30 آذر 1370
دکتر ولایتى و جمعى از وزارت امورخارجه و هلال احمر و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملى آمدند. گزارش کار براى اجراى قطعنامه را که منجر به اعلان متجاوز بودن عراق شد، دادند. از آنها تشکر کردم. قرار شد براى گرفتن خسارت از طریق شوراى امنیت سازمان ملل…
29 آذر 1370
کارى نداشتم و براى خطبه ها هم لازم نبود مطالعه کنم. به دانشگاه تهران رفتم. یک خطبه در گزارش سفر به آفریقا و خطبه اى در مسایل روز ادا شد. مردم خیلى گرم از دستاورد هاى سفر و پیروزى ها، اظهار خوشحالى و استقبال کردند. عصر هم یک فیلم دیدم و تا آ…
28 آذر 1370
ساعت هشت ونیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح وزیر کشور و استانداران و فرمانداران آمدند. برایشان صحبت کردم و تشویق شان نمودم. [آقای الکساندر روتسکوی]، معاون یلتسین، رییس جمهور فدراسیون روسیه آمد؛ نظامى است و در مسایل سیاسى و دیپلماسى خام است. …
27 آذر 1370
تا ساعت ده ونیم صبح بقیه کارها را انجام دادم که تقریباً تمام شد. آقایان واعظى و خرازى آمدند. گزارش کار با دبیرکل درباره حل مساله گروگان ها و قطعنامه را دادند. از آنها تشکر کردم و قرار شد براى تکمیل کار ادامه دهند. پیامى از آمریکایى ها آورده…
26 آذر 1370
تا ساعت ده صبح در منزل گزارش ها را خواندم. در راه دفترم به دیدن آیت الله خامنه اى رفتم. گزارش سنگال را دادم؛ ایشان از جریان کار خوشحال اند و مخصوصاً از متجاوز معرفى شدن عراق و چون وقت کم بود، مسایل سودان را به دیدار بعدى محول کردیم. نظر ایش…
25 آذر 1370
چمدان ها را براى مراجعت بستیم و زودتر صبحانه خوردیم. براى بازدید از رود نیل که قبلاً در دستور کار نبود، ژنرال بشیر آمد و با هم به رود نیل رفتیم. سوار یک کشتى کهنه و رنگ و رو رفته شدیم. کف آن را مفروش و مبل گذارى کرده بودند. کمى هم سرد بود ک…
24 آذر 1370
حمامى گرفتم و گزارش ها را خواندم. احتمال کناره گیرى گورباچف قابل توجه است؛ این به معنى پاشیدن کامل اتحاد جماهیر شوروى است. ساعت هشت صبح، عمر البشیر آمد که با هم به «حصارحیصا» برویم. سوار اتوبوس شدیم و همراهان هم آمدند. بیرون شهر با برخورد ب…
23 آذر 1370
بعد از نماز و صبحانه، خاطرات دیروز را نوشتم. آقاى «عُمرالحسن احمدالبشیر» آمد نیم ساعتى مذاکره خصوصى دربارة وضع سودان و همسایه ها و سومالى داشتیم. با هم به قصر جمهورى رفتیم. با حضور جمعى از وزیران و همراهان دو طرف، مذاکرات رسمى در مورد مسایل…
22 آذر 1370
بعد از نماز صبح، وزیر همراه و همسرش آمدند. به فرودگاه رفتیم. آقاى عبدودیوف و جمعى از وزیرانش در فرودگاه بودند. ما را بدرقه کردند و بلافاصله پرواز کردیم. گفت از میان سران، فقط براى بدرقه من به فرودگاه آمده است. مراسمى نبود و صحیح هم همین بود…
21 آذر 1370
بعد از نماز و صبحانه، خاطرات دیروز را نوشتم. خیلى مفصل و وقت گیر شد. بسیارى از صفحات نیمه خالى سابق را پُر کرد. از تهران خبر دادند که باران خوبى مى بارد و رهبرى از جریان امور در کنفرانس سنگال خوشحال است و قرار شده امشب جشن پیروزى به خاطر اع…
20 آذر 1370
تا ساعت ده صبح در اقامتگاه بودم. گزارش ها را مى دیدم؛ انعکاس سخنرانی ام و حرکت دو زن منافق و شناخته شدن عراق در جنگ با ایران به عنوان متجاوز، از سوى دبیرکل سازمان ملل مورد توجه است. پیام تبریکى تهیه شد که به رهبرى مخابره شود و توصیه شد که د…
19 آذر 1370
خواب خوب دیشب، جبران کم خوابى پریشب را کرد. صبحانه خوردم و بخشى از خاطرات دیروز را نوشتم و بعد از استحمام، به سوى هتل حرکت کردیم. دیر رسیدم. قرار ملاقات با هیأت عمانى به هم خورده بود. رییس جمهور سیرالئون آمد. از لیبى به خاطر حمایت از شورش ه…
18 آذر 1370
ساعت پنج به وقت تهران و یک ونیم به وقت داکار، بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. روى تراس آمدم و بقیه خاطرات دیروز را نوشتم که خیلى هم طولانى شد و اکثر جاهاى خالى دفتر را که از خاطرات روزهاى ماه آذر، نیمه خالى مانده بود، پُر کرد. فکر مى کنم براى …
17 آذر 1370
خاطرات امروز را در تراس طبقه دوم رزیدانس[= اقامتگاه] سفارت ایران در شهر داکار، پایتخت سنگال ، در ساعت هفت و نیم صبح به وقت اینجا و یازده شب به وقت تهران مى نویسم. ساختمان رزیدانس را به تازگى از یک شیعه لبنانى به مبلغ یک میلیون دلار خریده ای…
16 آذر 1370
ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح براى تقدیم بودجه به مجلس رفتم. سخنرانى از روى نوشته حدود نود دقیقه طول کشید. ارقام و شاخص هایى که نشان اصلاح وضع اقتصادى کشور است، در سخنرانى آمده بود. نمایندگان مراجعات زیادى داشتند. به دفترم برگشتم. م…
15 آذر 1370
امروز در خانه بودم. وقت، کمى به استراحت و بیشتر به مطالعه گزارش ها گذشت. ظهر محسن و فائزه و عصر فاطى و سعید اینجا بودند. محسن، حساب درآمدها و هزینه های شخصی مان را ارایه داد که معلوم شد على رغم فروش محصول پسته، حدود سه میلیون تومان بدهکاریم…
14 آذر 1370
مدیران وزارت نفت و جمعى از آنها که در کویت چاه هاى نفت را خاموش کرده بودند، آمدند؛ تحسین شان کردم. [آقای سیدعلی محمودی]، سفیر جدیدمان در فنلاند آمد. آدم مطلع و مسلطى است؛ توصیه هایى نمودم. [آقای حسن امینیان]، سفیرمان در امارات[متحده عربی] ب…
13 آذر 1370
از ساعت شش تا نُه صبح، کارهاى عقب مانده را انجام دادم و با عفت و یاسر صبحانه صرف شد. پاسدارها براى صبحانه حلیم خریده بودند. آقایان [سیداسماعیل] موسوى و [هادی] باریک بین، ائمه جمعه زنجان و قزوین آمدند. از تعرض هاى استاندار نسبت به مأموران گل…
12 آذر 1370
آقاى [محمدحسن]زورق، [عضو شورای سیاستگزاری سازمان صدا و سیما] آمد و تحلیلى از وضع تبلیغات کشور داد. معتقد است تبلیغات ضعیف و تسلط بر رسانه ها ناکافى و شیطنت هاى تبلیغى زیاد است و نمونه هایى را گفت و نتایج تحقیقات در این باره را توضیح داد. قر…
11 آذر 1370
دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور و رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی]، براى امور جارى و اجازه پرداخت اجرت به اعضای فرهنگستان و تعیین تکلیف مشکل پوشش بعضى از مأموریت هاى اطلاعات آمد. نماینده فریدن اصفهان آمد و براى منطقه اش کمک گرفت. احم…
10 آذر 1370
در گزارش ها، حرکت استقلال طلبانه اوکراین از شوروى و هشدار و اعلان خطر گورباچف جلب توجه مى کند.آقایان دکتر [محمدحسین]عادلى، [رییس بانک مرکزی] و [محسن]نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمدند. گزارش سفر به ژاپن را دادند. در مورد مشکلاتى که …
9 آذر 1370
در اخبار، موضوع اعلام بانک مرکزى شوروى درخصوص عجز از پرداخت پول هزینه هاى کشور و اعلان [سلیمان]دمیرل، در ترکیه، درخصوص مشکل جارى اقتصادى با سیاست هاى حکام سابق جلب توجه مى کند. آقایان [رضا] ملک زاده، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] و معا…
8 آذر 1370
صبح زود از [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور دربارة آثار زلزله پرسیدم. گزارش داد تلفات جانى نداشته است و حدود هفتاد نفر زخمى شده اند. مقدارى خرابى بوده؛ برق وصل شده و جاده ها باز شده است. با فائزه و مونا و حسن صبحانه خوردیم. تا ساعت ده ونیم صب…
7 آذر 1370
ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. در اخبار، فشار آمریکا بر اسراییل و همسایه هایش براى شروع مذاکرات در آمریکا و فشار آمریکا و فرانسه و انگلیس بر لیبى براى مساله سقوط هواپیما مهم اند. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. تیمسار [علی]ش…
6 آذر 1370
آقاى فقیهى، نماینده رهبرى در حفاظت سپاه آمد و در مورد بعضى از محافظان نظرخواهى کرد. آقاى [محسن]رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان] آمد. گزارشى از کار بنیاد مستضعفان داد و براى اقداماتش در آفریقا براى سرمایه گذارى و ایجاد سردخانه و مراکز تجارى …
5 آذر 1370
آقاى [عباسعلی]وکیلى، [رییس ستاد رسیدگی به امور آزادگان] آمد. گزارش امور آزادگان را داد و براى تهیه زمین مسکن آزادگان اعتبار زیادى خواست و براى ستاد اتومبیل تقاضا کرد. آقاى [اصغر]ابراهیمى، مدیرعامل شرکت متروی تهران آمد و گزارش پیشرفت کار متر…
4 آذر 1370
از منزل براى بازدید از دانشکده علوم پزشکى دانشگاه آزاد اسلامى در [محله] زرگنده [در شمال تهران]رفتیم. مراسم افتتاح ساختمان جدید با زیربناى هجده هزار- - مترمربع و زمین بیست هزار مترمربع است. از آزمایشگاه ها و کلاس ها و سالن تشریح بازدید کردم …
3 آذر 1370
با هلی کوپتر از سعدآباد به سوى کرج پرواز کردیم. فرماندار و نماینده کرج هم بودند. در راه توضیحات دادند. اطراف کرج دور زدیم و نقاط مهم شهر و اطراف را معرفى کردند. شهرک هاى بزرگ فردیس، مهرشهر، اسلامشهر، عظیمیه و حصارک توجهم را جلب کرد. پارکینگ…
2 آذر 1370
ساعت هشت به دفتر رسیدم. ساعت نُه صبح، ملاقات ها مطابق معمول شروع شد. جلسه شوراى تعیین الگوى مصرف داشتیم. گزارش جلسات فرعى را دادند. در مورد الگوى مسکن، پیشنهاد مشخصی آورده بودند و موارد دیگر لباس و غذا و دارو و حمل و نقل را در دست بررسى دار…
1 آذر 1370
امروز در خانه بودم. دیشب باران خفیفى بارید؛ امسال بارندگى در تهران کم است. با آشیخ محمد صبحانه خوردیم؛ شب مانده بودند. مقدارى از وقت به خواندن گزارش ها و مقدارى به پیاده روى و ورزش و استراحت گذشت. آقاى محسن رضایى، [فرمانده سپاه پاسداران] آم…