خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 13:41کد خبر28774

در منزل بودم. کار زیادی از مجلس به خانه آورده بودم که تقریباً تمام وقت روز را گرفت. کمی هم در حیاط منزل قدم زدم. عفت به دیدار خانواده های شهدای شهرک شهدا واقع در جنوب تهران رفت. نامه های زیادی آورد و خواسته ها و انتقادات آنها را منعکس کرد. محسن عصر

در منزل بودم. کار زیادی از مجلس به خانه آورده بودم که تقریباً تمام وقت روز را گرفت. کمی هم در حیاط منزل قدم زدم. عفت به دیدار خانواده های شهدای شهرک شهدا واقع در جنوب تهران رفت. نامه های زیادی آورد و خواسته ها و انتقادات آنها را منعکس کرد.

محسن عصر آمد. درباره موشک و وضع مدیریت سپاه در امور صنعت موشکی مذاکره شد. مدیریت روشنی در سپاه حاکم نیست. مهدی روزه بود. قضای روزه هایی که در ماه رمضان به جبهه رفته ایم، می گیرد. عصر کارهای دو دفتر را آوردند که تا شب انجام دادم. نظر فقها در مورد سّب پیغمبر(ص) را به مناسبت مسئله سلمان رشدی، از کتاب «جواهر» مطالعه کردم. نظر بسیاری از فقها این است که اگر ضرری متوجه نشود، باید سب کننده را کشت، ولی حکم اخیر حضرت امام درباره رشدی، شرط عدم خطر و ضرر را قید نکرده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا