قرار گذاشته بودیم، براى استراحت با آقاى موسوى اردبیلى به نوشهر برویم. آقاى [میرحسین] موسوى [نخست وزیر] گفتند آنجا محل دنجى هست؛ آقاى [ابوالحسن] الهبداشتى نماینده نوشهر هم از ما خواستند. پاسدارها جلوتر رفتند که در فرودگاه نوشهر منتظر باشند. ساعت سه و نیم
قرار گذاشته بودیم، براى استراحت با آقاى موسوى اردبیلى به نوشهر برویم. آقاى [میرحسین] موسوى [نخست وزیر] گفتند آنجا محل دنجى هست؛ آقاى [ابوالحسن] الهبداشتى نماینده نوشهر هم از ما خواستند. پاسدارها جلوتر رفتند که در فرودگاه نوشهر منتظر باشند. ساعت سه و نیم بعد از ظهر با آقاى [موسوى] اردبیلى از فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. هوا بد بود و هواپیما تلاطم داشت. بخشى از اعضاى خانواده با ما بودند. در فرودگاه [نوشهر] امام جمعه و نماینده شهر و جمعى از پاسداران به استقبال آمدند. به محل اقامت موعود منتقل شدیم. معلوم شد بخشى از باغ کاخ شاه است که جدا کرده اند و مقر سپاه است. بخش دیگر آن را تبدیل به دانشکده نیروى دریایى کرده بودند.
از همان اول معلوم شد که امکان استراحت در آنجا نیست؛ چون سپاهیان و مسئولان شهر ما را تنها نمى گذاشتند و براى خانواده هم جاى مناسبى نداشتند. تا آخر شب مشغول گفت وگو بودیم و محل سکونت هم سالن کتابخانه سپاه بود.
سپاهیان گزارش وضع شان را دادند و براى مقابله با تروریسم جنگل، کمک بیشترى مى خواستند. به آنها گفتم موضوع خیلى مهم نیست و با تشکیل بسیج در روستاهاى حاشیه جنگل، مى توانند آنها را سرکوب کنند. مى گفتند براى همان هم امکانات نمى دهند. امام جمعه، سپاه و دیگران، مسایل اختلافى روحانیون منطقه در دو خط محافظه کار و تندرو را مطرح کردند.
بچه ها را به تماشاى هتل انقلاب - هایت سابق - بردند؛ مى گفتند خیلى مجلل است. پاسدارها از بى مبالاتى خانم هاى مسافر گله داشتند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام