خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:02کد خبر31202

ساعت هفت و نیم صبح به سمت دفتر حرکت کردم. برف سبکى مى‌بارد. مسئولان گزینش از سراسر کشور آمدند. آقاى [قربانعلی] درّى [نجف‌آبادی] توضیحات داد و من هم تشویق‌شان کردم؛ نگران بى قانونى هستند. قانون گزینش در مجلس گیر کرده است. آقاى [غلامرضا] فروزش، وزیر

ساعت هفت و نیم صبح به سمت دفتر حرکت کردم. برف سبکى مى‌بارد. مسئولان گزینش از سراسر کشور آمدند. آقاى [قربانعلی] درّى [نجف‌آبادی] توضیحات داد و من هم تشویق‌شان کردم؛ نگران بى قانونى هستند. قانون گزینش در مجلس گیر کرده است.

آقاى [غلامرضا] فروزش، وزیر جهادسازندگی و وکیلى و امان‌پور از مرکز تحقیقات موشکى جهاد آمدند و توضیحاتى دربارة پیشرفت‌ها و امکانات آن دادند. پیشرفت طرح مهم مجتمع موشک هدایت شوندة سیصدوپنجاه کیلومترى را دادند و خواستند که وزارت دفاع کار آنها را تقویت کند. برای طراحى و ساخت، کار مهمى کرده‌اند؛ وعده کمک دادم.

آقاى قاضى عسکر آمد. گزارش وضع دبیر خانه ائمه جمعه را داد. از بی‌حالى اکثر اعضاى شورا و عدم کارایى شکایت داشت و پیشنهادهایى براى اصلاح داشت؛ تأیید کردم. عصر خانم فاطمه، وزیر مشاور دولت تانزانیا آمد؛ میهمان دفتر امور زنان [ریاست‌جمهوری] است. دربارة وضع زنان در تانزانیا سئوالاتى کردم. از وضع زنان در ایران ابراز رضایت نمود.

شب نمایندگان مجلس میهمانم بودند. بعد از نماز جماعت و قرائت قرآن و صحبت‌هاى مقدماتى آقاى [علی‌اکبر] ناطق [نوری]، رؤساى کمیسیون‌هاى نفت، دیوان محاسبات، اقتصاد و برنامه و بودجه، دربارة بودجه و نظارت مجلس صحبت کردند. سپس من براى بودجه 1372 توضیحاتی دادم که مؤثر افتاد؛ جلسه خوبى بود. شام خوردیم. جلسه از ساعت شش بعد از ظهر تا نُه شب طول کشید. نمایندگان براى حوزه‌هاى انتخابیه خود مراجعات زیادی داشتند. شب در دفترم ماندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا