خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 17:48کد خبر32407

به دفترم رفتم. به خاطر راکد بودن وضع ادارات در میان تعطیلات گذشته و آینده، خلوت است. گزارش ها را خواندم. نگرانى از خطى عمل کردن شوراى نگهبان در مورد انتخابات، بعد از ابطال انتخابات اصفهان و ملایر، زیاد شده و آقاى حبیبی، [معاون اول رییسجمهور و عضو

به دفترم رفتم. به خاطر راکد بودن وضع ادارات در میان تعطیلات گذشته و آینده، خلوت است. گزارش ها را خواندم. نگرانى از خطى عمل کردن شوراى نگهبان در مورد انتخابات، بعد از ابطال انتخابات اصفهان و ملایر، زیاد شده و آقاى حبیبی، [معاون اول رییسجمهور و عضو شورای نگهبان] هم برخلاف روز گذشته، اظهار نگرانى مى کرد. خواستم با علماى شورا صحبت کنم؛ همه آنها در تهران نبودند.

پیش از ظهر، فیلم «دیدار» را آوردند، تماشا کردم. از محصولات کار حوزه هنرى است. فیلم خوبى است. دخترى از خانواده مسیحى با پسرى مسلمان مرتبط و سپس به ازدواج مى رسند. با اسلام آوردن دختر، آزادمنشى و منطقىبودن هر دو جالب است. سرانجام شوهر با تشویق همسر به جنگ مى رود و اسیر مى شود و زنش به خوبى از عهده اداره تشکیلات تولید گل شوهرش برمى آید و شوهر هم بعداً آزاد مى شود. وزارت ارشاد با تنگ نظرى فیلم را ممنوعالاکران کرده؛ نظرم این است که باید آزاد شود. یک سکه هم به [آقای محمدرضا هنرمند]، کارگردان دادم.

عصر به خانه رفتم و تا آخر شب، کتاب داستان تمدن - خلاصه تاریخ ویل دورانت- را خواندم. مهدی و فرشته، شب آمدند و براى شام ساندویچ آوردند. تلفنى با عفت صحبت کردیم. به دکترها مراجعه کرده و داروى آزمایشى براى یک ماه داده اند. قرار شد به تهران مراجعت کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا