خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 08:19کد خبر26637

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. آقاى نخست وزیر تلفنى از من خواست که در نمازجمعه، لغو دستور دولت شهید رجایى را در مورد اقامه نماز جماعت، هنگام ظهر در دستگاه هاى دولتى را که اخیراً در بانک ها و کارخانه ها مورد سوءاستفاده قرار گرفته، تأیید

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. آقاى نخست وزیر تلفنى از من خواست که در نمازجمعه، لغو دستور دولت شهید رجایى را در مورد اقامه نماز جماعت، هنگام ظهر در دستگاه هاى دولتى را که اخیراً در بانک ها و کارخانه ها مورد سوءاستفاده قرار گرفته، تأیید نمایم؛ تأیید کردم. خواستم از امام نظر بگیرم، اما جواب نرسید. نظر احمدآقا این بود که امام در جریان هستند. نمازجمعه را اقامه کردم و خطبه دوم را به هواپیماهاى سوپراتاندار و جنگ و...اختصاص دادم. از نوق استادعلى داودى آمد و سه گونى پسته از پسته هاى خوب خودمان آورد. قسمت عمده آن را هدیه مى دهم. اخوى زاده محمد آمد و مى خواست به وزارت بهدارى بگویم که بیمارستان در حال تأسیس نظام آباد را به دانشگاه ها واگذار کنند تا براى آموزش از آن استفاده کنند؛ تحصیل پزشکى دارد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا