ساعت هشت صبح برای شرکت در ملاقات [به مناسبت میلاد امام حسین(ع) و روز پاسدار] به دفتر امام رفتم. قبل از شروع جلسه، با امام خصوصی ملاقات کردم و خواستم که ایشان در دیدار صحبت کنند؛ نپذیرفتند. اصرار کردم. گفتند قسم خورده اند که در این جلسه صحبت نکنند. لابد
ساعت هشت صبح برای شرکت در ملاقات [به مناسبت میلاد امام حسین(ع) و روز پاسدار] به دفتر امام رفتم. قبل از شروع جلسه، با امام خصوصی ملاقات کردم و خواستم که ایشان در دیدار صحبت کنند؛ نپذیرفتند. اصرار کردم. گفتند قسم خورده اند که در این جلسه صحبت نکنند. لابد می دانستند که بنا است من اصرار نمایم. نمایندگان مجلس و فرماندهان سپاه و کمیته و نخست وزیر و هیأت دولت و بعضی از مسئولان بنیاد شهید بودند. من صحبت کوتاهی کردم و جلسه ختم شد.
به ورزشگاه شهید شیرودی رفتم و در مراسم روز پاسدار شرکت کردم. جمعیت انبوهی بود. نمایش راپل [= صعود و نزول از ارتفاع] دادند. برایشان صحبت کردم . برای شرکت در جلسه مجمع تشخیص مصلحت به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم، بحث درباره تعزیرات حکومتی بود.
نزدیک ساعت دو بعداز ظهر به مجلس رفتم. پس از کمی استراحت به جلسه علنی رفتم. تا ساعت سه ونیم در جلسه بودم. [آقای صاحب زاده یعقوب خان] وزیر خارجه پاکستان آمد. درباره افغانستان و کنفرانس اسلامی در ریاض و روابط با عربستان و توسعه روابط با پاکستان مذاکره شد. به نظرم رسید که بیشتر برای حل مشکل مجاهدان هفت گانه و هشت گانه افغانستان آمده است.
تا ساعت هفت و نیم در دفترم کار کردم. جلسه سران قوا در دفترم تشکیل شد. دکتر ولایتی هم آمد. درباره شرکت در کنفرانس ریاض بحث شد. به نظر رسید که اگر در سطح مدیر کل شرکت کنیم، بد نباشد. بالاخره قرار شد از امام هم نظر بخواهیم. درباره تحکیم روابط با شوروی مذاکره شد. تأیید شد که در جهت تحکیم و توسعه روابط حرکت کنیم، به خصوص که با غربی ها مشکل پیدا کرده ایم. درباره مشکلات صادرات صنایع دستی مذاکره شد. قرار شد که برای آن تسهیلات قائل شوند. دیر وقت به خانه رسیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام