خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 07:50کد خبر26440

وضع ماشین بچه ها براى رفتن به مدرسه و دانشگاه مرتب نبود. فاطى که ماشین خود را براى بردن یاسر و مهدى داده بود، مقدارى معطل شد. کار زیادى نداشتم. با مطالعه و استراحت گذراندم. به مجلس هم نرفتم؛ تلفنى با هیأت رییسه که جلسه داشت، صحبت کردم. پیش از ظهر

وضع ماشین بچه ها براى رفتن به مدرسه و دانشگاه مرتب نبود. فاطى که ماشین خود را براى بردن یاسر و مهدى داده بود، مقدارى معطل شد. کار زیادى نداشتم. با مطالعه و استراحت گذراندم. به مجلس هم نرفتم؛ تلفنى با هیأت رییسه   که جلسه داشت، صحبت کردم. پیش از ظهر احمدآقا آمد و راجع به ادعاهاى سپاه در خصوص اعترافات سران [حزب] توده مذاکره کردیم؛ نقاط مبهم دارند. عصر فاطى به حزب [جمهورى اسلامى] رفت. شام مان باقیمانده شام دیشب بود که ناهار را هم از همان خورده بودیم. از آقاى رییس جمهور احوال پرسى کردم؛ حال شان بهتر است.

دکتر ولایتى [وزیر امورخارجه] تلفن کرد و از به تردید افتادن نتیجه رأى گیرى درباره طرح اجازه استخدام غیر لیسانس در وزارت [امور] خارجه نگران بود. با مهندس موسوى درباره کیفیت برخورد با شرط عراق، براى آتش بس در خلیج فارس جهت مهار کردن چاه هاى نفت مشتعل نوروز صحبت کردم؛ عراق گفته است سازمان ملل نظارت کند تا ایران استفاده هاى دیگر نبرد. سفیر ما در کویت هم گفته که هیچ شرطى را نمى پذیریم. نظر من این است که از فرصت استفاده کنیم و آتش سوزى را مهار کنیم تا متهم به مسامحه در آلوده کردن محیط زیست نشویم و جلوی خسارت هدر رفتن نفت را هم بگیریم؛ گرچه عراق مقصر است، ولى تبلیغات دشمنان قوى تر است. قرار شد غیر از عبور کشتی هایمان به ماهشهر، بقیه شروط را بپذیریم. شب یکى از خطبه هاى نمازجمعه را براى چاپ آماده کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا