خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مهر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 08:12کد خبر26633

صبح زود آقاى [حسین] مرعشى آمد. به رییس بانک مرکزى تلفن کردم که کمک کند تا دزد نتواند چک هاى تضمین شده را وصول کند. عصر به مجلس رفتم. جلسه کانون نمایندگان [مجلس] عضو حزب جمهورى اسلامى داشتیم. طبق معمول اخبار را گفتند و سپس درباره حدود ولایت حزبى و آزادی

صبح زود آقاى [حسین] مرعشى آمد. به رییس بانک مرکزى تلفن کردم که کمک کند تا دزد نتواند چک هاى تضمین شده را وصول کند. عصر به مجلس رفتم. جلسه کانون نمایندگان [مجلس] عضو حزب جمهورى اسلامى داشتیم. طبق معمول اخبار را گفتند و سپس درباره حدود ولایت حزبى و آزادی هاى فردى در موضع گیری هاى نمایندگان در مجلس و در مسایل سیاسى، بحث آغاز شد. تاکنون افراد حزبى در مجلس، هیچ گونه قیدى از جانب حزب در موضع گیری هاى خود نداشتند. استیضاح آقاى ناطق [نورى] را که عضو شوراى مرکزى حزب است، گروهى از نمایندگان حزبى هم امضا کرده بودند. سپس این مطلب پیش آمد که آیا تا این حد، اعضاى حزب مى توانند مستقل از حزب عمل بکنند. قرار شد در این باره بحث کنیم و تصمیمى اتخاذ نماییم. دو سه نظریه وجود دارد و چند نفر صحبت کردند. بحث به آینده موکول شد. قرار است، ماهى یک جلسه کانون داشته باشیم و حوزه ها در هر هفته جلسه داشته باشند.

بعد از نماز مغرب و عشا، شوراى عالى دفاع در مجلس تشکیل شد. بیشتر درباره تحویل [هواپیماهاى ]سوپراتاندار فرانسوى به عراق و کیفیت برخورد تبلیغى و عملى با آن و درباره اسرا و آینده عراق و... بحث شد. تقریباً واضح است که اردوگاه شرق و غرب و ارتجاع نگران پیروزى ایرانند و با بذل پول و تبلیغات و سلاح هاى مدرن و چشم پوشى از جنایات جنگى ارتش عراق علیه ایران و به نفع عراق عمل مى کنند. بعد از جلسه، من به عنوان سخنگوى شورا مصاحبه کردم. شام در منزل آقاى [مرتضى] الویرى - که از حج آمده - مهمان بودیم. اعضاى هیأت رییسه کمیسیون صنایع و... هم بودند. شب در مجلس خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا