20 مارس 1984
صبح زود، بعد از نماز به مجلس رفتم. اصلاح لایحه بودجه - پس از اعتراضات شوراى نگهبان - را در دستور کار مجلس گذاشته بودیم. به علت اینکه لازم بود لایحه بودجه قبل از شروع سال جدید تصویب شود، نمایندگان را نگه داشتیم؛ با اینکه تعطیل رسمى بود. بدون…
19 مارس 1984
تعطیل رسمى است. در خانه ماندم. اول وقت، آقاى دکتر ولایتى آمد و گزارشى از سفر الجزایر و رومانى داد. در الجزایر درباره ایفاى نقش فعال و درست میانجیگرى الجزایر در بیانیه الجزایر در دادگاه لاهه موفق بوده اند. تا به حال الجزایری ها مسامحه مى کرد…
18 مارس 1984
بعد از نماز به مجلس رفتیم. از قرارگاه نجف، وضع جبهه ها را پرسیدم. شب، دشمن در طلائیه حمله کرده، ولى شکست خورده و چند اسیر داده است. گفتند دیروز 400 نفر از نیروهاى ما بر اثر استعمال سلاح شیمیایى از طرف عراق آسیب دیده اند. حدود 20 نفر حال شان…
17 مارس 1984
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. با قرارگاه نجف تماس گرفتم. گفتند دیشب، دشمن در طلائیه حمله کرده، ولى سرکوب و فرارى شده و عده اى اسیر و کشته و مجروح داده است. در جلسه علنى به آقایان ارومیان نماینده مراغه و دکتر منافى وزیر بهدارى به…
16 مارس 1984
تمام روز در منزل بودم. نمازجمعه را به آقاى موسوى اردبیلى محول کردم. از دیشب تاکنون برف مى بارد؛ خدا کند سر درختی ها را سرما نزند. ولى به خاطر خشکسالى، این بارندگى خیلى مفید است. از جبهه هم اطلاع دادند که در خوزستان هم دیشب باران آمده است و …
15 مارس 1984
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. کنفرانس وزراى خارجه 18 کشور عربى - در بغداد - به نفع عراق و علیه ما قطعنامه داده است. در جلسه علنى، کار تبصره هاى بودجه تمام شد و با حدود 400 ساعت کار در کمیسیون و 67 ساعت در جلسه علنى، بودجه تصویب …
14 مارس 1984
بعد از نماز صبح، گزارش ها را خواندم و از جبهه احوال پرسى کردم. هنوز خستگى دیروز را در خود احساس مى کردم. در جلسه علنى مجلس، لایحه بودجه مطرح بود. صبح و عصر جلسه داشتیم. دو سه بار در اثر بى نظمى نمایندگان، عصبانى شدم. پیش از ظهر به دفترم آمد…
13 مارس 1984
پیش و بعد از ظهر جلسه علنى داشتیم. نزدیک غروب، هیأت نیکاراگوئه اى به ملاقات آمد. حدود یک ساعت صحبت کردیم. از مشکلات شان و مزاحمت هاى آمریکا و ضدانقلاب گفتند و کمک مى خواستند. سئوالاتى هم از وضع شان کردم و اطلاعاتى گرفتیم. مدعى موفقیت در بسی…
12 مارس 1984
بعد از نماز، گزارش ها را خواندم و از جبهه خبر گرفتم. دشمن پاتک شروع نکرده و علت آن هم انجام عملیات محدود ما در شب گذشته بود. از چند نقطه، نیروهاى ما خودشان را به دشمن نزدیک کرده اند. دشمن احساس خطر کرده و نمى تواند روى جزیره، بیشتر سرمایه گ…
11 مارس 1984
بعد از نماز، گزارش ها را خواندم. هیاهوى عراقی ها زیاد است و وعده پس گرفتن جزایر را مى دهند. سروصداى استفاده از بمب شیمیایى با رفتن مجروحان به کشورهاى اروپایى بلند شده و آمریکا هم موضع منفى در این خصوص - علیه عراق - گرفته است. از قرارگاه نجف
10 مارس 1984
کارهایى در قرارگاه داشتم که انجام دادم. با دکتر روحانى و سرهنگ موسوى قویدل و رحیم صفوى درباره جنگ، مشورت هایى انجام شد. نزدیک ظهر به قرارگاه نجف رفتیم. آمار تلفات را خواستم، آوردند. معلوم شد حدود 1800 شهید و حدود 5 هزار مفقود و حدود 15 هزار…
9 مارس 1984
صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد که دیشب کارى نکرده ایم. قرار بود در جزیره ضربه اى بزنند. تصمیم گرفتم براى نظارت بیشتر به جنوب بروم. به [جلال] ساداتیان و قویدل اطلاع دادم. براى خطبه هاى نمازجمعه کار کردم. با آقاى رییس جمهور صحبت کردم ک…
8 مارس 1984
صبح زود، بعد از نماز به مجلس رفتم. از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد دیشب در داخل جزیره [مجنون] ضربه اى به عراقی ها وارد کرده اند و آنها عقب رفته اند. سوژه اغلب گزارش ها، هنوز جزایر مجنون و اسلحه شیمیایى است. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنى ب…
7 مارس 1984
با جبهه تماس گرفتم. گفتند پاتک شدید عراق، امروز هم ادامه یافته است. قرارگاه نجف کمى نگران بود. عراق همه چیز را براى پس گرفتن جزیره [مجنون] تجهیز کرده و ما هم مشکل تدارک جزیره را داریم. پیشرفت کار پل، کند شده است. پلى براى عبور از آب هور ابت…
6 مارس 1984
اول وقت از قرارگاه نجف، احوال پرسیدم. گفتند دشمن از جنوب جزیره پاتک کرده و درگیرى شدید است. نمایندگان هم نگران جنگ هستند. بودجه در دستور کار مجلس است و هر روز جلسه داریم. میدان وسیعى براى نمایندگان است و خیلى ها مایلند حرف بزنند؛ مخصوصاً در…
5 مارس 1984
صبح زود با جبهه تماس گرفتم. پاتک دشمن به جزیره شروع شده، ولى دفاع خوب است. مشکل حمل و نقل و تدارک نیروها را در جزیره داریم. قسمتى از جلسه علنى را اداره کردم و براى انجام کارهاى مانده به دفترم آمدم. گزارش ها را خواندم. جو بین المللى کمى اصلا…
4 مارس 1984
بعد از نماز، گزارش ها را خواندم و در جلسه علنى مجلس شرکت کردم و پیش از ظهر به دفترم برگشتم. ظهر آقاى موسوى خوئینى ها آمد و از طرف آقاى منتظرى، مطالبى را پیام آورد. معلوم مى شود، گزارش هاى نادرست به ایشان داده اند. توضیحاتى دادم. ایشان فکر م…
3 مارس 1984
به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. منابع خبرى غربى، بر مبناى کذب شهداى زیاد در عزیر، تبلیغات شدیدى به نفع صدام و علیه ما به راه انداخته اند. با جبهه تماس گرفتم، تازه مهمى نداشتند. در جلسه علنى مجلس شرکت کردم. کلیات [لایحه] بودجه سال 63 مطرح …
2 مارس 1984
بعد از نماز صبح، از قرارگاه نجف، درباره عملیات دیشب توضیح خواستم. معلوم شد در حد بازپس گیرى همان خاکریز پریشب پیشرفت کرده اند. گفتند دشمن از بمب شیمیایى استفاده نموده و ارتباطات بى سیم را - که وسیله هدایت و هماهنگى واحدهاى درگیر است - مختل …
1 مارس 1984
بعد از توقف عملیات، استراحت کردیم و فرماندهان را براى جمع بندى و تصمیم جدید خواستیم. قرارگاه کربلا براى بار دوم در عمل ناموفق، ولى براى شب آینده آماده عمل بود؛ بر خلاف دفعه قبل که به کلى از عمل در موضع ناموفق، منصرف شده بود. در جلسه فرمانده…
29 فبراير 1984
صبح زود آقاى [محمد باقر] حکیم و بعضى از اعضاى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق آمدند. درصددند براى مناطقى از عراق که به تصرف ما مى آید، برنامه ریزى کنند. اطلاع از تخلیه شرق دجله نداشتند. مى گفتند عراقی هاى مهاجر، سخت به هیجان آمده و به جبهه ها…
28 فبراير 1984
آقایان حسین خرازى و ابراهیم همت فرماندهان لشکرهاى امام حسین (ع) و محمد رسول الله (ص) را خواستیم و براى باز کردن راه زمینى جزیره مذاکره کردیم. مأموریت به دو لشکر داده شد. [آقاى هوشنگ صدیق] فرمانده نیروى هوایى را هم احضار کردیم و راجع به تأمی…
27 فبراير 1984
صبح زود با جبهه تماس گرفتم. با رمز خبر دادند، از سه محورى که قرار بود عمل بکنند، در عزیر نسبتاً موفق و در قرنه کمى پیشرفت و در محور طلائیه - جزیره اصلاً عمل نشده بود. در جزیره به دلیل اینکه نیروهاى دشمن داخل جزیره آمده بودند، نیرو فقط صرف ا…
26 فبراير 1984
صبح زود به مجلس رفتم. با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد در جنوب جزیره که قرار بود عملیات داشته باشیم، عمل نکرده اند؛ در جزیره عمل کرده اند و نسبتاً موفق بوده اند و در القرنه نیمه موفق. نمایندگان از اینکه به سلامت از جبهه آمده ام، ابراز شادمانى م…
25 فبراير 1984
صبح خیلى زود بیدار شدیم. بعد از نماز، از قرارگاه نجف اطلاع گرفتیم. معلوم شد که دیشب عمل الحاق انجام نشده است؛ به خاطر اینکه در طلائیه، میدان مین را نتوانسته اند باز کنند. از داخل جزیره [مجنون] هم عمل نکرده اند. در کنار دجله، نیروهاى شمال و …
24 فبراير 1984
صبح زود باخبر شدیم که دشمن دو شهر بروجرد و خرم آباد را با موشک زده است و نزدیک به 100 نفر شهید و 350 نفر مجروح شده اند و خرابى بسیار به وجود آمده است. قرار شد خبر تصرف جزیره نفت خیز مجنون را براى جبران تبلیغات صدام اعلان کنند و شهرهاى عراق …
23 فبراير 1984
سحر بلند شدم. اخبار را در اتاق عملیات گرفتم. قرارگاه کربلا ناموفق و قرارگاه نجف موفق بود، ولى از عملکرد هلى کوپترهاى هوانیروز ناراضى بودند. قرار بود هوانیروز، هزاران نفر نیرو را به آن طرف آب منتقل کند؛ اما کمتر از هزار نفر را برده بود. تأکی…
22 فبراير 1984
صبح زود هنگام نماز صبح، چند موشک دشمن - گویا کاتیوشا - در اطراف قرارگاه به زمین خورد. پیش از ظهر در قرارگاه خاتم الانبیا، تمشیت امور را دادیم. آقاى [حسن] روحانى در قرارگاه ماندند و ما با بچه ها براى استحمام و بررسى وضع تدارکات به اهواز رفتی…
21 فبراير 1984
صبح زود بعد از نماز به مذاکره درباره کارهاى عملیات نشستیم. آقاى طاهرى [امام جمعه اصفهان] هم آمدند. چون قرار عملیات فریب و پشتیبانى در عین استقلال در شب آینده در چبیلات و چزابه بود، آقاى طاهرى براى تشویق رزمندگان به آنجا رفتند. براى مشاهده آ…
20 فبراير 1984
بعد از نماز صبح، آقاى [حسین] خرازى فرمانده لشکر امام حسین (ع) آمد؛ معلوم شد آماده عمل است. دیشب به خاطر عدم آمادگى [انجام عملیات را] یک شب تأخیر انداخته بودیم. در جلسه صبح، هماهنگى قوى ترى شد. با کیفیت عمل قرارگاه کربلا آشنا شدم. با تلفن، خ…