صبح زود بلند شدیم. بچه ها به مدرسه رفتند و من به مجلس. قبل از جلسه چند جمله اى صحبت کردم. چند لایحه تصویب شد و در تنفس براى قاریان قرآن که در مسابقه شرکت کرده اند و اعضاى حزب جمهورى اسلامى رفسنجان که به مجلس آمده بودند، صحبت کردم. ظهر در دفترم آقاى
صبح زود بلند شدیم. بچه ها به مدرسه رفتند و من به مجلس. قبل از جلسه چند جمله اى صحبت کردم. چند لایحه تصویب شد و در تنفس براى قاریان قرآن که در مسابقه شرکت کرده اند و اعضاى حزب جمهورى اسلامى رفسنجان که به مجلس آمده بودند، صحبت کردم.
ظهر در دفترم آقاى کروبى آمد و گزارشى از لبنان داد. آقاى [سیدسجاد] حججى نماینده میانه آمد و از اینکه ماشین بنزى که مجلس به او فروخته، پس گرفته اند، گله داشت. آقاى [غفور صادقى] گیوى نماینده خلخال آمد و از فرماندار خلخال گله داشت و از وزیر کشور که على رغم نظر بازرسى کل کشور او را عزل نمى کند.
عصر جلسه اى براى بررسى مواضع حزب [جمهورى اسلامى] براى طرح در کنگره داشتیم. آقایان ربانى املشى، [محسن] دعاگو، جاسبى، مهندس باهنر و دکتر ولایتى هم بودند. سپس در شوراى مرکزى حزب شرکت کردیم. وزیر جدید مسکن مطرح بود. قرار است وزیر عوض شود.
آقاى [سراج الدین] کازرونى معاون وزیر کشور مطرح است. آیین نامه انتخابات شوراى مرکزى در کنگره را تصویب کردیم. آخر شب به خانه آمدم. بچه ها خوابیده بودند. شام خوردم و خوابیدم.
ساعت یک بعد از نصف شب آقاى نخست وزیر تلفن کرد و گفت امشب راجع به اعترافات حزب توده، اطلاعات جدیدى داده اند. ساعت چهار صبح دو نفر از سپاه آمدند و گفتند یکى از آنها اعتراف کرده که امشب برنامه دارند و سرنخ هایى داده است. بنابراین دیشب آماده باش داده اند و سپاه هم براى گرفتن افراد مورد نظر، وارد عمل شده است. احمدآقا هم آمد، قرار شد از امام مواظبت بیشترى بکنند. احتمال جوسازى براى اهداف مورد نظرشان هم مى دهیم؛ خصوصاً با ملاقات هاى نابهنگام.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام