خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 17:03کد خبر32393

از دیشب برف می بارید و ادامه داشت. به دفترم رفتم. آقای [محمدمحمدی]ری شهری آمد. برای تشکیل جمعیتی مشورت کرد؛ البته لیست داده و در انتخابات هم شرکت کرده اند. قبل از این، وقت خواسته بود که نوبت نشد و به امروز افتاد؛ نظر موافق دادم. برای کارهای عمرانی حرم

از دیشب برف می بارید و ادامه داشت. به دفترم رفتم. آقای [محمدمحمدی]ری شهری آمد. برای تشکیل جمعیتی مشورت کرد؛ البته لیست داده و در انتخابات هم شرکت کرده اند. قبل از این، وقت خواسته بود که نوبت نشد و به امروز افتاد؛ نظر موافق دادم. برای کارهای عمرانی حرم [حضرت عبدالعظیم حسنی(س)] و دانشکده حدیث هم ادامه کمک را خواستار شد.

اخوی محمد، [معاون اجرایی رییس جمهور] آمد. گزارش بازسازی و تنظیم بازار را داد و دربارة مجلس، انتخابات و نیز سفر به نوق برای عید اول بعد از فوت حاجیه والده مرحوم، مذاکره شد.

عصر شورای عالی مناطق آزاد، جلسه با چند مصوبه داشت؛ منجمله تعیین حدود منطقه حراست شده سرخس و رفع محدودیت از سقف ارزی مناطق آزاد و اجازه بالابردن عوارض ورودکالا برای کم کردن ورودکالا. شب در دفترم ماندم و تا ساعت دوازده شب کار کردم. خسته خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا