خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 12:42کد خبر28751

صبح زود به مجلس رفتم در جلسه علنی خیلی نماندم و برای انجام کارها به دفترم آمدم. آقای [محمد صادق] خلخالی [رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس] آمد و برای تدارک هیأت عازم لیبی استمداد کرد؛ چون وزارت خارجه موافق نیست، همکاری نکردم. معمولاً لیبی افراد را مستقیماً

صبح زود به مجلس رفتم در جلسه علنی خیلی نماندم و برای انجام کارها به دفترم آمدم. آقای [محمد صادق] خلخالی [رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس] آمد و برای تدارک هیأت عازم لیبی استمداد کرد؛ چون وزارت خارجه موافق نیست، همکاری نکردم. معمولاً لیبی افراد را مستقیماً دعوت می کند که در گذشته بدون کنترل می رفته اند.

آقایان [عبدالکریم] شرعی و [علی اکبر] پرورش آمدند. از انتقادی که در جلسه خصوصی نمایندگان نسبت به روزنامه رسالت به خاطر طرح جلسه سری مجلس نموده بودم، گله داشتند که قانعشان کردم . [روزنامه رسالت] عمل خلاف و غیر قابل دفاع و مستحق سرزنشی کرده است. مهدی آمد. عازم مازندران است؛ اجازه گرفت.

ظهر سه کارگر نمونه زن را آوردند که دو نفرشان مادر و همسر شهید بودند. تشویقشان کردم و به هر کدام یک سکه بهار آزادی دادم. عصر اعضای مجمع علمای [مسملین] لبنان آمدند. آنها خواستار توجه بیشتر جمهوری اسلامی به لبنان و علما هستند. از رفع فتنه میان امل و حزب الله راضی بودند و ضمن قبول تأثیر عتاب من در نماز جمعه به حزب الله و امل، می گفتند باید از حزب الله دلجویی شود.

با رادیو جبهه برای آزادگان مصاحبه کردم . آقای علی جنتی برای امور دفتر فرماندهی [کل قوا] آمد. آقای [مصطفی] ترابی برای امور حفاظت و مشکلاتش با وزارت اطلاعات آمد. دکتر ولایتی خبر موفقیت در آشتی حزب الله و امل را تلفنی داد. آقای محسن رضائی از محکومیت چند نفر از فرماندهان سپاه در دادگاه نظامی به خاطر تخلفات گله کرد.

آقای [اسدالله] بیات تلفنی خواست که برای تخفیف مجازات چند نفر از [کارکنان سازمان] صدا و سیما که به دستور امام، به خاطر مصاحبه ای که حضرت زهرا(س) را الگوی مناسب زنان امروز ندانسته اند و محکوم شده اند، اقدام شود . با اخوی محمد صحبت کردم. گفت از آقای موسوی اردبیلی خواسته است که تقاضای عفو کند . نظر اکثر این است که اینها بچه های خوبی اند و مستحق این وضع نبودند .

برای سخنرانی در کنفرانس اندیشه اسلامی به هتل استقلال رفتم. درباره ارکان تبلیغ موفق صحبت کردم و به سئوالات جواب دادم . شام را همان جا خوردم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا