صبح زود به مجلس رفتم و گزارش ها را خواندم. نزدیک ساعت هشت صبح، جلسه شروع شد. قبل از شروع با نمایندگان احوال پرسى کردم. پیش از دستور به مناسبت آغاز کار مجلس، بعد از تعطیلات تابستانى و موشک خوردن دزفول و اندیمشک، صحبت کردم. چند لایحه تصویب کردیم. در
صبح زود به مجلس رفتم و گزارش ها را خواندم. نزدیک ساعت هشت صبح، جلسه شروع شد. قبل از شروع با نمایندگان احوال پرسى کردم. پیش از دستور به مناسبت آغاز کار مجلس، بعد از تعطیلات تابستانى و موشک خوردن دزفول و اندیمشک، صحبت کردم. چند لایحه تصویب کردیم. در تنفس، مطابق معمول، نمایندگان مراجعاتى داشتند. ظهر دو نفر به معرفى آقاى فقیهى آمدند و راجع به فروش اسلحه هاى مورد نیاز ما، پیشنهاداتى داشتند. آنان را به وزارت دفاع فرستادم. شخصى از طرف آقاى [سیدکاظم] مرعشى آمد و مدعى یافتن گنج در رودهن بود. با [آقاى محمدعلى نجفى] وزیر فرهنگ [و آموزش عالى] صحبت کردم که در این باره تحقیق کنند. از این گونه مراجعات، بعد از انقلاب، زیاد داشته ایم و معمولاً نادرست بوده است.
آقاى [اسداله] بیات آمد و راجع به انتخابات آینده و اختلافات دو خط فکرى اقتصادى و مضرات درگیری ها و راه چاره صحبت کردیم. عصر، یکى از پاسداران که با جمعى از پاسداران مجلس، عازم جبهه بودند، براى خداحافظى آمد.
در شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] بحث درباره تعیین وزراى جدید بود. گزارش حزب [جمهورى اسلامى] گیلان را داشتیم و اختلافات آنها با ائمه جمعه. تصمیماتی ازجمله، تعیین روحانى عاقلى در رأس حزب [جمهورى اسلامى] گیلان اتخاذ شد. شب، جلسه شوراى داورى حزب بود. اختلاف بازارى ها با نخست وزیر و مسأله محاکمه هیأت مدیره شرکت فرش مورد بحث قرار گرفت. راه اصلاح این است که دو طرف، دست از تهاجم بردارند. شام را در دفتر [آیت الله]آقاى خامنه اى خوردیم و آخر شب به خانه آمدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام