خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 17:44کد خبر32400

امروز دریا طوفانى است. ساعتى در کنار ساحل راه پیمایى کردم. دوش گرفتم. مطالعه گزارش ها و تمرین با کامپیوترهمراه و نوشتن خاطرات هم بود. پیش از ظهر در اتاقم ماندم. آقاى [محسن] دعاگو، [نماینده ولیفقیه در امور دانشجویان آسیا و اقیانوسیه و امامجمعه

امروز دریا طوفانی است. ساعتی در کنار ساحل راه‌پیمایی کردم. دوش گرفتم. مطالعهٔ گزارش‌ها و تمرین با کامپیوتر همراه و نوشتن خاطرات هم بود. پیش از ظهر در اتاقم ماندم. آقای [محسن] دعاگو، [نمایندهٔ ولی‌فقیه در امور دانشجویان آسیا و اقیانوسیه و امام‌جمعهٔ شمیرانات] آمد. گزارشی از سفر به کشورهای آسیایی در ارتباط با مسئولیت نمایندگی رهبری در امور دانشجویان ایرانی داد و اظهار خوشحالی کرد که به این بهانه از زیر ادارهٔ رییس دفتر رهبری بیرون آمده و راحت شده است. از نتیجهٔ انتخابات تهران اظهار خوشحالی کرد و اینکه رأی بالای مردم به فائزه، تذکری برای روحانیت است.

ظهر جمعی از مسئولان و آشنایان در اینجا میهمان بودند. مدیریت سازمان کیش، آبگوشتی تهیه کرده بود. آقایان [مهدی] کروبی، [عبدالمجید] معادیخواه، [محسن] دعاگو، [محمدرضا] عباسی‌فرد، [محمدرضا] نعمت‌زاده، [یحیی] آل‌اسحاق، [حسین] محلوجی، [غلامرضا] آقازاده، [ابوالفضل] توکلی‌بینا و جمعی دیگر، برای تعطیلی‌شان به کیش آمده‌اند. اجتماع خوبی بود. با اعضای خانواده‌ها آمده بودند. زن‌ها جدا بودند که فائزه پذیرایی می‌کرد؛ نوعاً از نتیجهٔ انتخابات اظهار رضایت می‌شد.

عصر آقای معادیخواه، برای ادامهٔ مصاحبهٔ خاطرات [دوران مبارزه] آمد. بیشتر دربارهٔ مقطع تاریخیِ آمدن امام به ایران و سقوط دولت بختیار و تشکیل دولت موقت، تشکیل حزب جمهوری اسلامی و شورای نگهبان بود.

نزدیک غروب در دریا شنا کردم. هوا طوفانی بود. بخشی از وقت هم صرف احوال‌پرسی بستگان شد که به کیش آمده‌اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا