خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اسفند ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 12:13کد خبر26792

صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. با قرارگاه نجف تماس گرفتم. گفتند دیشب، دشمن در طلائیه حمله کرده، ولى سرکوب و فرارى شده و عده اى اسیر و کشته و مجروح داده است. در جلسه علنى به آقایان ارومیان نماینده مراغه و دکتر منافى وزیر بهدارى به خاطر شهادت

صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. با قرارگاه نجف تماس گرفتم. گفتند دیشب، دشمن در طلائیه حمله کرده، ولى سرکوب و فرارى شده و عده اى اسیر و کشته و مجروح داده است. در جلسه علنى به آقایان ارومیان نماینده مراغه و دکتر منافى وزیر بهدارى به خاطر شهادت فرزندشان تبریک و تسلیت گفتم.

لایحه وزارت اوقاف و حج و زیارت مطرح بود که وزارت شدن آن رد شد. جلسه را به آقاى [موسوى] خوئینى ها سپردم و به دفترم آمدم. با شوراى نگهبان، براى تسریع در بررسى لایحه بودجه تماس گرفتم و خواستم که اعمال نظر خارج از محدوده شرع و قانون اساسى نکنند. جلسه شوراى سرپرستى صداوسیما در دفتر من تشکیل شد. چندین تصمیم اتخاذ گردید. عصر آقاى [رضا] امراللهى مسئول انرژى اتمى آمد. از اینکه در مجلس، بودجه اش صریحاً تصویب نشده و به دولت محول شده است، نگران بود. آقاى [حسین] کمالى آمد و راجع به حمایت از کاندیداهاى دیگران در مقابل حزب، توسط خانه کارگر مشورت کرد. با اینکه عضو حزب اند، مخالفت کردم و گفتم نباید از حزب تخلف کند. آقاى فاضل هرندى آمد و از حزب شیراز و اصفهان گله داشت و براى نامزد شدن از اصفهان یا شیراز مشورت کرد. قرار شد، فردا تعیین کنیم. آقاى نورى نماینده امام در کویت آمد؛ یک میلیون تومان براى جبهه آورد و خبرهاى خوبى از علاقه مردم عرب خلیج فارس نسبت به جمهورى اسلامى ایران گفت.

آقاى سرهنگ [عباس] بابایى آمد و از عدم همکارى سرهنگ هوشنگ صدیق فرمانده نیروى هوایى گله داشت. [مدیران] روابط عمومى مجلس آمدند و براى [برگزارى] هفته مجلس و انتخابات مشورت کردند. دکتر روحانى آمد، راجع به پیشنهاد وزارت نفت درباره جبهه صحبت کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا