بعد از توقف عملیات، استراحت کردیم و فرماندهان را براى جمع بندى و تصمیم جدید خواستیم. قرارگاه کربلا براى بار دوم در عمل ناموفق، ولى براى شب آینده آماده عمل بود؛ بر خلاف دفعه قبل که به کلى از عمل در موضع ناموفق، منصرف شده بود. در جلسه فرماندهان، برنامه شب
بعد از توقف عملیات، استراحت کردیم و فرماندهان را براى جمع بندى و تصمیم جدید خواستیم. قرارگاه کربلا براى بار دوم در عمل ناموفق، ولى براى شب آینده آماده عمل بود؛ بر خلاف دفعه قبل که به کلى از عمل در موضع ناموفق، منصرف شده بود.
در جلسه فرماندهان، برنامه شب آینده و نیروهاى عمل کننده مشخص شد و اطلاع رسید دشمن با ترس و وحشت از پیروزى دیشب، ضدحمله وسیعى را آغاز کرده و اولین موج آن دفع شده است.
تا نزدیک ظهر، چندین بار هواپیماهاى عراقى به اطراف قرارگاه نفوذ کردند و پدافند قرارگاه عمل کرد. حدس زدیم دشمن از حضور من در قرارگاه - از طریق کنترل تلفن ها یا جاسوس ها - خبر دارد. لذا به قرارگاه خاتم الانبیا که از تیربرد دشمن دورتر است، آمدیم.
آقاى سرهنگ جلالى فرمانده هوانیروز آمد. خواسته بودم گزارشى درباره خلبان هایى که در جریان هلى برد نیرو به جزایر، کوتاهى یا تمرد کرده اند، گزارشى تهیه شود. گزارشى آورد، اما ترجیح داد که رسیدگى به بعد از عملیات موکول گردد؛ پذیرفتم.
بهدارى سپاه آمار مجروحان قرارگاه نجف را تا آخر روز هشتم اسفند، حدود چهار هزار نفر داد. از شهدا، آمارى نداده است. مصدومان بمب هاى شیمیایى، حدود هزار نفرند که اکثر آنها مداوا شده اند.
بعد از نماز، بدون خوردن ناهار، براى رفع خستگى دیشب خوابیدم. بعد از خواب خبر دادند در طلائیه، فشار توپخانه دشمن زیاد است. مهمات توپ و آتش توپخانه براى جواب مى خواستند. به ارتش حواله کردم. آمادگى واحدها را براى عملیات امشب بررسى کردیم.
عراق ترسیده و تبلیغات وسیعى آغاز کرده است. ما ترجیح دادیم در این مرحله، زیاد تبلیغ نکنیم. آقاى [محمدحسن] زورق به جاى آقاى [کمال] خرازى، مسئولیت تبلیغات جنگ را در اینجا به عهده گرفته است. در نشستى، خط کار را مشخص کردیم؛ گرچه با عدم توفیق قرارگاه کربلا و نیز عدم استقرار نیروها در کنار دجله، هدف اصلى عملیات فعلاً از دسترس دور شده، ولى براى هدف درجه دوم باید برنامه تبلیغاتى مناسبى داشته باشیم. من در ذهن خودم، امید بسته بودم که با این عملیات، راه ختم جنگ را باز کنم؛ به این صورت که با در دست داشتن نقاط استراتژیک، در صورت آتش بس، بتوانیم خواسته هاى خودمان را تأمین کنیم و فکر مى کردم ارزش همه نقاطى که از خاک ایران در اختیار عراق است، کمتر از ارزش نقاط تصرفى ما در منطقه عملیات خیبر است؛ از القرنه تا العزیر و راه بصره به بغداد و نیز منطقه نفت خیز جزایر مجنون.
عصر آقاى صیاد [شیرازى] آمد و بار دیگر مطرح کرد که نمى تواند از کانال عبور کند و خط را بشکند و مثل گذشته از عدم امکان پیشرفت در عملیات گفت. در همین موقع از جاهاى دیگر هم اطلاع رسید که در شب گذشته پس از رسیدن به پل طلائیه، دوباره به نزدیک محل شروع عملیات برگشته اند و دشمن فشار فراوانى بر نیروهاى ما وارد کرده است. بالاخره خبر رسید که به موضع سابق دیشب برگشته اند. اما امشب دوباره در همان محل با همان هدف، عملیاتى انجام مى شود.
خبر رسید که دشمن در جنوب جزیره، آب انداخته است. نشان وحشت از هجوم ما از جزیره است و متأسفانه در آن موضع، از ارتش استفاده درستى نشد. عملیات دیشب هم به خاطر عدم اطاعت از دستور تصرف پل توسط آقاى [حسین] خرازى، ابتر ماند.
آقاى پرورش وزیر [آموزش و پرورش] هم آمد و ملاقاتى انجام شد. دو نفر از خلبانان سپاه هم آمدند. امروز کاروان کشتى هم داشته ایم که چهار کشتى و یک یدک کش گلوله خورده و چند نفر شهید شده اند. شب با منزل، تلفنى صحبت کردم. ساعت نه شب اطلاع دادند که نیروهاى ما با دشمن درگیر شده اند. خدا کند که موفق بشویم. کم کم دارد وضع دشوار مى شود.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام