبر داده اند که بر سر دو سه تپه فتح شده، درگیرى شدید است و تلفات داده ایم و عقب نشینى کرده ایم. خیلى متأثر شدم. دختر غفورى هم با خانم یوسفیان رفسنجانى که پسرش را گرفته اند، آمدند و کمک مى خواستند. آقاى…
14 أبريل 1983
صبح زود به مجلس رفتم. در جلسه علنى اعتبارنامه هاى آقایان [سیدتقى] خاموشى و [على اکبر] پوراستاد نمایندگان تهران مطرح بود. من و آقاى کروبى از آقاى خاموشى و پوراستاد دفاع کردیم؛ با رأى بالا تصویب شد. در تنفس براى تماشاچیان سخنرانى کردم. با آقا…
13 أبريل 1983
بعد از نماز تا ساعت هشت صبح مطالعه کردم. سرهنگ صیاد شیرازى با رمز، وضع جبهه و برنامه آینده را گفت. مقاومت دشمن قوى است. پیش از ظهر، چند ملاقات داشتم. گروهى از شاخه دانش آموزان حزب [جمهورى اسلامى]آمدند. کیفیت آموزش را توضیح دادند و راهنمایى …
12 أبريل 1983
صبح زود به مجلس رفتم. با قرارگاه خاتم الانبیا تماس گرفتم؛ وضع بد نیست، ولى در مجموع ناموفق است. به خاطر جلوگیرى از تأثیر تبلیغات سنگین منفى عراق و دشمنان و حفظ روحیه رزمندگان، لازم دیدیم که بیشتر صحبت شود. پیش از دستور درباره عملیات و موفقی…
11 أبريل 1983
صبح زود پاسدارها اطلاع دادند که نیمه شب دیشب، [سرهنگ صیاد شیرازى] فرمانده نیروى زمینى [ارتش] از جبهه تلفن کرده است. با قرارگاه تماس گرفتم. معلوم شد دیشب مرحله اول عملیات والفجر[یک] را با رمز «یاالله» شروع کرده اند. در محور قرارگاه نجف پیشرو…
10 أبريل 1983
زودتر از روزهاى دیگر به مجلس رفتم. خیابان ها خلوت تر بود. قبل از شروع کار مجلس، کارهاى ادارى را انجام دادم. در جلسه علنى، چند لایحه تصویب شد. جلسه را به آقاى [محمد] یزدى سپردم و در جلسه اى در دفتر رییس جمهور با حضور وزیر [امور] خارجه و نخست…
9 أبريل 1983
مقدار زیادى از وقتم، صرف مطالعه بازجویی هاى توده ای ها شد؛ اگر درست گفته باشند، توطئه وسیعى بوده است. دکتر ولایتى تلفن کرد و درباره برخورد با نماینده [یاسر] عرفات مشورت کرد. گفتم [برخورد] سرد نباشد. با اخوى محمد[مدیر عامل سازمان صداوسیماى ج…
8 أبريل 1983
تا ساعت ده و نیم صبح در خانه بودم و براى خطبه هاى نمازجمعه، مطالعه مى کردم. آقاى محمد درویش آمد. یک فرش ماشینى - که از ایشان خریده ایم - آورد و گزارشى از فروش کالاهاى ضبط شده در کیش و سپاه را داد. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه رفتم. عراقی …
7 أبريل 1983
صبح زود به مجلس رفتم. قبل از جلسه، گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى چند لایحه تصویب شد. در تنفس براى تماشاچیان که از ساوه، اصفهان، شهرکرد و وزارت نفت آمده بودند، صحبت کردم؛ درباره خشم ابرقدرت ها از مطرح شدن اسلام انقلابى به عنوان مکتب. آقاى…
6 أبريل 1983
وضع ماشین بچه ها براى رفتن به مدرسه و دانشگاه مرتب نبود. فاطى که ماشین خود را براى بردن یاسر و مهدى داده بود، مقدارى معطل شد. کار زیادى نداشتم. با مطالعه و استراحت گذراندم. به مجلس هم نرفتم؛ تلفنى با هیأت رییسه که جلسه داشت، صحبت کردم. پیش …
5 أبريل 1983
بعد از نماز تا ساعت هفت و نیم صبح مطالعه کردم. جلسه علنى داشتیم. قسمتى از ادامه جلسه را به آقاى یزدى سپردم و به دفترم آمدم؛ براى تکمیل کار کتاب «مکتب ها و ارزش ها». آقاى [محى الدین] فاضل [هرندى] [نماینده اقلید فارس] آمد و گزارش سمینارهاى لا…
4 أبريل 1983
ساعت هفت صبح احمدآقا تلفن کرد و گفت در مرکز معرفى شده که فرماندهان سپاه مى گفتند، کسى نبوده و ممکن است برنامه عوض شده یا اعتراف فریب بوده است. شبهه جوسازى بیشتر شد. عصر به مجلس رفتم. با وزراى نفت و اقتصاد سوریه ملاقات داشتم. از قرارداد جدید…
3 أبريل 1983
صبح زود بلند شدیم. بچه ها به مدرسه رفتند و من به مجلس. قبل از جلسه چند جمله اى صحبت کردم. چند لایحه تصویب شد و در تنفس براى قاریان قرآن که در مسابقه شرکت کرده اند و اعضاى حزب جمهورى اسلامى رفسنجان که به مجلس آمده بودند، صحبت کردم. ظهر در دف…
2 أبريل 1983
امروز هم در خانه ماندم و بیشتر وقت را به مطالعه کتب احادیث و فقه گذراندم. پیش از ظهر اخوى احمد آمد. کارمند [شرکت] مس سرچشمه است. وضع آنجا را توضیح داد. گفت کارشناسان یوگسلاوى و کارشناسان آلمان شرقى قسمت مولیبدن و پالایشگاه را به زودى تکمیل …
1 أبريل 1983
دیشب از احساس تنهایى در خانه راحت نبودم. به یکى از پاسدارها گفتم، آمد و در طبقه پایین خوابید. معمولاً آنها در حیاط مجاور مى خوابند. قبلاً در داخل خانه بیدار مى ماندند، ولى فعلاً چون همسایه امام هستیم و حفاظت از کوچه هاى اطراف شدید است، نیاز…
31 مارس 1983
بعد از نماز به مطالعه گزارش ها پرداختم. نزدیک ساعت هشت صبح، نخست وزیر آمد و سپس آقاى [على] شمخانى و بازجوهاى سران حزب توده [آمدند] و گفتند که سران حزب به حقایق بسیار خطرناکى اعتراف کرده و از توطئه مشترک دو ابرقدرت و ارتجاع پرده برداشته اند …
30 مارس 1983
شب راحت نخوابیده بودم و صبح با خستگى به مجلس رفتم. کارهاى ادارى را انجام دادم. آقاى [رضا] میرزا طاهرى رییس سازمان حفاظت محیط زیست آمد و راجع به لزوم بیشتر مطرح شدن آن سازمان و قدرت گرفتن آن و اهمیت آنجا و ماجراى آلوده شدن خلیج فارس صحبت کرد…
29 مارس 1983
تا ساعت ده صبح در خانه مطالعه کردم و مقدمه اى بر [کتاب] کارنامه مجلس که از طرف روابط عمومى براى سال سوم مجلس تهیه شده، نوشتم. خدمت امام رفتم؛ حال شان خوب است. از پیشرفت کارها راضى بودند و به آینده خوش بین. درباره طرحى که در مجلس به امضاى 81…
28 مارس 1983
تمام امروز در خانه ماندم. مطالعه مى کردم و مى نوشتم و کتاب «ارزش ها و مکتب ها» را اصلاح مى کردم. فائزه و حمید که از سفر مازندران برگشته اند، آمدند. حمید از لزوم تعیین تکلیف اراضى مى گفت که زمین داران تکلیف شان را بدانند و دل به کار بدهند و …
27 مارس 1983
رییس جمهور براى دیدار از نیروهاى دریایى و هوایى و افتتاح سد میناب به بندرعباس رفته اند. من هم قرار بود بروم، ولى به خاطر شرایط موجود، دوستان گفتند، درست نیست ما دو نفر در یک سفر همراه باشیم؛ باید به خاطر حفظ امنیت احتیاط کرد. از نخست وزیر خ…
26 مارس 1983
تمام روز درخانه ماندم؛ مطالعه مى کردم و مى نوشتم. با آقاى موسوى اردبیلى تماس گرفتم و براى خواندن نمازجمعه آینده قرار گذاشتم. با آقاى [میرحسین] موسوى نخست وزیر درباره وضع زلزله و اقداماتى که کرده اند، صحبت کردم. ابتدا گفتند بیش از هزار نفر ت…
25 مارس 1983
تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه براى خطبه هاى نمازجمعه، مطالعه مى کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم؛ بحث هاى عدالت اجتماعى تعقیب شد و شرحى بر بیانات امام در روز نوروز گفتم. سخنان ایشان، موضع ما را در مقابل طرفداران سرمایه دارى محک…
24 مارس 1983
تمام روز در منزل بودم و مطالعه مى کردم. پیش از ظهر تلفنى با [آیت الله]آقاى خامنه اى صحبت کردم؛ شرح سفر را گفتم و از جبهه پرسیدم. از قول سرهنگ صیاد شیرازى نقل کردند که وضع خوب است و دو سه روز دیگر براى گزارش خواهند آمد، ولى از آقاى محسن رضای…
23 مارس 1983
بعد از نماز نخوابیدیم؛ مقدارى با آقاى موسوى اردبیلى درباره وضع کشور، آینده انقلاب، مشکلات و امکانات صحبت کردیم. سپس مقدارى در فضاى باغ قدم زدیم. دو زندان در دو گوشه باغ وجود داشت؛ مردانه و زنانه. از اینکه در کنارمان وجود جمعى محبوس را احساس…
22 مارس 1983
قرار گذاشته بودیم، براى استراحت با آقاى موسوى اردبیلى به نوشهر برویم. آقاى [میرحسین] موسوى [نخست وزیر] گفتند آنجا محل دنجى هست؛ آقاى [ابوالحسن] الهبداشتى نماینده نوشهر هم از ما خواستند. پاسدارها جلوتر رفتند که در فرودگاه نوشهر منتظر باشند. …
21 مارس 1983
صبح زود به انجام کارهایم پرداختم و تا رسیدن لحظه تحویل سال نو مطالعه کردم. مقدارى هم با یاسر بازى کردم. لحظه تحویل سال نو با عفت و یاسر صبحانه خوردیم. مهدى و فاطى هم در منزل مرحوم لاهوتى بودند. به پیام هاى امام[خمینى] و [آیت الله] آقاى خامن…