خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اردیبهشت ۱۳۷۸
خواندن
3 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 07:50کد خبر26435

دیشب از احساس تنهایى در خانه راحت نبودم. به یکى از پاسدارها گفتم، آمد و در طبقه پایین خوابید. معمولاً آنها در حیاط مجاور مى خوابند. قبلاً در داخل خانه بیدار مى ماندند، ولى فعلاً چون همسایه امام هستیم و حفاظت از کوچه هاى اطراف شدید است، نیازى به کشیک دادن

دیشب از احساس تنهایى در خانه راحت نبودم. به یکى از پاسدارها گفتم، آمد و در طبقه پایین خوابید. معمولاً آنها در حیاط مجاور مى خوابند. قبلاً در داخل خانه بیدار مى ماندند، ولى فعلاً چون همسایه امام هستیم و حفاظت از کوچه هاى اطراف شدید است، نیازى به کشیک دادن پاسداران خودمان - نه در داخل خانه و نه در خارج خانه - نیست. تا ساعت هشت و نیم صبح مطالعه مى کردم.

دکتر ولایتى[وزیر امورخارجه] آمد. از برخورد وزیر نفت با سوری ها گله داشت و مناسب با دوستى سوری ها و نیازهاى خودمان نمى دانست. خبر از تجاوز هوایى هواپیماى بارى شوروی ها به ایران داد که از آذربایجان وارد خاک ما شده و بعد از دو ساعت و نیم از مرز سرخس در خراسان بیرون رفته است. روس ها به طور رسمى عذرخواهى کرده اند. گفته اند به خاطر خرابى سیستم ناوبرى، این اشتباه رخ داده است. از مرز افغانستان هم تجاوز کرده اند. مى تواند بى ارتباط با مسأله توده ای ها نباشد. در رابطه با رود اترک هم مسایلى داشته اند. بخشى از رود، از مرز مشترک به داخل خاک شوروى نقل مکان داده و روستاهاى مرزى ما را از آب محروم کرده است. اخیراً از طرف ما اقداماتى شده. رودخانه را خاکبردارى کرده اند و قسمتى از آب را برگردانده اند. احتمال دارد شوروی ها اقدامى بکنند.

جریان اعترافات توده ای ها را به ایشان گفتم که مواظب باشند و براى مذاکره با کشورهاى عربى نفتى هم تأکید کردم که تفاهمى براى جلوگیرى از سقوط قیمت نفت به وجود آید. قرار بود دکتر هادى در ایام عید، مذاکراتى در عربستان سعودى بکنند؛ گویا نرفته است. قرار شد مانع ناراضى شدن سوری ها هم بشوند. در مورد نشت نفت در خلیج فارس هم، قرار شد فعال تر حرکت کنند.

با [آیت الله]آقاى خامنه اى، تلفنى صحبت کردم. گفتند در سفر به هرمزگان و خراسان خیلى خسته شده اند و بنا شد براى رسیدگى به برنامه جبهه ها و اعترافات توده ای ها، جلسه اى در آینده نزدیک داشته باشیم. قرار شد اگر فردا باشد به خانه ما بیایند.

نمازجمعه را به آقاى موسوى اردبیلى واگذار کردم. ظهر فائزه و حمید لاهوتى آمدند. فائزه ناهار درست کرد. سئوالاتى از تربیت بدنى براى مجله جدیدشان آورده بود که نوار پرکردم. به عفت و فاطى گفتم که امروز به نوق هم بروند.

عصر مقدارى از کتاب «نظام حقوق» شهید مطهرى را مطالعه کردم. فیلم «روزهاى خوش» ژاپنى را تماشا کردم؛ خیلى جالب است. ترویج خوبى براى کار، نظم، وطن دوستى و وظیفه شناسى است. تلفنى با رییس جمهور صحبت کردم و از وضع جنگ و غیره پرسیدم. ایشان هم تازه مهمى نداشتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا