Month archive

Mehr ۱۳۶۲

۳۰ diary entries in this month.

22 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۶۲

تا ساعت سه و نیم عصر در خانه بودم. از مجلس، اخبار و گزارش ها را آوردند. وضع جبهه ها خوب است. در سردشت ضربه هاى کارى به ضدانقلاب و عراق و در «شیلر» پیشرفتگى خاک عراق در ایران - میان بانه و مریوان - نیروهاى ما به پیشرفت ادامه مى دهند. اسراى ع…

21 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۶۲

با زنگ تلفن آقاى محسن رضایى از جبهه، از خواب بیدار شدم. از مرحله دوم عملیات دیشب که پیشرفت هایى داشته اند، مطالبى براى طرح در نمازجمعه گفت. تا ساعت ده و نیم در خانه براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه مى کردم. یک خطبه را به عملیات والفجر 4 اختصاص…

20 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۶۲

با جبهه و قرارگاه حمزه سیدالشهدا و لشکر 28 سنندج تماس گرفتم و از عملیات سئوال کردم. همه خبرها مى گوید، مرحله اول حمله که از ساعت دوازده شب آغاز شده، موفق بوده است. از بانه و مریوان - از شمال و جنوب- به منطقه شیلر حمله کرده ایم که بخش وسیعى …

19 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۶۲

بعد از نماز به مجلس رفتم. کارهاى ادارى را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. تمام وقت جلسه علنى، صرف طرح شوراهاى اسلامى کار شد. در تنفس به مراجعات نمایندگان پرداختم. معمولاً قبل از جلسه و در حین کار جلسه و در تنفس، نمایندگان، کارهاى شخصى یا ا…

18 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مهر ۱۳۶۲

تمام وقت در خانه ماندم؛ به خاطر اینکه نمایندگان در مراسم عاشورا در حوزه هاى انتخابیه شرکت کرده بودند، امروز را تعطیل کردیم. بیشتر وقتم صرف خواندن تاریخ احزاب سیاسى ایران و کارهاى مجلس چهارم و ظهور رضاشاه شد. دیشب در سردشت علیه ضدانقلاب، عمل…

17 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۶۲

تمام روز در خانه بودم. خانواده کوثرى پس از روضه خوانى براى امام در حسینیه جماران به خانه ما آمدند. آقاى کوثرى روضه اى خواند و حالى دست داد. مقدارى پسته و هزار تومان به او هدیه دادم. بخشى از وقتم را صرف مطالعه مقاتل کردم و بقیه را به مطالعه …

15 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۶۲

تمام روز در خانه بودم. قرار بود عصر، جلسه شوراى عالى اقتصاد براى بحث درباره علل تورم داشته باشیم که قرار را لغو کرده بودند. تلفنى از رییس جمهور علت را پرسیدم. گفتند به خاطر عزادارى لغو شده است. آقاى نخست وزیر تلفن کرد و درباره وزیر جدید معا…

14 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۶۲

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. آقاى نخست وزیر تلفنى از من خواست که در نمازجمعه، لغو دستور دولت شهید رجایى را در مورد اقامه نماز جماعت، هنگام ظهر در دستگاه هاى دولتى را که اخیراً در بانک ها و کارخانه ها مورد سوءاستفاده قرار گرف…

13 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۶۲

شب، مقدارى ناراحت بودم. صبح، کمى تب داشتم. به مجلس رفتم. در جلسه علنى، طرح شوراى اسلامى کار مطرح بود. چون کسالت داشتم، جلسه را به آقاى یزدى سپردم و به دفترم آمدم. تا ساعت یازده استراحت کردم. پیش از ظهر، آقاى [حسین] محلوجى آمد و راجع به لزوم…

12 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۶۲

تمام وقت در منزل بودم. مهدى را همراه عفت به بیمارستان فیروزگر فرستادیم. در اثر ضربه اى که به غضروف بینى مهدى [در تصادف اتومبیل] وارد آمده، غضروف ها و استخوان صدمه دیده است. بعد از ظهر از بیمارستان به خانه برگشتند. پیش از ظهر، بیشتر کارم روى…

11 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۶۲

بعد از نماز تا تشکیل جلسه علنى مطالعه کردم. طرح شوراهاى اسلامى کار در دستور بود. کمى خسته بودم. بعد از تنفس که سئوالات مطرح بود، به دفترم رفتم و استراحت کردم. ظهر آقاى شبسترى آمد و از تعاونى مسکن صداوسیما شکایتى آورد که به اراضى مجاور خود -…

10 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مهر ۱۳۶۲

صبح زود آقاى [حسین] مرعشى آمد. به رییس بانک مرکزى تلفن کردم که کمک کند تا دزد نتواند چک هاى تضمین شده را وصول کند. عصر به مجلس رفتم. جلسه کانون نمایندگان [مجلس] عضو حزب جمهورى اسلامى داشتیم. طبق معمول اخبار را گفتند و سپس درباره حدود ولایت …

9 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۶۲

صبح زود به مجلس رفتم؛ گاهى خیلى زود مى روم که خیابان ها خلوت تر باشد. صبحانه را در مجلس خوردم. گزارش ها را خواندم. خبر تازه جهانى، انفجار بمب در محل بازدید رییس جمهور کره جنوبى در رانگون پایتخت برمه و کشته و مجروح شدن حدود شصت نفر ازجمله چه…

8 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۶۲

اول وقت با نخست وزیر درباره تخطى استاندارى مازندران از مصوبات ما در خصوص طرح برنج و منع فروش به غیر دولت و تأکید بر تسریع در معرفى وزراى جدید و نماینده دولت در شوراى سرپرستى صداوسیما، تلفنى صحبت کردم. عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد و شر…

7 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۶۲

نمازجمعه را رییس جمهورى اقامه کردند. من تمام روز در خانه ماندم. دکتر ولایتى صبح زود آمد و گزارشى از سفر به سازمان ملل و آثار سخنرانی اش در آنجا و ملاقات هایش را داد. معتقد بود هم غرب و هم شرق، مایلند اعتماد ما را جلب کنند. وزیر امور خارجه ژ…

6 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۶۲

تا ساعت هفت صبح، مطالعه کردم و [متن فارسى] خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم. آقاى دکتر کى نژاد نامزد وزارت کشاورزى آمد. او را تشویق کردم که بپذیرد. از گذشته در ارتباط با بدرفتارى که در دوران استاندارى همدان علیه او شده، رنجیده و بیشتر مایل است د…

5 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مهر ۱۳۶۲

تا ساعت نه صبح در خانه مطالعه نمودم. مقدارى هم به عفت در نگه داشتن سارا - دختر فاطى - که خودش به دانشگاه رفته بود، کمک کردم. به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم همراه با روحانیون به زیارت امام رفتیم. آقاى [محمدرضا] مهدوى کنى [دبیر کل جامعه روحانیت…

4 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۶۲

صبح زود به مجلس رفتم. درب اتاق دفترم، به خاطر اینکه قفل رمزى دارد و رمزشناس آن نبود، بسته بود. کمى صبر کردم تا اینکه آقاى [جلال] ساداتیان رییس دفتر رسید. گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى، چند لایحه تصویب شد و من در موافقت لایحه نگرفتن پول ا…

3 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۶۲

[آیت الله]آقاى خامنه اى، تلفنى درباره متنى که براى شوراى عالى قضایى به امضاى من و ایشان و آقاى [موسوى] اردبیلى تهیه شده، مبنى بر اجازه امام در مورد مجازات محتکران و گرانفروشان، صحبت کرد. وزیر دفاع به ملاقات آمد و از من خواست که به نخست وزیر…

2 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مهر ۱۳۶۲

صبح زود به مجلس رفتم و گزارش ها را خواندم. نزدیک ساعت هشت صبح، جلسه شروع شد. قبل از شروع با نمایندگان احوال پرسى کردم. پیش از دستور به مناسبت آغاز کار مجلس، بعد از تعطیلات تابستانى و موشک خوردن دزفول و اندیمشک، صحبت کردم. چند لایحه تصویب کر…

1 أكتوبر 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۶۲

تمام روز در خانه بودم. با [آیت الله]آقاى خامنه اى، تلفنى درباره اختلافات آقایان [على اکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] و [محسن] دعاگو [معاون آموزش و پرورش] صحبت کردم. قرار شد، جلسه اى داشته باشیم و راجع به لزوم تسریع در دادن پاسخ به صدام، در…

30 September 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۲

نمازجمعه را به عهده آقاى ربانى املشى قرار دادم. پیش از ظهر آقاى [محسن] دعاگو معاون وزارت آموزش و پرورش آمد؛ کارشان با آقاى [على اکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] به مرحله بحرانى رسیده است. از اول اختلافاتى داشتند، اما اخیراً آقاى پرورش از ای…

29 September 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۲

تمام روز در منزل بودم. صبح، احمدآقا آمد. از گرانى اظهار نگرانى داشت و جاى نگرانى هم هست. از هجوم تبلیغاتى رسانه هاى جمعى دشمنان بیگانه در خصوص نقض حقوق بشر در ایران و نشر اسناد جعلى و جعل اخبار دروغ از قبیل گرفتن خون زندانیان و... گفت. گفتم…

28 September 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۶۲

به مجلس رفتم. ساعت هشت صبح آقاى [قاسمعلى] ظهیرنژاد رییس ستاد مشترک [ارتش جمهورى اسلامى] آمد و از تبعیض در مصوبه هیأت دولت، در دادن بن کمک به ارتشی ها و کارکنان دولت، شکایت داشت و خواهان تصویب عضویت ارتش در «سیزم» بود که در مجلس رد شده بود. …

27 September 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۶۲

تا عصر در منزل مطالعه و استراحت داشتم و یکى از خطبه هاى نمازجمعه را که وزارت ارشاد [اسلامى] پیاده و براى چاپ آماده نموده است، براى نمونه اصلاح کردم. عصر از ساعت سه و نیم تا شش و نیم در مجلس، کمیسیون اصلاح مواضع حزب [جمهورى اسلامى] داشتیم که…

26 September 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۲

تا ساعت نه صبح در خانه کار مى کردم، سپس به حسینیه جماران، به زیارت امام رفتم. گروهى از مستضعفان و دو سه نفر از مسئولان درجه یک کشور بودند. [آیت الله] آقاى خامنه اى [فرارسیدن عید غدیر را] تبریک گفتند و امام صحبت کردند. سپس [آقاى خامنه اى] ری…

25 September 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۶۲

ساعت هفت صبح به مجلس رفتم. تا ساعت هشت و نیم گزارش ها را خواندم و کارهاى ادارى را انجام دادم. آقاى [خسرو] تهرانى مسئول اطلاعات نخست وزیرى و همکارانش آمدند؛ راجع به آینده [وزارت] اطلاعات، توضیح مى خواستند. از کم اعتمادى نخست وزیر به خودشان، …

24 September 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۶۲

با [آیت الله] آقاى خامنه اى، درباره اشتغال آقاى [محمدمهدى] ربانى [املشى] و انتقال متخصصان وظیفه - که در لشکر 88 زاهدان هستند - به خدمات دولتى، تلفنى مشورت کردم و درباره بیانیه اى که تشکیلات [حزب جمهورى اسلامى] تهران براى حوزه ها فرستاده و د…

23 September 1983

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۶۲

تا ساعت ده و نیم صبح، در خانه کار مى کردم. نمازجمعه را اقامه کردم؛ خطبه اى در [ارایه] گزارش سفر به سه استان جنوب شرقى و خطبه اى در تاریخ تحلیلى جنگ خواندم. عصر و شب هم، در خانه کار مى کردم. گزارش هاى مربوط به جریان دادگاه بین المللى لاهه و …