روزنوشت‌های سال ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. ساعت هفت و نیم تا ده و نیم صبح و سپس از دو و نیم بعد از ظهر تا ده و نیم شب در جلسه علنی بودم. در بندهای 5 و 13 تبصره 29 که اجازه استفاده از منابع خارجی می دهند، بحث های داغی مطرح بود و کمیسیون برنامه به خوبی دفاع کرد و

ادامه مطلب
بدون فیلتر، در کست‌باکس عبدی مدیا بشنوید

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۷

مطابق معمول ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم و ساعت هشت به جلسه رفتم و تا ده و نیم در جلسه ماندم. هیأت بلغاری آمدند و پیام [آقای ژیکوف] رئیس جمهورشان را آودند و بر سفرم به بلغارستان تأکید کردند . از سفرشان راضی اند. رئیس آنها خیلی پر حرف بود و ضمن خواندن

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. هنوز هم در گزارش ها مسئله سلمان رشدی در صدر است . از ساعت هفت و نیم تا ده و نیم صبح در جلسه علنی بودم. تبصرهای بودجه در دستور است و خسته کننده است. ظهر عقد ازدواج یکی از دوستان مهدی به نام «احمدلو» را بستم. داماد و عروس هر دو پاسدارند. از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم و ساعت هشت به جلسه علنی رفتم و تا ده و نیم ماندم. سپس به دفترم آمدم. آقای [محمد حسن] زورق آمد و برای مشکلات خانوادگی چاره جویی کرد. آقای محسن رضائی برای تأکید براصلاح بودجه سپاه آمد؛کمیسیون کم کرده است. ساعت دو و نیم بعد از ظهر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۷

هنوز هم مسئله سلمان رشدی در رأس اخبار و گزارش ها است . از ساعت هشت تا ده و نیم صبح در جلسه بودم. در تنفس برای جمعی از خانواده های شهدای لاریجان صحبت کردم . دکتر روحانی آمد. درباره سفر به چین - که دعوت شده – پرسید؛ موافقت کردم. درباره کنترل نیروهای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح برای شرکت در ملاقات [به مناسبت میلاد امام حسین(ع) و روز پاسدار] به دفتر امام رفتم. قبل از شروع جلسه، با امام خصوصی ملاقات کردم و خواستم که ایشان در دیدار صحبت کنند؛ نپذیرفتند. اصرار کردم. گفتند قسم خورده اند که در این جلسه صحبت نکنند. لابد

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه ها مطالعه کردم. هنگام نماز جمعه باران می بارید. به ملاحظه حال نمازگزاران، خطبه ها را کوتاه کردم ، ولی یک ساعت طول کشید. به محض رسیدن ظهر تمام کردم . ظهر محسن و بچه ها اینجا بودند. گزارش مرکز تحقیقات مهندسی جنگ

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت و ربع به مجلس رسیدم. حساسیت ها در مسئله سلمان رشدی و قطع رابطه ما با انگلستان در گزارش ها مشهود است. از ساعت هشت و ربع تا دوازده و ربع در جلسه علنی بودم. کلیات بودجه تصویب شد. عصر هم به خاطر عدم حضور دو نایب رئیس، جلسه را اداره کردم. خسته

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت به مجلس رسیدم. در گزارش ها هنوز هم مهمترین مسئله، کتاب آیات شیطانی و قطع رابطه با انگلستان است . تا ظهر در جلسه علنی ماندم. کلیات لایحه بودجه مطرح بود. ظهر [آقای مجید قاسمی] رئیس بانک مرکزی آمد. راجع به مشکل مصوبه اخیر مجلس و دولت در خصوص

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. دکتر ولایتی تلفنی گفت که لازم نیست در مورد قطع رابطه با انگلیس از مجلس سئوال شود. چون هر سه شرط مجلس عمل نشده و فقط محتوای کتاب به صورت ضعیفی محکوم شده؛ نظر خود وزیر این است که اعلان قطع رابطه شود. بالاخره ظهر اعلان قطع روابط

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۷

امروز در منزل بودم و کارهای عقب مانده را انجام دادم. ظهر محسن و فاطی هم آمدند. عصر عقد خواهر یکی از پاسداران را هم بستم. دکتر ولایتی تلفن کرد و درباره تصمیم در خصوص روابط با انگلیس مشورت کرد. آنها نیم بند به شرایط مجلس عمل کرده و محتوای کتاب را محکوم

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۷

در منزل بودم. به خاطر خستگی و تراکم کارهای چند روز سفر به مجلس نرفتم. کارها را از دو دفتر به منزل آوردند، انجام دادم. مقداری در حیاط قدم زدم. برف ها تازه آب شده و حیاط از پوشش برف در آمده است. عصر باران آمد. آقای جواد لاریجانی، درباره مسائل جاری سیاست

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح استاندار آمد. راجع به مسائل استان صحبت شد و از ضعف مدیریت بنیاد شهید انتقاد داشت و از شهردار اصفهان دفاع کرد. به نمایشگاه صنایع نظامی سپاه رفتیم و از یک زیر دریایی که ساخته بودند، بازدید کردم؛ 52 تُن وزن و 17 سرنشین ظرفیت دارد و یک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به فرودگاه رفتیم و با هلی کوپتر به سوی کوهرنگ حرکت کردیم. برف سنگینی روی زمین منطقه نشسته بود. روی جاده جلوی تونل اول کوهرنگ فرود آمدیم. روستایی های اطراف فهمیدند و اجتماع کردند و گوسفند قربانی کردند و خیلی خوشحال استقبال و تظاهرات نمودند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۷

تا ساعت هشت صبح در مهمانسرا بودیم. اخبار رادیوهای خارجی و داخلی را گوش دادم . به مرکز توپخانه رفتم. در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح صحبت کردم . سیمیولاتور [= شبیه ساز] آموزش دیده بانی توپخانه را دیدیم. به هوانیروز رفتم و از مرکز تعمیرات هلی کوپتر و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح از منزل به سوی فرودگاه رفتیم و ساعت هفت و نیم با هواپیما همراه نمایندگان اصفهان و وزیر معادن و جمعی از ارتشیان و سپاهیان به سوی اصفهان پرواز کردیم. در هواپیما صبحانه صرف شد و توضیحات درباره ذوب آهن و فولاد مبارکه را شنیدم. در فرودگاه اصفهان با

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۷

صبح زود به مجلس رفتم. بیشتر مطالب، گزارش ها و اخبار، مربوط به مسئله سلمان رشدی و حکم امام است. انگلیس از طرح مجلس جا زده و اعلان کرده مایل به قطع رابطه با ایران نیست . قبل از شروع جلسه به نمایندگان اطلاع دادم که حضرت امام، نظر خاصی درباره طرح قطع رابطه

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رفتم. تا ساعت یک کارهای اداری را انجام دادم. گزارش ها می گوید مسئله سلمان رشدی با حالت تهاجمی مسلمانان و اوج گرفتن حمایت از ایران، همچنان در رأس اخبار است . در جلسه شورای بازسازی شرکت کردم. بعد از بحث زیاد تصویب شد که به بخشی از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت و ربع به مجلس رسیدم. عمده تلکس ها و گزارش های جهانی مربوط به مسئله کتاب آیات شیطانی، روابط ایران و غرب و عکس العمل موافق و مخالف است؛ این فتنه به این زودی نمی خوابد. کم کم مسلمانان و طرفداران ما حالت تهاجمی به خود می گیرند. در جلسه علنی تا ساعت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. معاون وزیر دفاع کره شمالی آمد. خواستار اجرای قراردادهای خرید تسلیحات قبل از آتش بس شد. آنها را متوقف کرده ایم. مدعی اند که مواد اولیه را خریده اند و مقداری را هم ساخته اند. قرار شد بخشی را بیاوریم و بخشی را تبدیل به انتقال

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۷

در منزل بودم و فقط برای نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم و هر دو خطبه را در ارتباط با ماجرای کتاب آیات شیطانی ایراد کردم . عصر بستگان برای امور شخصی آمدند. گزارش ها را آوردند. هنوز در دنیا مسئله فتوای امام در مورد مهدورالدم بودن رشدی در رأس اخبار و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی از مجلس به خانه آورده بودم که تقریباً تمام وقت روز را گرفت. کمی هم در حیاط منزل قدم زدم. عفت به دیدار خانواده های شهدای شهرک شهدا واقع در جنوب تهران رفت. نامه های زیادی آورد و خواسته ها و انتقادات آنها را منعکس کرد. محسن عصر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. بیشتر گزارش ها و تلکس های خبری مربوط به مسئله سلمان رشدی است. تا ظهر در جلسه علنی ماندم. لایحه مالیات تمام نشد و عصر هم جلسه گذاشتیم و تا مغرب ادامه داشت تا بالاخره تمام شد. خطر افراط در مصوبه وجود داشت؛ ماندم که اعتدال حفظ

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. بیشتر تلکس های بین المللی مربوط به حوادث مربوط به کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی است . جامعه اقتصادی اروپا همگی سفیرانشان را از ایران فرا خوانده اند. به آقای [علی محمد] بشارتی گفتم وزارت خارجه اعلان کند که ما هم متقابلاً سفرایمان را می

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۷

آقای محسن رضائی اطلاع داد که گزارش پیشروی عراق در منطقه مهران صحت ندارد. آقای کیانی مسئول انتظامات بیت را احضار کردم و درباره خبر سخت گیری نسبت به آقای [سیدمجتبی] ذوالنوری که با طلاب رزمنده به ملاقات امام می رفتند، توضیح خواستم. گفت ایشان می خواست

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ بهمن ۱۳۶۷

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح مطالعه کردم. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنی ماندم. آقای [غلامعباس] زائری آمد. اجازه گرفت ماشینش را برای ادای قرضش بفروشد. معمولاً هر نماینده در هر دوره تسهیلاتی از مجلس برای اتومبیل می گیرد. ظهر یکی از نمایندگان آمد. درباره

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ بهمن ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. قرار بود شورای سیاست گذاری [بازسازی] جلسه داشته باشد، ولی چون نخست وزیر از سفر ترکیه به تهران نرسیده بود، جلسه را لغو کردیم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد و گفت با آرژانتین تفاهم نامه امضاء شده و خواستار حمایت برای تصویب و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۶۷

در منزل بودم. در گزارش ها و اخبار جهانی، موضوع حکم امام به اعدام نویسنده کتاب آیات شیطانی، بیشترین بخش را به خود اختصاص داده و دشمنان اسلام از آن برای کوبیدن امام و اسلام و شیعه استفاده می کنند و لابد تا مدتی این تبلیغات ادامه خواهد داشت؛ گر چه شرکت

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ بهمن ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رفتم. آقای [علی] فلاحیان [قائم مقام وزیر اطلاعات] آمد. درباره صنایع شیمیایی پارچین گزارش آورد و گفت نامه ای در پاسخ آقای منتظری نوشته و می خواهد به روزنامه بدهد. گفتم به روزنامه ندهد، برای خودشان بفرستد.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ بهمن ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز تا ساعت هشت کارهای دفتر را انجام دادم. در گزارش ها مسئله کتاب آیات شیطانی و حکم امام به اعدام سلمان رشدی، انعکاس وسیع و منفی دارد . در جلسه علنی در این ارتباط صحبت کردم ولی به عنوان توطئه کفر جهانی برای شکستن

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ بهمن ۱۳۶۷

برف سنگینی می بارد. دو روز است یکسره می آید. فکر می کنم برف به این سنگینی در این چند سال نداشته ایم. ساعت نه صبح حرکت کردیم. عبور و مرور به زحمت انجام می شد. به مدرسه عالی شهید مطهری رفتم. در سمینار اصناف، درباره مشکلات ناشی از گرانی شدید و راه های

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ بهمن ۱۳۶۷

اول وقت به مجلس رفتم. برف سنگینی می بارید. گزارش ها راخواندم. در جلسه علنی از حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن تشکر کردم و در مورد آزادی زندانیان سیاسی با عفو امام حرف زدم . ساعت نه و نیم برای شورای بازسازی به مقر ریاست جمهوری رفتم. وزرای صنایع و معادن

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ بهمن ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. فیلم اعترافات نظامیان خائن و جاسوس از گروه منافق و سلطنت طلب را دیدم. آقای [محمود] محمدی عراقی [جانشین نماینده امام در سپاه پاسداران] آمد. درباره امور سپاه و آئین نامه های مالی و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ بهمن ۱۳۶۷

امروز راهپیمایی خوبی برگزار شد. مردم خیلی شرکت کرده بودند. دیشب و امروز برف و باران باریده. عصر آشیخ محمد هاشمیان آمد. درباره موقوفات شیخیه صحبت شد. به هتل لاله رفتیم و در جلسه پایانی حضور مهمان های خارجی [دهه فجر] صحبت کردم . شام را با آنها خوردم. به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ بهمن ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. گزارش ها را آوردند، خواندم. مثل اینکه بین سران مجاهدین افغانی اختلاف بروز کرده است؛ اگر علاج نشود، ممکن است به مشکل برخورد کنند. آقای حسین امین آمد و برای عدم حذف نام خودش از هنرستانی که در رفسنجان ساخته است،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ بهمن ۱۳۶۷

امروز تعطیل بود. در منزل ماندم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. بر عناوین روزنامه کیهان سال 57 و 59 مروری کردم. مهدی که از سفر جزایر جنوب برگشته بود، گزارش داد. عفت و بچه ها عصر به تماشای جشنواره فیلم در وزارت خارجه رفتند. شب بستگان آمدند. احمدآقا تلفن کرد و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ بهمن ۱۳۶۷

چون امام ملاقات داشتند، خیابان ها[ی جماران] شلوغ بود . با تأخیر از خانه حرکت کردیم. ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. آقای [سید محمد] خاتمی [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی] برای تنظیم ملاقات با وزرای مدعو آمد. وزیران حج و تبلیغات و فرهنگ کشورهای زیمبابوه،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ بهمن ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها روابط ایران و فرانسه و انتقادات مطبوعات ایران از سیاست فرانسه، مورد توجه است. پرسنل نیروی هوایی آمدند. سرود اجرا کردند. برایشان صحبت کردم . آقایان فرجی و نوری از دادستانی انقلاب آمدند. وضع زندانیان و ضعف

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح دکتر جزایری آمد. برای عکسبرداری از کمرم به درمانگاه بیت[امام] رفتیم. نظرش این شد که مهره پائین با مجاور خود جوش خورده، ولی بنا شد با دیگران مشاوره کنند. ساعت نه و نیم به دفتر ریاست جمهوری رفتم. جلسه شورای بازسازی به خاطر نبودن نخست

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۷

پیش از ظهر چند ملاقات داشتم. عصر [آقای رولان دوما] وزیر خارجه فرانسه آمد. در جلسه رسمی مذاکرات معمولی و با تعارفات عادی بود. درخواست جلسه خصوصی داشت، پذیرفتم. در دفترم با حضور دکتر ولایتی ملاقات خصوصی داشتیم. درباره حقوق بشر صحبت شد. ما طلبکار شدیم و

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ بهمن ۱۳۶۷

محسن آمد. از ضعف مدیریت و عدم توجه به اولویت موشک شهاب 2 انتقاد داشت. ساعت نه و نیم صبح به دانشکده علوم نظامی نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] رفتیم. مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان افسری و اعطاء جوایز و سخنرانی و رژه بود. سپس از خوابگاه ها و کلاس های درس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۶۷

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل مطالعه می کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. هوا سرد بود، برای همین خطبه ها را کوتاه ایراد کردم . عصر یک فیلم از تلویزیون تماشا کردم. مسعود فرح بخش - خلبان - آمد. انتقاداتی به اداره ایران ایر [= شرکت هواپیمایی ملی

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ بهمن ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به ستاد کل [فرماندهی نیروهای مسلح] رسیدم. در آمفی تأتر برای افسران در مورد فلسفه تشکیل ستاد کل و لزوم انجام و هماهنگی نیروهای مسلح صحبت کردم و جواب سئوالات را دادم. در دفترم وزرای سپاه، دفاع، برنامه، صنایع و جمعی دیگر آمدند. از تأخیر

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ بهمن ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مدرسه شاهد ایثار در خیابان میرداماد رفتیم. ساعت نه و سه دقیقه زنگ انقلاب را به صدا در آوردم. این مراسم در سراسر کشور به مناسبت سالگرد ورود امام به تهران در لحظه فرود هواپیما انجام شد. برای بچه ها صحبت کردم . از آنجا به محل سازمان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۷

صبح زود به مجلس رفتم در جلسه علنی خیلی نماندم و برای انجام کارها به دفترم آمدم. آقای [محمد صادق] خلخالی [رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس] آمد و برای تدارک هیأت عازم لیبی استمداد کرد؛ چون وزارت خارجه موافق نیست، همکاری نکردم. معمولاً لیبی افراد را مستقیماً

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به مقر ریاست جمهوری رسیدیم. تا ساعت دو بعد از ظهر جلسه شورای بازسازی داشتیم. با حضور وزرای مربوط درباره ورود مواد خام برای کارخانه ها به صورت ارز آزاد، بحث کردیم. قرار شد جمعی از وزیران، طرح جامعی در هفته آینده بیاورند که برخی از

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۷

صبح زود به مجلس رفتم. برف از پریشب شروع شده و ادامه دارد. خیابان ها پوشیده از برف و نسبتاً خلوت است. اصلاحیه بودجه در دستور بود. تا ظهر یکسره کار کردیم. بعد از ظهر هم دو ساعت کار کردیم تا تمام شد. ظهر برای جمعی از بسیجیان مازندران که به مجلس آمده بودند،

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۷

دیشب برف سنگینی باریده بود. امروز هم تا شب می بارید. از خانه بیرون نرفتم. کارها را از مجلس آوردند، انجام دادم. عفت و فاطی به کنگره زنان رفتند. ناهار از آشپزخانه دفتر امام آوردند. عصر آقایان [محمد] باقریان و [طهماسب] مظاهری، برای مشورت در خصوص بنیاد جنگ

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۷

در منزل بودم. محسن و فاطی و بچه ها آمدند. گفتم منزلشان را نفروشند، اجاره بدهند. چون امنیت ندارند، خودشان نمی روند سکونت کنند و در خانه اجاره ای هستند. درباره کارهای زمین های البرز قم با محسن صحبت شد. آقای [ابولفضل] توکلی بینا آمد. گزارش سفر به آمریکا را

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۷

معمولا روزهای پنجشنبه به دفتر فرماندهی [کل قوا] می رفتم. امروز به خاطر برنامه جلسه غیر علنی مجلس نرفتم و جلسه غیر علنی هم به خاطر کارشکنی روزنامه رسالت لغو شد. ساعت نه و نیم به دفترم رفتم. تا ظهر گزارش ها را خواندم. ظهر آقای [سید منصور] رضوی رئیس سازمان

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت یازده در جلسه علنی بودم. اعتبار نامه [آقای ابوطالب محمودی] نماینده گلپایگان و نماینده بروجرد که مورد اعتراض قرار گرفته بودند، مطرح بود. اولی تصویب و دومی رد شد. ظهر جمعی از مدیران وزارت راه به ملاقات آمده بودند.

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۷

نزدیک صبح بیدار شدم. با شیر و خرما سحری خوردم. صبح زود به مجلس رفتم. دیشب برف باریده و خیابان ها لغزنده بود. در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. قرار بود جلسه رسمی غیر علنی داشته باشیم. جلسه تشکیل شد، ولی چون دستور جلسه دیر توزیع شده بود، جلسه را تعطیل و به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح همراه آیت الله خامنه ای، خدمت امام رفتیم. دکترها انگشتان شصت پاهایشان را پانسمان می کردند؛ چون ناخن در گوشت فرو می رفته، درآورده اند. درد هم دارند و مسکن مصرف می کنند. آقای خامنه ای، پیش نویس سیاست های مصوب شورای عالی بازسازی را به

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده صبح در جلسه علنی بودم. به دفترم برگشتم. [آقای حسن رضایی دوبنداری] نماینده اندیمشک آمد و گفت می خواهند از وزیر کشور درباره مسائل خوزستان سئوال کنند. آقای احمد ناطق نوری [نماینده

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۷

با تأخیر به مجلس رسیدم. آقای رمضانی دادستان اصفهان آمد. گزارشی از وضع اصفهان در خصوص اختلاف علما، عدم حضور امام جمعه، عدم توجهات کافی سیاسی، وجود ابهامات و ناهماهنگی مسئولان و نهادها داد. خواست که سفری به اصفهان کنم؛ راهنمایی هایی نمودم. مدیران بانک

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۷

در منزل بودم. درباره ساختارهای نظامی بعضی از کشورها مطالعه کردم. عقد ازدواج یکی از کارمندان سفارتمان در لندن را بستم. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی رئیس سازمان هلال احمر] آمد. راجع به اسرای ایرانی و عراقی مذاکره کرد و پیشنهاد داشت در آزادی اسرا تسریع

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به ستاد [کل فرماندهی نیروهای مسلح] رسیدم. آقای [علی] شهبازی آمد. درباره امور ارتش نظراتی داد. آقای [محمد] فروزنده آمد. درباره محل فرماندهی مهندسی و اعتبارات استمداد کرد. گفتم برای احداث اسکله ای در ساحل بهمن شیر مطالعه کند. آقای

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده و نیم در مجلس ماندم. ساعت یازده [آقای کارلوس آندرس پرز] رئیس جمهور ونزوئلا به ملاقات آمد. در حیاط مجلس از آنها استقبال کردم. مذاکرات درباره تقویت و هماهنگی اوپک به منظور بالا بردن قیمت نفت بود. مدعی است

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۷

صبح زود به طرف مجلس حرکت کردیم. دیشب برف زیادی آمده بود. یک ساعت و چهل دقیقه در راه بودم. ساعت هشت با رهبران مجاهدین افغانی وقت ملاقات گذاشته بودیم؛ با چهل دقیقه تاخیر به مجلس رسیدم. آنها منتظر بودند. دکتر ولایتی گزارش سمینار و مذاکرات خصوصی را داد. سپس

ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح برای جلسه شورای بازسازی به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم. آقای رهبری آمد و درباره مصوبات قبلی نظراتی داشت که بررسی شد. آقای خامنه ای مزاحمت مأموران وزارت کشور در خراسان، نسبت به موقوفات آستان قدس رضوی و آقای [واعظ] طبسی را مطرح کردند؛ آنها

ادامه مطلب

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا