صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد که دیشب کارى نکرده ایم. قرار بود در جزیره ضربه اى بزنند. تصمیم گرفتم براى نظارت بیشتر به جنوب بروم. به [جلال] ساداتیان و قویدل اطلاع دادم. براى خطبه هاى نمازجمعه کار کردم. با آقاى رییس جمهور صحبت کردم که اعلامیه نظامى
صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد که دیشب کارى نکرده ایم. قرار بود در جزیره ضربه اى بزنند. تصمیم گرفتم براى نظارت بیشتر به جنوب بروم. به [جلال] ساداتیان و قویدل اطلاع دادم. براى خطبه هاى نمازجمعه کار کردم. با آقاى رییس جمهور صحبت کردم که اعلامیه نظامى ستاد مشترک - که به صورت یکنواخت و بى محتوا درآمده است- از این شکل درآید. از قرارگاه نجف هم اطلاع گرفتم، معلوم شد امروز دشمن حرکتى ندارد. قرار گذاشتم، شب همگى در قرارگاه خاتم الانبیا در خوزستان باشیم. نمازجمعه را اقامه کردم. خطبه اى درباره انتخابات و خطبه اى راجع به جنگ ایراد کردم.
عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد و راجع به بنیاد تدوین تاریخ و نیازهاى آن و اساسنامه بنیاد مطالبى داشت. احمدآقا آمد و راجع به جنگ صحبت کرد. معتقد است، خیلى راه صلح احتمالى را نبندیم. از امام پیغام آورد که به گونه اى مشکل اختلاف آقایان صیاد [شیرازى] و محسن رضایى را حل کنم؛ گفتم مشکل است.
آقاى [محسن] رضایى از جبهه اطلاع داد که امروز دشمن در جزیره [مجنون] تحرکى نداشته و به تعویض نیروها پرداخته، ولى کنار اسکله را بمباران شیمیایى کرده است.
شب براى کمک به رزمندگان و تمشیت امور جبهه، به اهواز و از آنجا به قرارگاه خاتم الانبیا رفتیم. ساعت نه و نیم شب رسیدیم. فرماندهان دو قرارگاه هم آمدند. شرح وضع جزایر مجنون را گفتند؛ رضایت بخش بود. فشار دشمن زیاد است، ولى قابل دفاع هم هست. راجع به عملیات آینده، طرح روشنى نداشتند. قرار شد فردا به قرارگاه هاى کربلا و نجف برویم. آنها ساعت دوازده و نیم شب رفتند و ما خوابیدیم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام