خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 07:50کد خبر26441

صبح زود به مجلس رفتم. قبل از جلسه، گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى چند لایحه تصویب شد. در تنفس براى تماشاچیان که از ساوه، اصفهان، شهرکرد و وزارت نفت آمده بودند، صحبت کردم؛ درباره خشم ابرقدرت ها از مطرح شدن اسلام انقلابى به عنوان مکتب. آقاى یزدى ادامه

صبح زود به مجلس رفتم. قبل از جلسه، گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى چند لایحه تصویب شد. در تنفس براى تماشاچیان که از ساوه، اصفهان، شهرکرد و وزارت نفت آمده بودند، صحبت کردم؛  درباره خشم ابرقدرت ها از مطرح شدن اسلام انقلابى به عنوان مکتب. آقاى یزدى ادامه مجلس را اداره کردند و من به دفترم آمدم و به کار اصلاح مواضع حزب [جمهورى اسلامى] پرداختم.

ظهر آقاى مشهدى عیدى اراکى، کارگرى که بیست سال پیش هنگامى که براى منبر رفتن در اراک بودم، مهمان او شدم، با همسر و پسرش آمدند؛ پذیرایى کردم و عیدى دادم. او هم صدتومان براى قلم و کاغذ بچه هاى من عیدى داد. عصر شاخه پزشکان حزب جمهورى اسلامى آمدند؛ براى آنها مفصلاً صحبت کردم.  از دفتر مشاورت [ارتش] آمدند و گزارش ها را دادند؛ ازجمله ربوده شدن یک هواپیماى سى - 130 ارتش و رفتن به عربستان و برگشت آن؛ از وضع بد مرزهاى ما در خراسان با شوروى و اردوگاه اسراى عراقى هم گفتند.

در دفتر [آیت الله]آقاى خامنه اى، جلسه شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] داشتیم. اصلاحات اساسنامه براى طرح در کنگره مطرح بود و کیفیت دعوت از نمایندگان مجلس در کنگره. آقاى [آیت الله] خامنه اى در رابطه با انجام وظایف ارتش، حکم جدید امام و احاله نیابت فرماندهى کل قوا مشورت کردند. آخر شب به خانه آمدم. حاجیه والده از قم آمده بودند؛ خوشحال شدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا