روزنوشتهای سال ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۶۲
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. کنفرانس وزراى خارجه 18 کشور عربى - در بغداد - به نفع عراق و علیه ما قطعنامه داده است. در جلسه علنى، کار تبصره هاى بودجه تمام شد و با حدود 400 ساعت کار در کمیسیون و 67 ساعت در جلسه علنى، بودجه تصویب گردید. پیش از ظهر
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۲
بعد از نماز صبح، گزارش ها را خواندم و از جبهه احوال پرسى کردم. هنوز خستگى دیروز را در خود احساس مى کردم. در جلسه علنى مجلس، لایحه بودجه مطرح بود. صبح و عصر جلسه داشتیم. دو سه بار در اثر بى نظمى نمایندگان، عصبانى شدم. پیش از ظهر به دفترم آمدم. آقاى ربانى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۲
پیش و بعد از ظهر جلسه علنى داشتیم. نزدیک غروب، هیأت نیکاراگوئه اى به ملاقات آمد. حدود یک ساعت صحبت کردیم. از مشکلات شان و مزاحمت هاى آمریکا و ضدانقلاب گفتند و کمک مى خواستند. سئوالاتى هم از وضع شان کردم و اطلاعاتى گرفتیم. مدعى موفقیت در بسیارى از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۲
بعد از نماز، گزارش ها را خواندم و از جبهه خبر گرفتم. دشمن پاتک شروع نکرده و علت آن هم انجام عملیات محدود ما در شب گذشته بود. از چند نقطه، نیروهاى ما خودشان را به دشمن نزدیک کرده اند. دشمن احساس خطر کرده و نمى تواند روى جزیره، بیشتر سرمایه گذارى کند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۲
بعد از نماز، گزارش ها را خواندم. هیاهوى عراقی ها زیاد است و وعده پس گرفتن جزایر را مى دهند. سروصداى استفاده از بمب شیمیایى با رفتن مجروحان به کشورهاى اروپایى بلند شده و آمریکا هم موضع منفى در این خصوص - علیه عراق - گرفته است. از قرارگاه نجف
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۲
کارهایى در قرارگاه داشتم که انجام دادم. با دکتر روحانى و سرهنگ موسوى قویدل و رحیم صفوى درباره جنگ، مشورت هایى انجام شد. نزدیک ظهر به قرارگاه نجف رفتیم. آمار تلفات را خواستم، آوردند. معلوم شد حدود 1800 شهید و حدود 5 هزار مفقود و حدود 15 هزار مجروح
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۲
صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد که دیشب کارى نکرده ایم. قرار بود در جزیره ضربه اى بزنند. تصمیم گرفتم براى نظارت بیشتر به جنوب بروم. به [جلال] ساداتیان و قویدل اطلاع دادم. براى خطبه هاى نمازجمعه کار کردم. با آقاى رییس جمهور صحبت کردم که اعلامیه نظامى
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۲
صبح زود، بعد از نماز به مجلس رفتم. از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد دیشب در داخل جزیره [مجنون] ضربه اى به عراقی ها وارد کرده اند و آنها عقب رفته اند. سوژه اغلب گزارش ها، هنوز جزایر مجنون و اسلحه شیمیایى است. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنى بودم. لایحه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۲
با جبهه تماس گرفتم. گفتند پاتک شدید عراق، امروز هم ادامه یافته است. قرارگاه نجف کمى نگران بود. عراق همه چیز را براى پس گرفتن جزیره [مجنون] تجهیز کرده و ما هم مشکل تدارک جزیره را داریم. پیشرفت کار پل، کند شده است. پلى براى عبور از آب هور ابتکار کرده اند
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۲
اول وقت از قرارگاه نجف، احوال پرسیدم. گفتند دشمن از جنوب جزیره پاتک کرده و درگیرى شدید است. نمایندگان هم نگران جنگ هستند. بودجه در دستور کار مجلس است و هر روز جلسه داریم. میدان وسیعى براى نمایندگان است و خیلى ها مایلند حرف بزنند؛ مخصوصاً در آستانه
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۲
صبح زود با جبهه تماس گرفتم. پاتک دشمن به جزیره شروع شده، ولى دفاع خوب است. مشکل حمل و نقل و تدارک نیروها را در جزیره داریم. قسمتى از جلسه علنى را اداره کردم و براى انجام کارهاى مانده به دفترم آمدم. گزارش ها را خواندم. جو بین المللى کمى اصلاح شده است. با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۲
بعد از نماز، گزارش ها را خواندم و در جلسه علنى مجلس شرکت کردم و پیش از ظهر به دفترم برگشتم. ظهر آقاى موسوى خوئینى ها آمد و از طرف آقاى منتظرى، مطالبى را پیام آورد. معلوم مى شود، گزارش هاى نادرست به ایشان داده اند. توضیحاتى دادم. ایشان فکر مى کنند ارتش با
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۲
به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. منابع خبرى غربى، بر مبناى کذب شهداى زیاد در عزیر، تبلیغات شدیدى به نفع صدام و علیه ما به راه انداخته اند. با جبهه تماس گرفتم، تازه مهمى نداشتند. در جلسه علنى مجلس شرکت کردم. کلیات [لایحه] بودجه سال 63 مطرح است. ساعت ده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۲
بعد از نماز صبح، از قرارگاه نجف، درباره عملیات دیشب توضیح خواستم. معلوم شد در حد بازپس گیرى همان خاکریز پریشب پیشرفت کرده اند. گفتند دشمن از بمب شیمیایى استفاده نموده و ارتباطات بى سیم را - که وسیله هدایت و هماهنگى واحدهاى درگیر است - مختل کرده است. از
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۲
بعد از توقف عملیات، استراحت کردیم و فرماندهان را براى جمع بندى و تصمیم جدید خواستیم. قرارگاه کربلا براى بار دوم در عمل ناموفق، ولى براى شب آینده آماده عمل بود؛ بر خلاف دفعه قبل که به کلى از عمل در موضع ناموفق، منصرف شده بود. در جلسه فرماندهان، برنامه شب
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۲
صبح زود آقاى [محمد باقر] حکیم و بعضى از اعضاى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق آمدند. درصددند براى مناطقى از عراق که به تصرف ما مى آید، برنامه ریزى کنند. اطلاع از تخلیه شرق دجله نداشتند. مى گفتند عراقی هاى مهاجر، سخت به هیجان آمده و به جبهه ها رو آورده
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۲
آقایان حسین خرازى و ابراهیم همت فرماندهان لشکرهاى امام حسین (ع) و محمد رسول الله (ص) را خواستیم و براى باز کردن راه زمینى جزیره مذاکره کردیم. مأموریت به دو لشکر داده شد. [آقاى هوشنگ صدیق] فرمانده نیروى هوایى را هم احضار کردیم و راجع به تأمین فضاى هور و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۲
صبح زود با جبهه تماس گرفتم. با رمز خبر دادند، از سه محورى که قرار بود عمل بکنند، در عزیر نسبتاً موفق و در قرنه کمى پیشرفت و در محور طلائیه - جزیره اصلاً عمل نشده بود. در جزیره به دلیل اینکه نیروهاى دشمن داخل جزیره آمده بودند، نیرو فقط صرف اخراج آنان شده و
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۲
صبح زود به مجلس رفتم. با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد در جنوب جزیره که قرار بود عملیات داشته باشیم، عمل نکرده اند؛ در جزیره عمل کرده اند و نسبتاً موفق بوده اند و در القرنه نیمه موفق. نمایندگان از اینکه به سلامت از جبهه آمده ام، ابراز شادمانى مى کردند. پیش
ادامه مطلب
خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۲
صبح خیلى زود بیدار شدیم. بعد از نماز، از قرارگاه نجف اطلاع گرفتیم. معلوم شد که دیشب عمل الحاق انجام نشده است؛ به خاطر اینکه در طلائیه، میدان مین را نتوانسته اند باز کنند. از داخل جزیره [مجنون] هم عمل نکرده اند. در کنار دجله، نیروهاى شمال و جنوب ما،
ادامه مطلبباید خواند
پربازدیدهای عبدی مدیا




