خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:04کد خبر31211

ساعت هفت و نیم صبح از دفترم به فرودگاه رفتیم و بلافاصله به سوى اصفهان پرواز کردیم. وزیران معادن و فلزات، صنایع، اموراقتصادی و دارایی و معاونان و نمایندگان استان همراه بودند. ساعت هشت و نیم صبح در فرودگاه اصفهان استقبال رسمى بود. هواى فرودگاه اصفهان

ساعت هفت و نیم صبح از دفترم به فرودگاه رفتیم و بلافاصله به سوى اصفهان پرواز کردیم. وزیران معادن و فلزات، صنایع، اموراقتصادی و دارایی و معاونان و نمایندگان استان همراه بودند. ساعت هشت و نیم صبح در فرودگاه اصفهان استقبال رسمى بود. هواى فرودگاه اصفهان خیلى سرد است و باد سردی مى‌وزد.

بعد از سان و احوال‌پرسى از مستقبلان و مصاحبه‌اى کوتاه، به سوى شهر حرکت کردیم. در مسیر، اهالى روستاها کنار جاده اجتماع کرده بودند و در این هواى سرد و باد سخت، به گرمى ابراز محبت مى‌کردند.

در ورزشگاه تختى، در جمع خانواده‌هاى ایثارگران شرکت کردم. استان اصفهان، بیش از بیست و دو هزار شهید و مفقود و همین تعداد جانباز و بیش از سه‌هزار آزاده دارد. قرآن و سرود و خیرمقدم انجام شد و من صحبت‌ کردم.

سپس براى شرکت در مراسم اجتماع مردم، به سوى میدان امام حرکت کردیم. انبوه جمعیت، مانع از پیمودن مسیر مشخص شد. راه را عوض کردیم و به استاندارى رفتیم.کمى استراحت کردیم، تا راه دیگرى از کوچه‌هاى پشت میدان تدارک شد. هجوم و ازدحام مردم، وضع جایگاه سخنرانى را هم بى‌نظم کرده بود که با کمک نیروهاى سپاه، جایگاه آماده شد. با تأخیر به اجتماع مردم رفتم. جمعیت فوق‌العاده عظیم و پرشورى بود. آقای [جلال‌الدین] طاهرى، امام جمعه خیرمقدم گرمى گفت و من سخنرانى کوتاهى نمودم ؛ فشردگى جمعیت و سردی هوا، مانع تطویل کلام بود.

در استاندارى، روحانیت استان آمدند. آقاى طاهرى و آقاى هاشمى از علماى اصفهان، خیرمقدم خوبى گفتند و خواسته‌ها را ظریف مطرح کردند. من هم صحبت نسبتاً مفصلى دربارة وظایف روحانیت و شرایط جامعه و منطقه و انقلاب نمودم. پس از یک استراحت کوتاه، به سوى نمایشگاه صنایع استان اصفهان در بیرون شهر، محل شهرک کارگاه‌هاى صنعتى حرکت کردیم. شهردارى محل مناسبى براى انتقال کارگاه‌هاى صنعتى شهر ساخته که جالب است. نمایشگاه عظیمى از کشاورزى، دامدارى، صنایع و معادن، صنایع دستى و تحقیقات دانشگاه صنعتى اصفهان ترتیب داده‌اند؛ خیلى جالب بود و پیشرفت و رونق را نشان مى‌داد. تقریباً با همه غرفه‌ها صحبت کوتاهى داشتم و در بین بازدید چند بار براى استراحت نشستیم. در پایان مصاحبه‌اى کردم و در جمع صنعتگران صحبت نمودم و به تشویق و تحسین آنها پرداختم.

نزدیک ساعت ده شب به استاندارى آمدیم. در جمع مدیران استان و شوراى ادارى به مطالب استاندار و مدیران و نمایندگان گوش دادم. برایشان صحبت کردم و سیاست‌ها را توضیح دادم و تشویق‌شان کردم.

پس از شام براى استراحت آمدم. فائزه و بچه‌هایش هم آمده‌اند. خاطرات امروز را نوشتم و گزارش‌ها را خواندم. اخبار ساعت دوازده شب را گرفتم و خوابیدم. در اخبار، جا‌زدن عراق، با توجه به ادعاهاى قبلى و اقدامات جسورانه، جلب نظر مى‌کند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا