خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 12:12کد خبر26788

پیش و بعد از ظهر جلسه علنى داشتیم. نزدیک غروب، هیأت نیکاراگوئه اى به ملاقات آمد. حدود یک ساعت صحبت کردیم. از مشکلات شان و مزاحمت هاى آمریکا و ضدانقلاب گفتند و کمک مى خواستند. سئوالاتى هم از وضع شان کردم و اطلاعاتى گرفتیم. مدعى موفقیت در بسیارى از

پیش و بعد از ظهر جلسه علنى داشتیم. نزدیک غروب، هیأت نیکاراگوئه اى به ملاقات آمد. حدود یک ساعت صحبت کردیم. از مشکلات شان و مزاحمت هاى آمریکا و ضدانقلاب گفتند و کمک مى خواستند. سئوالاتى هم از وضع شان کردم و اطلاعاتى گرفتیم. مدعى موفقیت در بسیارى از زمینه ها هستند. هدیه اى هم یکى از وزرای شان - که کشیش است - آورد: تمثال فلزى رهبر قدیمى شان. شب هم جلسه علنى داشتیم، خیلى خسته شدم و در جلسه [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] شرکت نکردم. در اثر خستگى زیاد و نیاز به استراحت، به منزل هم نیامدم. از جبهه اطلاع گرفتم، تازه و تحول مهمى نبود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا