خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 00:59کد خبر26619

تا ساعت نه صبح در خانه کار مى کردم، سپس به حسینیه جماران، به زیارت امام رفتم. گروهى از مستضعفان و دو سه نفر از مسئولان درجه یک کشور بودند. [آیت الله] آقاى خامنه اى [فرارسیدن عید غدیر را] تبریک گفتند و امام صحبت کردند. سپس [آقاى خامنه اى] رییس جمهور

تا ساعت نه صبح در خانه کار مى کردم، سپس به حسینیه جماران، به زیارت امام رفتم. گروهى از مستضعفان و دو سه نفر از مسئولان درجه یک کشور بودند. [آیت الله] آقاى خامنه اى [فرارسیدن عید غدیر را] تبریک گفتند و امام صحبت کردند.  سپس [آقاى خامنه اى] رییس جمهور به منزل ما آمد. ایشان و من بدون اطلاع از تصمیم همدیگر، بنا گذاشته بودیم که در یک ساعت به دیدن معلولان آسایشگاه ثارالله در زعفرانیه برویم. هماهنگ کردیم و با هم در ماشین من، به آنجا رفتیم. جمعى از معلولان که نخاع شان آسیب دیده و فلج شده اند، در آنجا نگهدارى مى شوند. با یکایک آنها صحبت کردیم  و سپس مصاحبه اى با هم انجام دادیم؛  منزل ارتشبد طوفانیان که مصادره شده، در اختیارشان است.

عصر، به محل [استقرار] پاسداران بیت امام رفتم و به مناسبت عید غدیر، درباره آثار ولایت، برایشان صحبت کردم.  شب در خانه، گزارش ها را خواندم و برنامه تلویزیون را تماشا کردم. با [آیت الله] آقاى خامنه اى، درباره شغل آقایان [محمدرضا] مهدوى [کنى]، [محمدمهدى] ربانى [املشى] و [جلال الدین] فارسى صحبت کردم؛ خوب نیست که از استعداد و تجربه و ظرفیت خوب آنان بهره گیرى نشود و این گونه آقایان، بیکار باشند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا