20 يناير 1993
ساعت هشت به دفترم آمدم. ساعت نُه صبح، وزیر امورخارجه لبنان آمد. مذاکرات شبیه مذاکرات با آقای نبیه برى بود. مدعى است اوضاع اقتصادی لبنان رو به خوبى است و آینده خوبى دارند. سپس دکتر ولایتى گزارش سفر به اروپا را داد. از شخصیت لِخ والسا، رییس…
19 يناير 1993
ساعت هفت و نیم به دفترم آمدم. تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییسجمهور]، براى امور جارى آمد. گفتم به عنوان سخنگوى دولت، بیشتر به رسانهها اطلاعات بدهد. رییس مجلس کرواسى آمد. دربارة طرح تقسیم بوسنى و هرزگو…
18 يناير 1993
تا ساعت نُه صبح مقدارى از کارهاى عقب مانده را انجام دادم. مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمدند. دکتر[علی] لاریجانى توضیحات و گزارش داد. در جلسه خصوصى، خواستار دادن روحیه به آنها شد؛ مدعى است که دچار لَختى و بىحالیاند. صحبت محکم و تشویق…
17 يناير 1993
بعد از نماز و صبحانه و استماع اخبار، براى شروع کار شرکت جهاد خانهسازى، به پادگان لشکر امام حسین(ع) سپاه، واقع در جنوب اصفهان رفتیم. سپاه اراضى وسیع این پادگان را براى ساخت بیست هزار خانه اختصاص داده است. آقایان [سیدیحیی] رحیم صفوى، [قائمم…
16 يناير 1993
بعد از نماز گزارشها را خواندم. پس از صبحانه، با هلىکوپترها به سوى قرارگاه عملیاتى کویرزدایى در منطقه آواره اردستان پرواز کردیم؛ برخلاف دیروز هوا مساعد بود. پس از نزدیک یک ساعت پرواز کنار قرارگاه فرود آمدیم. در ارتفاعات برف نازکى نشسته بود…
15 يناير 1993
بعد از نماز و صرف صبحانه که کلهپاچه بود، با ماشین به سوى فلاورجان حرکت کردیم. برف مىبارید و امکان رفتن با هلىکوپتر نبود. ساعت هشت و نیم صبح به فلاورجان رسیدیم. در سرماى صبحگاهى و زیر برف، جمعیت زیادی اجتماع کرده بودند. آقاى شریعت، روحانى…
14 يناير 1993
ساعت هفت و نیم صبح از دفترم به فرودگاه رفتیم و بلافاصله به سوى اصفهان پرواز کردیم. وزیران معادن و فلزات، صنایع، اموراقتصادی و دارایی و معاونان و نمایندگان استان همراه بودند. ساعت هشت و نیم صبح در فرودگاه اصفهان استقبال رسمى بود. هواى فرودگا…
13 يناير 1993
بعد از نماز، تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم و گزارشهایى براى سفر به اصفهان مطالعه کردم. دکتر [مصطفی] معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی]آمد. گزارش خدمات خود را داد و از اهمیت دانشگاهها گفت و از بىتوجهى بعضى از مراکز اقتصادی و سازمان برن…
12 يناير 1993
براى بازدید چاپخانه اُفست، متعلق به وزارت آموزش و پرورش رفتیم. چاپخانه عظیمى با انواع ماشینهاى مدرن و نیمه مدرن، با حروفچینى کامپیوترى و فیلم و زینگ پیشرفته و مدیرى لایق است. اخیراً با کمک دولت، دو ماشین بسیار پیشرفته آوردهاند که ظرفیت را…
11 يناير 1993
ساعت نُه صبح، [آقای علی بوالفتح]، نماینده پلدختر و ملاوى آمد. جانباز است یک دست و یک پایش در جنگ قطع شده؛ فرمانده گردان بوده. از بعضى مسئولان اجرایى استان شکایت داشت و براى حوزه خود کمک خواست. ائمه جمعه و نمایندگان قزوین آمدند. خواستار تسر…
10 يناير 1993
آقاى [محسن] نوربخش، [وزیرامور اقتصادی و دارایی] آمد. گزارش وضع ریالى را داد و مذاکره براى فروش نفت به آمریکا و خرید کالا از آنها که بخشى از محل طلبمان باشد. از افراد مطلعى نقل کرد که بسیارى از همکاران نزدیک [بیل]کلینتون نظر مساعد نسبت به ا…
9 يناير 1993
بعد از نماز و استماع اخبار، ساعت هفت و نیم با یاسر و محافظان به سوى تهران حرکت کردیم. برف هم مىبارید. برف سنگینى در جادههاى کوهستانى نشسته بود، ولى راحت آمدیم؛ با نیم ساعت تأخیر رسیدیم. آقاى [محمد محمدی] رىشهرى، [نماینده ولیفقیه و سرپرس…
8 يناير 1993
دیشب چند بار بیدار شدم و همیشه برف را در حال باریدن دیدم. امروز هم تا ظهر یکسره برف بارید؛ البته سنگین نبود، ولى برف خوبى جمع شده است. مقدارى در برفها پیادهروى کردم. مقدارى با بچهها براى جمع کردن گلولههاى بزرگ برف همکارى داشتم و مقدارى…
7 يناير 1993
در گزارشها، اولتیماتوم کشورهاى غربى به عراق در مورد برچیدن موشکهاى ضد هواییاش از جنوب عراق مهم است و نیز خبر توقف کشتى مصرى حامل اسلحه ایران براى بوسنى و هرزگوین در کانال سوئز. ساعت نُه صبح با محافظان به سوى سد لتیان رفتیم. برف مىبارید.…
6 يناير 1993
بعد از نماز تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییسجمهور] آمد. امکانات جدی براى بازسازى مطالبه نمود و از سهمیه ارزى رییسجمهور دریافت کرد که بنا شد به ریال تبدیل و صرف بازسازى خانههاى خسارتدیدگان جنگ بشود.…
5 يناير 1993
ساعت هفت و نیم صبح به سمت دفتر حرکت کردم. برف سبکى مىبارد. مسئولان گزینش از سراسر کشور آمدند. آقاى [قربانعلی] درّى [نجفآبادی] توضیحات داد و من هم تشویقشان کردم؛ نگران بى قانونى هستند. قانون گزینش در مجلس گیر کرده است. آقاى [غلامرضا] فروز…
4 يناير 1993
دیشب کمى برف باریده است. ساعت نُه صبح، آقایان [عبدالحلیم] خدام، [معاون رییسجمهور] و فاروقالشرع، [وزیرامورخارجه سوریه] آمدند. مذاکرات دربارة فلسطین و عراق و خلیج فارس بود؛ مطلب تازهاى نداشتند. [آقایان احمد طاها، عبدالرحیم نوربخش، محمد عبا…
3 يناير 1993
رییس مجلس پاکستان، با جمع زیادی از همراهان و نمایندگان مجلس آمدند. مذاکرات دوستانه و تشریفاتى بود. سفیر کره شمالى براى خداحافظى آمد و خواست که توصیه کنم نفت تحویلشان بدهند. شوراى جمهورىهاى مسلماننشین جدا شده از شوروى سابق داشتیم. گزارشه…
2 يناير 1993
صبحانه، شیر و برشتوک که فرآوردهاى از ذرت است، خوردم. مثل دیروز، امروز وضع معدهام بهتر است و ترش نمىکند. ساعت نُه صبح، اعضای هیأت مدیره و مجمع عمومی شرکت جهاد براى خانهسازى آمدند. آقایان [سراجالدین]کازرونى، محسن رضایى، [غلامرضا] فروزش و…
1 يناير 1993
در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه گذشت. به خاطر سردی هوا نتوانستم از حیاط خیلى استفاده کنم. ظهر بچهها جمع بودند و شب خلوت بود. گزارشى از [آقای سیدجلیل سیدزاده]، استاندار هرمزگان دربارة بارانهاى فراوان این روزها رسید که سابقه نداشته؛ پ…
31 ديسمبر 1992
جمعى از علماى اهل سنت استان سیستان و بلوچستان آمدند. ضمن ابراز وفادارى از اینکه به سنیها سمتهاى مهم و مدیریتی داده نمىشود، گله کردند و خواستند بیشتر به آنها اعتماد شود. ضمن قبول پیشنهاد آنها، گفتم کمىِ افراد متخصص و تحصیلکرده از میان آن…
30 ديسمبر 1992
[آقای علی عبدالعلیزاده]، استاندار آذربایجان شرقى آمد. گزارش مبادلات بین ما و آذربایجان و کمکهاى ما به نخجوان را داد و اوضاع استان و خواستهها را مطرح کرد. سفیران جدیدمان در ونزوئلا، مراکش و قطر آمدند و براى کشور مورد مأموریت خود و سیاسته…
29 ديسمبر 1992
صبح دستاندرکاران بازسازى مناطق زلزلهزده استانهای گیلان و زنجان آمدند. آقاى غیورى، [نماینده ولیفقیه در سازمان هلال احمر] و [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهادسازندگی گزارش کار دادند و من صحبتهاى تشویقآمیز و تحسینآمیز نمودم. هیأت آذربایجان…
28 ديسمبر 1992
[آقای احمد پیشبین]، نماینده بافت آمد. براى عمران بافت کمک خواست و تقاضا داشت که در سفر به کرمان به بافت هم بروم؛ پذیرفتم. آقاى حاج آخوند و دو نفر از نمایندگان باختران آمدند. براى عوض کردن بعضى فرمانداران مانده از منصوبان استاندار سابق استم…
27 ديسمبر 1992
آقاى [محسن] قرائتى و معاونان و مسئولان سراسرى نهضت سوادآموزى آمدند. گزارش کار دادند و براى توسعه کار استمداد کردند. برایشان صحبتهاى تشویقآمیز نمودم. آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییسجمهور] براى امور بازسازى و گزارش وضع کیش آمد و گز…
26 ديسمبر 1992
ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، دکتر هاشمى[گلپایگانی]، براى دستور شوراى عالى انقلاب فرهنگی آمد. آقاى [غلامحسین کرباسچی]، شهردار [تهران] آمد. گزارش اقدامات عمرانى را داد و براى رفع موانع و مشکلات کارى و حل گرههایى که با مراکز نظامى ب…
25 ديسمبر 1992
تا ساعت ده و نیم صبح براى خطبهها مطالعه نمودم. در خطبهها به بیانیه اجلاس سران شوراى همکارى خلیجفارس حمله کردم. آنها موضع امارات دربارة سه جزیره ایرانى ابوموسى و دو تنب را تأیید کردهاند. ظهر بستگان و بچهها جمع بودند و شب میهمان اخوى احم…
24 ديسمبر 1992
[آقای گاگیک هاراتونیان]، معاون رییسجمهور ارمنستان آمد. از توسعه روابط با ایران گفت. براى صلح در قرهباغ اظهار تمایل کرد و از مشکلات جنگ براى دو کشور گفت و به نوعى از عدم توافق براى عبور قطارهاى حمل کالاهاى ایران که در آذربایجاناند، و از …
23 ديسمبر 1992
[آقای تام راتلاینه]، نخستوزیر اتیوپى آمد. در جلسه رسمى، تشریفات و تعارفات بود. تقاضاى جلسه خصوصى کرد و دربارة سیاستشان در ارتباط با مصر و عربستان و مسأله سومالى و عدم مخالفت با دخالت آمریکایىها توضیح داد و تقاضاى کمک کرد. با فروش نفت نس…
22 ديسمبر 1992
دیشب در جماران برف خوبى آمده، ولى هوا خیلى سرد نیست. ساعت هشتو نیم صبح به دفترم رسیدم. استاندار بوشهر آمد. گزارش وضع استان و نیازها را گفت و خواستار سفرم به بوشهر و کمک در برنامه [پنجساله] دوم شد. دکتر [مصطفی] معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عا…