ساعت هفت صبح به فرودگاه رفتیم و با هلی کوپتر به سوی کوهرنگ حرکت کردیم. برف سنگینی روی زمین منطقه نشسته بود. روی جاده جلوی تونل اول کوهرنگ فرود آمدیم. روستایی های اطراف فهمیدند و اجتماع کردند و گوسفند قربانی کردند و خیلی خوشحال استقبال و تظاهرات نمودند.
ساعت هفت صبح به فرودگاه رفتیم و با هلی کوپتر به سوی کوهرنگ حرکت کردیم. برف سنگینی روی زمین منطقه نشسته بود. روی جاده جلوی تونل اول کوهرنگ فرود آمدیم. روستایی های اطراف فهمیدند و اجتماع کردند و گوسفند قربانی کردند و خیلی خوشحال استقبال و تظاهرات نمودند.
با مسئولان وزارت نیرو درباره تونل سوم برای تأمین آب اصفهان مذاکره کردیم. آنها اعتبار می خواهند. حدود دو میلیارد تومان خرج دارد ؛ قول حمایت دادم.
از آنجا به کارخانه پلی اکریل رفتیم. در دفتر کارخانه، مدیرعامل توضیح کامل داد. سپس از بخش های مختلف بازدید کردیم؛ جالب است و بسیار مهم به نظرم آمد.
از آنجا به مرکز صنایع نظامی اصفهان رفتیم. منطقه وسیعی است؛ 20×35 کیلومتر مربع با چندین کارخانه، یک شهرک و همه امکانات زیربنایی. بعد از ناهار و استراحت و بازدید از سطح منطقه و کارخانه های ساخت گلوله 23 میلیمتری و توپ سازی و صنایع شیمیایی و شنیدن توضیحات مدیران، مغرب به اصفهان برگشتیم.
در مهمانسرا خانواده های شهدا آمدند. به حرفشان گوش دادم و برایشان صحبت کردم . سپس روحانیت مبارز اصفهان آمدند. درباره مسائل عمده مملکت سئوالاتی داشتند. برایشان توضیحاتی دادم. به پذیرش نامزدی ریاست جمهوری اصرار داشتند. جلسه خوبی بود. بعد از شام با دکتر [محمد کریم] شهرزاد درباره برنامه فردا در دانشگاه مشورت شد. به منزل تلفن زدم. عفت و محسن به قم رفته بودند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام