خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 11:32کد خبر26779

بعد از نماز، گزارش ها را خواندم و در جلسه علنى مجلس شرکت کردم و پیش از ظهر به دفترم برگشتم. ظهر آقاى موسوى خوئینى ها آمد و از طرف آقاى منتظرى، مطالبى را پیام آورد. معلوم مى شود، گزارش هاى نادرست به ایشان داده اند. توضیحاتى دادم. ایشان فکر مى کنند ارتش با

بعد از نماز، گزارش ها را خواندم و در جلسه علنى مجلس شرکت کردم و پیش از ظهر به دفترم برگشتم. ظهر آقاى موسوى خوئینى ها آمد و از طرف آقاى منتظرى، مطالبى را پیام آورد. معلوم مى شود، گزارش هاى نادرست به ایشان داده اند. توضیحاتى دادم. ایشان فکر مى کنند ارتش با طرح عملیات خیبر مخالف بوده و سپاه تحمیل کرده است. عملیات را کاملاً شکست خورده مى دانند؛ چون نجف آباد خیلى تلفات داشته است.

عصر در جلسه شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] شرکت کردم. بحث انتخابات بود.

شب در دفتر آقاى رییس جمهور جلسه داشتیم؛ فرماندهان نظامى و قرارگاه هم بودند. راجع به عملیات آینده صحبت کردند و مذاکره کردیم، اما به جایى نرسیدیم. نه سپاه طرحى آورده بوده و نه ارتش؛ آقایان [رحیم] صفوى و قویدل هم با اصل عمل در اطراف بصره - با این شرایط - موافق نبودند. سرهنگ صیاد هم روى همان وحدت فرماندهى تکیه داشت و بالاخره با اوقات تلخى جدا شد و رفت. براى خواب به مجلس رفتم. خیلى دیروقت خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا