خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 01:13کد خبر26623

نمازجمعه را به عهده آقاى ربانى املشى قرار دادم. پیش از ظهر آقاى [محسن] دعاگو معاون وزارت آموزش و پرورش آمد؛ کارشان با آقاى [على اکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] به مرحله بحرانى رسیده است. از اول اختلافاتى داشتند، اما اخیراً آقاى پرورش از ایشان

نمازجمعه را به عهده آقاى ربانى املشى قرار دادم. پیش از ظهر آقاى [محسن] دعاگو معاون وزارت آموزش و پرورش آمد؛ کارشان با آقاى [على اکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] به مرحله بحرانى رسیده است. از اول اختلافاتى داشتند، اما اخیراً آقاى پرورش از ایشان خواسته، کنار برود. بیشتر بر سر امور تربیتى و گزینش، اختلاف داشته و دارند؛ قرار شد با رییس جمهور مشورت کنیم و جلسه اى براى رسیدگى به اختلافات داشته باشیم.

اخبار صبح گفت که دیشب عراقی ها، چهار موشک از راه دور به دزفول و دو موشک به اندیمشک زده اند و جمعى شهید و مجروح شده و حدود هشتصد خانه و مغازه ویران شده؛ قساوت عجیبى است که در دل شب، مردم را این چنین با موشک هاى زمین به زمین، قتل عام کنند.  نشان استیصال صدام است. نخست وزیر گفت که هیأتى را اعزام مى کند و قرار شد، نماینده اى از طرف من هم در هیأت باشد. آقاى جمى امام جمعه آبادان هم تلفن کرد و پیشنهاد اعزام نماینده را داشت.

عصر براى دیدن آقاى [محمد] موسوى خوئینى ها - که از مکه برگشته - به منزل شان رفتم.  گزارش مفصلى راجع به مسایل و حوادث حج داد  و راجع به طرح مسایل آنجا مشورت کرد. شب جمعى از بستگان آمدند. آخرین آمار شهداى اندیمشک و دزفول 75 شهید و بیش از 200 مجروح، اعلان شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا