خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 08:20کد خبر26642

بعد از نماز به مجلس رفتم. کارهاى ادارى را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. تمام وقت جلسه علنى، صرف طرح شوراهاى اسلامى کار شد. در تنفس به مراجعات نمایندگان پرداختم. معمولاً قبل از جلسه و در حین کار جلسه و در تنفس، نمایندگان، کارهاى شخصى یا اجتماعى و

بعد از نماز به مجلس رفتم. کارهاى ادارى را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. تمام وقت جلسه علنى، صرف طرح شوراهاى اسلامى کار شد. در تنفس به مراجعات نمایندگان پرداختم. معمولاً قبل از جلسه و در حین کار جلسه و در تنفس، نمایندگان، کارهاى شخصى یا اجتماعى و یا شکایات و پیشنهادهاى خود را با من در میان مى گذارند.

ظهر، جمعى از نمایندگان با آقاى کروبى براى علاج مشکل معلولان انقلاب آمدند که اخیراً علیه آقاى کروبى و بنیاد شهید سر به اعتراض شدید برداشته اند و آقاى کروبى سپاه را محرک مى داند. چاره جویى مى کردند. سه نفر از نمایندگان را اعزام کردیم که با جانبازان مذاکره کنند و راه حل پیشنهاد نمایند. آقاى آل احمد از دادستانى آمد و مدعى بود که شخص فاسدى به نام عبداللهى خود را به من و آقاى منتظرى منتسب مى کند. گفتم رسیدگى کنند.

عصر [جلسه] هیأت رییسه [مجلس] داشتیم و شب با آقایان رییس جمهور و احمدآقا، مهمان آقاى [موسوى] اردبیلى بودیم. درباره جنگ و صلح و گرانى و طرح برنج و چیزهاى دیگر مذاکره کردیم. آقاى [موسوى] اردبیلى از کشف باند بزرگى که اجناس را از وزارت بازرگانى مى ربود و گران در بازار مى فروخت، خبر داد و گفت که در منازل آنها اشیاى بسیار گرانبهاى رژیم سابق هم - که لابد از جایى دزدیده اند - یافت شده است. آقاى [کمال] خرازى آمد و راجع به محور تبلیغات عملیات والفجر 4 مشورت کرد. امشب قرار است حمله آغاز شود. براى رزمندگان و پیروزى آنها دعا کردم و ساعت دوازده شب خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا