خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 13:36کد خبر28757

ساعت هشت و نیم صبح دکتر جزایری آمد. برای عکسبرداری از کمرم به درمانگاه بیت[امام] رفتیم. نظرش این شد که مهره پائین با مجاور خود جوش خورده، ولی بنا شد با دیگران مشاوره کنند. ساعت نه و نیم به دفتر ریاست جمهوری رفتم. جلسه شورای بازسازی به خاطر نبودن نخست

ساعت هشت و نیم صبح دکتر جزایری آمد. برای عکسبرداری از کمرم به درمانگاه بیت[امام] رفتیم. نظرش این شد که مهره پائین با مجاور خود جوش خورده، ولی بنا شد با دیگران مشاوره کنند.

ساعت نه و نیم به دفتر ریاست جمهوری رفتم. جلسه شورای بازسازی به خاطر نبودن نخست وزیر و آقای موسوی اردبیلی تشکیل نشد. درباره آینده ارتش و سپاه مذاکره کردیم. دو نظر و دو راه اصلی مورد بحث بود: 1- سپاهیان نیروی ویژه پاسدار انقلاب باشند و بسیج و حفاظت را داشته باشند و ارتش مسئولیت حفاظت از مرزها را داشته باشد. 2- سپاه تدریجاً نیروی زمینی باشد و دو نیروی هوایی و دریایی آن در ارتش ادغام شود. به نتیجه ای نرسیدیم. قرار شد با امام در میان بگذاریم.

بعد از نماز و ناهار به مجلس رفتم. چون خوب نخوابیده بودم، کسل بودم. عصر مصاحبه ای با تلویزیون درباره جایگاه مجلس داشتم . آقایان معادیخواه و ایازی و علیزاده و کلباسی که روی «کلید قرآن» در قم کار می کنند، آمدند و گزارش پیشرفت کار را دادند. ده گروه پنج نفره مشغول کارند و در حد کامپیوتری کردن هستیم . شب تا ساعت نه در دفترم کار کردم. به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا