خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 08:19کد خبر26640

تمام روز در خانه بودم. خانواده کوثرى پس از روضه خوانى براى امام در حسینیه جماران به خانه ما آمدند. آقاى کوثرى روضه اى خواند و حالى دست داد. مقدارى پسته و هزار تومان به او هدیه دادم. بخشى از وقتم را صرف مطالعه مقاتل کردم و بقیه را به مطالعه تاریخ احزاب

تمام روز در خانه بودم. خانواده کوثرى پس از روضه خوانى براى امام در حسینیه جماران به خانه ما آمدند. آقاى کوثرى روضه اى خواند و حالى دست داد. مقدارى پسته و هزار تومان به او هدیه دادم. بخشى از وقتم را صرف مطالعه مقاتل کردم و بقیه را به مطالعه تاریخ احزاب سیاسى ایران و استخراج صفات ممدوح و مذموم از علم اخلاق نمودم.

عصر با نخست وزیر در مورد ضرورت تعقیب شکایات مردم و تسریع در معرفى وزراى جدید صحبت کردم. خبر داد در علوفه هاى جازموریان آتش سوزى عظیمى رخ داده و خسارت زیاد است. شب با [آیت الله]آقاى خامنه اى صحبت کردم. اطلاع داد که امشب عملیات انجام نمى شود؛ قرار بود انجام بشود. عفت و یاسر که به قم رفته بودند، شب برگشتند. ظهر، آقاجلال از یکى از تکایا براى ما غذاى امام حسینى آورد. زیاد بود، به آشنایان اطلاع دادیم؛ آمدند بردند. از مجلس هم آورده بودند، به پاسدارها دادیم. باز هم اضافه آمد که شام هم خوردیم و براى بعد هم ماند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا