31 March 1996
تا عصر در منزل بودم. مهدی و فرشته و فؤاد هم بودند. ظهر حمید لاهوتى، [همسر فائزه] هم آمد. بیشتر بستگان در سفرند و خیلى اطراف مان خلوت است. آقاجلال براى ناهار با آبگوشت دیزى و نان خانگى که خودش در منزل درست کرده بود، میهمانمان کرد. عصر آقاى و…
30 March 1996
به دفترم رفتم. به خاطر راکد بودن وضع ادارات در میان تعطیلات گذشته و آینده، خلوت است. گزارش ها را خواندم. نگرانى از خطى عمل کردن شوراى نگهبان در مورد انتخابات، بعد از ابطال انتخابات اصفهان و ملایر، زیاد شده و آقاى حبیبی، [معاون اول رییسجمهور…
29 March 1996
در منزل تنها بودم. همه بچه ها در سفرند. در گزارش ها مسأله [شیوع بیماری] جنون گاوى در انگلستان، همچنان مورد توجه است. قسمت عمده وقت را به مطالعه تاریخ گذراندم. با کمک مشهدی رجب، گلدانى را با استفاده از ماده جاذب رطوبت هوا تهیه کردیم. خاک گلد…
28 March 1996
شب خوب نخوابیدم. سرماخوردگى دارم و در طول روز کسل بودم. کار زیادی غیر از انجام امور محدود دفترى نداشتم. از دکتر حبیبى، [معاون اول رییسجمهور]، در مورد کیفیت بررسى پرونده هاى انتخابات در شوراى نگهبان پرسیدم. گفت عادی و بدون اشکال است، ولى به …
27 March 1996
به دفترم رفتم. تا شب کارهاى مانده روزهاى سفر را انجام دادم. پیش از ظهر جمعى از وزرا و مدیران و معاونان و خدمه دفتر براى تبریک عید نوروز آمدند. عصر فیلمى به نام «دکل» مربوط به دوران حصر آبادان و دفاع تشکلی نیروهاى داوطلب آوردند؛ تماشا کردم، …
26 March 1996
اول وقت به مراسم شروع درختکارى طرح دو هزار هکتار نخلکارى متعلق به سازمان ارگ جدید رفتیم. نخلى کاشتم و از نخل هاى مجاور و یونجه زار و چاه آب بازدیدکردیم. سپس براى بازدید طرح آبخیزدارى در دست اجراى جهادسازندگی که به صورت آبخواندارى اجرا مى شو…
25 March 1996
[آقای غلامعباس زائری]، استاندار هرمزگان آمد. در مورد واگذارى تعدادی اتومبیل به مدیران استان که توبیخ شده بودند، توضیحاتى داد. براى شروع بهره بردارى از پالایشگاه گاز سرخون با ظرفیت پانزده میلیون متر مکعب گاز در روز براى مصارف دو استان هرمزگا…
24 March 1996
جمعى از همراهان به تهران رفتند و جمعى در کیش ماندند و جمعى همراه من به سوى بندرعباس پرواز کردند. در فرودگاه بندرعباس، پس از استقبال با هلى کوپترهاى نداجا [= نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی]، به بندر شهید باهنر پرواز کردیم. براى دیدن زیردریا…
23 March 1996
امروز دریا طوفانى است. ساعتى در کنار ساحل راه پیمایى کردم. دوش گرفتم. مطالعه گزارش ها و تمرین با کامپیوترهمراه و نوشتن خاطرات هم بود. پیش از ظهر در اتاقم ماندم. آقاى [محسن] دعاگو، [نماینده ولیفقیه در امور دانشجویان آسیا و اقیانوسیه و امامجم…
22 March 1996
مثل دیروز استراحت داشتیم. از پیش از ظهر تا آخر شب باران مى بارید. یک واحد کوچک تولید نوار ویدئویی را دیدیم؛ نوار و بدنه را از خارج مى آورند و مونتاژ مى کنند، ولى سودآور است. آماده شدهاند که بدنه را در ایران بسازند؛ آدم مبتکرى است. سپس میدان…
21 March 1996
هواى کیش خوب بود. بیشتر به استراحت و قدم زدن گذشت. به خاطر اینکه تعمیر بعد از طوفان در دست انجام است، سامانی نداریم. ساعتى به گشت در جزیره گذراندیم. از مرکز آموزش، مرکز پیام، موزه و ساختمان عظیم دردست ساخت براى امور تجارى و هتل و خدماتى از …
20 March 1996
الحمدلله والسلام على رسول الله و آله و اصحابه این لحظه در کیش، بیرون اتاق اقامتگاهم در پاویونِ مُشرف بر دریا نشسته ام؛ ساعت هشتونیم شب است. تازه از صرف شام دستهجمعى فارغ شده ایم. پاسداران پیشنهاد کرده اند که از اتاق بیرون باشم، چون براى تعم…
19 March 1996
در منزل بودم. تا ظهر برف داشتیم. تقریباً در تمام کشور وضع همین است. هواشناسی می گویدکه تا چند روز دیگر هم ادامه دارد. وقت به استراحت و مطالعه گذشت. ظهر فائزه و بچه های مهدی و بعضی از بستگان رفسنجانی اینجا بودند. بستگان از مسأله انتخابات رفس…
18 March 1996
سفیر سیرالئون برای تقدیم استوارنامه آمد. یک خانم مسلمان است و برای اولین بار سفیر زن پذیرفته ایم و با حجاب کامل و متانت کامل. فردی با سواد و دارای آثار قابل توجه است. توقع دارند بعد از تمام شدن جنگ داخلی شان برای بازسازی کمک شان کنیم و خبر …
17 March 1996
آقای [محسن] نوربخش، [رییس کل بانک مرکزی] آمد. گزارش وضع ارز و ریال را داد؛ وضع خوب است. اجازه خواست که طلاهای سپرده در سوییس را به خاطر احتیاط - در قبال احتمالات اقدامات غربی ها علیه ایران در آینده - به ایران برگرداند. از برخوردهای نادرست ب…
16 March 1996
از دیشب برف می بارید و ادامه داشت. به دفترم رفتم. آقای [محمدمحمدی]ری شهری آمد. برای تشکیل جمعیتی مشورت کرد؛ البته لیست داده و در انتخابات هم شرکت کرده اند. قبل از این، وقت خواسته بود که نوبت نشد و به امروز افتاد؛ نظر موافق دادم. برای کارهای…
15 March 1996
عفت و فاطی و بچه هایش، صبح زود برای سفر به لیبی رفتند. تمام وقت درخانه بودم. ظهر بچه ها جمع شدند. وقت به استراحت و مطالعه و تنظیم کتابخانه گذشت. شب هم بچه ها بودند. یاسر برای شام برایمان ساندویچ خرید. آقای فلاحیان، [وزیر اطلاعات]، تلفنی اطل…
14 March 1996
انجمن صنایع آمدند. گزارشی از کارشان دادند. قبل از انقلاب شروع شده است. ازخدمات جاویدان من به صنایع، فوق العاده اظهار امتنان کردند. مشکلی جز کمبود نقدینگی برای بعضی از واحدها نگفتند. از وفور مواد اولیه و انرژی، بازار، وضع قیمت ها و امنیت شغل…
13 March 1996
محققان گروه فرهنگ و معارف قرآن از دفتر تبلیغات اسلامی قم آمدند. اشکالات کارشان را در مورد تنظیم فرهنگ موضوعی قرآن گفتم؛ نتوانستند دفاعی بکنند و معلوم شد از روی تبیان تهیه کرده اند و نشان داد که آن هم ناقص است. قرار شد، طرح جدیدی ارایه دهند …
12 March 1996
تا ساعت نُه و نیم صبح کارها انجام شد. سپس مصاحبه تلویزیونی برای تبریک سال نو در لحظه تحویل سال نو - برای ایرانیان خارج از کشور- کردم. آقای شریف از طلاب قم آمد و نمونه ای از آثار جدش – شریف کاشانی- را آورد و برای چاپ آنها استمداد کرد. تیمسار…
11 March 1996
[آقای کریستیان کورتوا]، سفیر جدید بلژیک برای تقدیم استوارنامه آمد؛ مذاکرات تشریفاتی بود. مصاحبه رادیو تلویزیونی و مطبوعاتی داشتیم. خبرنگاران زیاد بودند و شبکه سی ان ان، داوطلبانه مصاحبه را پخش مستقیم نمود. قرار بود یک ساعت پخش کنند، ولی چون…
10 March 1996
برای بازدید از وضع شمردن صندوق های انتخابات، از منزل به فرمانداری شمیرانات رفتم؛ غافلگیر شدند. بدون خبر قبلی رفتم، ولی خیلی خوشحال شدند. کارشان خیلی مرتب بود. اکثر صندوق ها را خوانده بودند و در ورقه هایی تنظیم شده بود. نتیجه آرای لواسانات، …
9 March 1996
به دفترم رفتم. تا شب تعداد زیادی از نتایج آرای شهرستان ها خوانده شد؛ حدود نیمی از نمایندگان فعلی حذف می شوند. هر دو طرف- کارگزاران و جامعه روحانیت مبارز – مدعی اند که اکثریت آورده اند. تعدادی از صندوق های تهران، مشخص شده - از حدود هفتاد هزا…
8 March 1996
دیشب، آخر شب فائزه آمد و از سوءاستفاده رقبای انتخاباتی اش، نمونه هایی گفت؛ امیدوار است که رأی اول را داشته باشد. اول وقت، با عفت لیست موردنظرمان را با استفاده از دو لیست کارگزاران و جامعه روحانیت مبارز تنظیم کردیم. به حسینیه جماران رفتیم و …
7 March 1996
خانم [کارول] بلامی، مدیراجرایی صندوق کمک به کودکان سازمان ملل آمد. از عملکرد ایران برای اجرای مصوبات مراکز جهانی در بهداشت و آموزش کودکان ابراز رضایت کرد. من هم توصیه هایی در مورد جدیت بیشتر یونیسف، برای تحقق اهداف انسانی نمودم. آقای [غلامر…
6 March 1996
به وزارت کشور، تذکراتی دربارة انتخابات دادم و به محسن گفتم که پیگیری کند. فائزه آمد و در مورد مصاحبه اش تذکری دادم؛ به نتیجه انتخابات در مورد خودش خوشبین است و انتقاداتی به عدم صداقت خیلی ها در مسایل سیاسی و... دارد. از منزل، برای افتتاح مر…
5 March 1996
تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. تبلیغات انتخابات داغ است. محسن آمد و گزارش وضع انتخابات را داد و گفت، بعضی از سنجش افکارها می گویند، فائزه ما بیش از تمام نامزدها رأی دارد؛ حدود 65 درصد که بعید می دانم چنین باشد. به مؤسسه تحقیقات [جنگل و…
4 March 1996
[آقای والیتن کووالیوف]، وزیر دادگستری روسیه آمد. مذاکرات تشریفاتی بود. سئوالات زیادی از وضع روسیه و احتمالات انتخابات آینده کردم و در همکاری بیشتر و امضای توافق نامه حقوقی صحبت شد. آقای [منوچهر] متکی، سفیرمان در ژاپن آمد. از فشارهای آمریکا …
3 March 1996
[آقای حسن موراتوویچ]، نخست وزیر بوسنی و هرزگوین آمد. گزارشی از پیشرفت اجرای صلح دیتون داد و اظهار رضایت کرد. تأکید داشت که علی رغم مخالفت آمریکا، مصمم اندکه با ایران کارکنند. از ما خواست که در بازسازی و امور نظامی و اداره آسیب دیدگان جنگ، ک…
2 March 1996
از غروب دیشب تا امروز عصر، یکسره برف و باران داشتیم. [آقای سوماناز انگونیا]، فرستاده ویژه فرمانده کودتای اخیر نیجر با نامه رییس خود آمد؛ سرگردی است. برای دفاع از کودتا توضیحات داد و تأکید داشت که شرایط فرهنگی مردم نیجر، قدرت هضم دموکراسی را…
1 March 1996
در منزل بودم. بیشتر به استراحت گذشت. دفتر فرهنگ و معارف دفتر تبلیغات اسلامی قم، جزوه ای به عنوان نمونه طرح فرهنگ موضوعی قرآن برای کلید قرآن فرستاده بود. بررسی کردم؛ خیلی ناقص است. ظهر همشیره فاطمه و بعضی دیگر از بستگان و بچه ها جمع بودند. م…