خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:02کد خبر31205

دیشب چند بار بیدار شدم و همیشه برف را در حال باریدن ‌دیدم. امروز هم تا ظهر یکسره برف بارید؛ البته سنگین نبود، ولى برف خوبى جمع شده است. مقدارى در برف‌ها پیاده‌روى کردم. مقدارى با بچه‌ها براى جمع کردن گلوله‌هاى بزرگ برف همکارى داشتم و مقدارى روى دریاچه

دیشب چند بار بیدار شدم و همیشه برف را در حال باریدن ‌دیدم. امروز هم تا ظهر یکسره برف بارید؛ البته سنگین نبود، ولى برف خوبى جمع شده است.

مقدارى در برف‌ها پیاده‌روى کردم. مقدارى با بچه‌ها براى جمع کردن گلوله‌هاى بزرگ برف همکارى داشتم و مقدارى روى دریاچه قایق‌رانى کردیم. سرد بود و خودم می‌راندم. یاسر فقط ماند. محسن و مهدی و بچه‌هاى دیگر رفتند.

در گزارش‌ها، مقاومت ظاهرى عراق در مقابل تهدیدات آمریکا و عقب‌زدن آمریکا جالب است.کشتن معاون نخست‌وزیر بوسنى در نفربر سازمان ملل، به‌دست صرب‌ها، خیلى گستاخانه است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا