خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 07:44کد خبر26431

تمام امروز در خانه ماندم. مطالعه مى کردم و مى نوشتم و کتاب «ارزش ها و مکتب ها» را اصلاح مى کردم. فائزه و حمید که از سفر مازندران برگشته اند، آمدند. حمید از لزوم تعیین تکلیف اراضى مى گفت که زمین داران تکلیف شان را بدانند و دل به کار بدهند و سرمایه گذارى

تمام امروز در خانه ماندم. مطالعه مى کردم و مى نوشتم و کتاب «ارزش ها و مکتب ها» را اصلاح مى کردم. فائزه و حمید که از سفر مازندران برگشته اند، آمدند. حمید از لزوم تعیین تکلیف اراضى مى گفت که زمین داران تکلیف شان را بدانند و دل به کار بدهند و سرمایه گذارى کنند. لایحه مصوب مجلس، از شوراى نگهبان- با اشاره امام - برگشته و بلاتکلیف مانده است. ملاقاتى با یکى از کارمندان دفتر داشتم. عیدى به او دادم. به آشپز دفتر امام و به دو راننده جدید هم عیدى دادم. شام را با پاسداران با هم خوردیم.

گزارش ها را از دفتر آوردند، خواندم؛ مسأله مهمى نیست، جز موفقیت هاى محدودى در سرکوبى ضدانقلاب در کردستان. خبرى هم بود که براى بحث درباره مهار چاه هاى نوروز، از کویت به ایران آمده اند.

شب، فیلم «اشک تمساح» را دیدم که ضدانقلاب را دست انداخته، مثل «شاه دزد».   پیامى براى سمینار دانشجویان و دانش آموزان کرمان نوشتم.  معمولاً این گونه سمینارها - که خیلى هم زیاد است - از ما پیام مى خواهند که براى همه نمى توانیم بنویسیم و تبعیض هم مشکل مى آفریند؛ ولى به هر حال مرتکب شده ایم!

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا