روزنوشتهای سال ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۶۰
فرصتى براى استراحت به دست آمد و توفيقى براى مطالعه. قبل از رفتن به نماز جمعه، مرورى بر مجموعه اخبار و مناسبت هاى هفته - كه ستاد نماز جمعه براى امام جمعه تهران هر هفته تهيه مىكند- نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۰
دو روز عقب ماندگى در نوشتن خاطرات را جبران و ساعتى هم، تفسير مطالعه كردم. با توجه به وضع روحى خود و وضع جامعه، آيات راجع به جنگ احد را انتخاب كردم. سپس به زيارت امام رفتم.

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۰
چون شب در مجلس خوابيده بودم، يك ساعت زودتر مشغول كار شدم. گزارش ها را خواندم و متن خطبه عربى نماز جمعه را نوشتم و براى ترجمه فرستادم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۰
دو روز تأخير در نوشتن خاطرات را اول وقت نوشتم. سپس به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتيم. بحث درباره لايحه بودجه بود. پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه علنى بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۰
با كمى تأخير به مجلس رفتم. بحث در جزیيات لايحه بودجه شروع شد و پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۰
جلسه علنى، ادامه بحث در كليات بودجه داشتيم. نيمى از وقت جلسه را من اداره كردم و نيم ديگر را آقاى [على اكبر] پرورش.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۰
به خاطر بودجه كه به موجب آیيننامه، بايد حداقل روزى پنج ساعت جلسه علنى داشته باشيم، وقت جلسه را ساعت شش صبح قرار داده بوديم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۰
بعد از صرف سحرى نخوابيدم و دوساعت براى خطبههاى نماز جمعه مطالعه كردم. على، اخوى زاده كه دوماه در جبهه غرب با سپاه پاسداران بوده، آمد و خوشحال شدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۰
صبح زودتر از هر روز به مجلس رفتم. آقاى مرادى دادستان انقلاب رفسنجان آمده بود و به خاطر اينكه ايشان را عزل كردهاند، كمك خواست. معتقد است كه نفوذ رقباى محلى، مؤثر بوده.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۰
شب خيلى دير خوابيدم و بعد از سحر هم، خواب عميقى نرفتم. جلسه علنى داشتيم و طرح احزاب مطرح بود.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۰
دير از خواب بيدار شدم. بعد از سحرى خوردن، ساعت سه ونيم صبح خوابيده بودم، نزديك ساعت هشت صبح از خواب پريدم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۰
دو روز از خاطرات عقب مانده را نوشتم. جلسه علنى داشتيم و لايحه احزاب مطرح بود. چند ماده تصويب شد. ریيس دفتر جديد را دعوت به كار كردم .
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۰
اول صبح آقاى محسن رضایى به منزل آمد و گزارشى از وضع مبارزه با گروهك ها داد. معلوم شد كه عامل انفجار دفتر حزب جمهورى اسلامى، (منافق فرارى [محمدرضا] كلاهى) از [نيروهاى سازمان] مجاهدين خلق است.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۰
جلسه علنى نداشتيم. حدود ساعت نه ونيم به مجلس رفتم. براى كميسيون آیيننامه مدتى انتظار كشيدم. نصاب لازم به دست نيامد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۰
روزه گرفتم؛ ولى بعدازظهر از طرف مراجع اعلام شد كه ثابت نشده، امروز ماه رمضان باشد. عدهاى صبح زود به خانه آمدند و آقاى تحريريان خبر بازداشت آقاى ميناچى را داد و كمك خواست.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۰
بعد از آسيب ديدن آقاى خامنهاى، امام من را مأمور اقامه نماز جمعه فرمودهاند. براى برگزارى نماز جمعه از تحريرالوسيله قدرى مسائل نماز جمعه را مطالعه نمودم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۶۰
ساعت شش صبح - يك ساعت قبل از جلسه علنى - به مجلس رفتم، زيرا صبح زود، اطلاع رسيده بود كه ضدانقلاب، برنامه خرابكارى در مجلس دارد.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۰
اول صبح در مجلس، تعدادى از آيات سوره آل عمران، در رابطه با جنگ احد را مطالعه كردم كه خيلى شبيه شهداى پريشب بودند، آقاى بهشتى، حمزه و ديگران [سپاه اسلام]؛ جلسه هيأت ریيسه داشتيم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۰
در جلسه طولانى مشورتى، كيفيت اعلان فاجعه، پيام ها و اقدامات فورى را مورد مشورت قرار داديم و تصميم هايى گرفتيم. گزارش ها نشان مىداد كه بيش از شصت نفر شهيد و بيش از بيست مجروح داريم.
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۰
اول وقت، دو روز خاطرات را نوشتم و ساعت شش ونيم به بيمارستان قلب رفتم. حال آقاى خامنهاى، رضايتبخش بود. من را شناختند. كمى راحت شدم.
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا




