خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 07:44کد خبر26429

تمام روز درخانه ماندم؛ مطالعه مى کردم و مى نوشتم. با آقاى موسوى اردبیلى تماس گرفتم و براى خواندن نمازجمعه آینده قرار گذاشتم. با آقاى [میرحسین] موسوى نخست وزیر درباره وضع زلزله و اقداماتى که کرده اند، صحبت کردم. ابتدا گفتند بیش از هزار نفر تلفات داشته ایم،

تمام روز درخانه ماندم؛ مطالعه مى کردم و مى نوشتم. با آقاى موسوى اردبیلى تماس گرفتم و براى خواندن نمازجمعه آینده قرار گذاشتم. با آقاى [میرحسین] موسوى نخست وزیر درباره وضع زلزله و اقداماتى که کرده اند، صحبت کردم. ابتدا گفتند بیش از هزار نفر تلفات داشته ایم، ولى مجدداً تلفن کردند و گفتند، تلفات خیلى نبوده و حدود صد نفر تا به حال مشخص شده است. وزیر راه و وزیر کشور به منطقه رفته اند.

درباره کیفیت برخورد با موضوع نشت نفت چاه هاى نوروز در دریا و آلوده شدن محیط زیست و سروصداى خبرگزاری ها مبنى بر خطر آلوده شدن سواحل کشورهاى حاشیه خلیج فارس، [با نخست وزیر] مشورت کردیم؛ ما باید موضع طلبکارانه بگیریم؛ چون عراقی ها زده اند و مانع از تعمیر و اطفا هستند. ایشان گفتند باد نفت ها را به سوى جنوب مى برد. عراق هر وقت در جبهه ها ضربه مى خورد، دست به این گونه شرارت ها مى زند و تبلیغات استکبارى و منطقه هم به نفع او عمل مى کنند.

عصر آقاى ناصرکمره اى به دیدنم آمد و کتابى از تألیفات پدرش را آورد – فتاواى سلمان- . آخر شب از دفتر امام، نامه اى از کردستان آوردند که مسئول سپاه در بوکان از عدم توجه به خواسته ها و نیازها، سخت گله مند است و کمک مى خواهد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا