خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:00کد خبر31198

در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه گذشت. به خاطر سردی هوا نتوانستم از حیاط خیلى استفاده کنم. ظهر بچه‌ها جمع بودند و شب خلوت بود. گزارشى از [آقای سیدجلیل سیدزاده]، استاندار هرمزگان دربارة باران‌هاى فراوان این روزها رسید که سابقه نداشته؛ پُر شدن سدها

در خانه بودم. وقت به استراحت و مطالعه گذشت. به خاطر سردی هوا نتوانستم از حیاط خیلى استفاده کنم. ظهر بچه‌ها جمع بودند و شب خلوت بود.

گزارشى از [آقای سیدجلیل سیدزاده]، استاندار هرمزگان دربارة باران‌هاى فراوان این روزها رسید که سابقه نداشته؛ پُر شدن سدها و بندها و آب انبارها و در عین‌حال خسارات فراوان سیل که کمک خواسته است.

آخر شب، قدسى، [خواهر عفت] که همراه فاطى و بچه‌هایش به رفسنجان و کرمان رفته بودند، آمدند و مقدارى از اوضاع آنجا شنیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا