تا ساعت نه صبح در خانه مطالعه نمودم. مقدارى هم به عفت در نگه داشتن سارا - دختر فاطى - که خودش به دانشگاه رفته بود، کمک کردم. به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم همراه با روحانیون به زیارت امام رفتیم. آقاى [محمدرضا] مهدوى کنى [دبیر کل جامعه روحانیت مبارز تهران] کمى
تا ساعت نه صبح در خانه مطالعه نمودم. مقدارى هم به عفت در نگه داشتن سارا - دختر فاطى - که خودش به دانشگاه رفته بود، کمک کردم. به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم همراه با روحانیون به زیارت امام رفتیم. آقاى [محمدرضا] مهدوى کنى [دبیر کل جامعه روحانیت مبارز تهران] کمى صحبت کرد. آقاى رستگارى هم ذکر مصیبت گفت و امام هم مفصلاً نصیحت فرمودند. به خانه آمدم. آقاى معصومى مشهدى تلفن کرد که فردا علماى شیعه و سنى شهرهاى مرزى مشهد به مجلس مى آیند و مى خواهند ناهار را مهمان مجلس باشند؛ قبول کردم.
عصر جلسه هیأت رییسه داشتیم. بعد از تعطیلات تابستانى، اولین جلسه بود. درباره برنامه جلسات علنى، مسایل ادارى و کمیسیون ها و... تصمیم گیرى شد. بعد از نماز مغرب، خانواده دو نفر اسیر جوانى که در مصاحبه با تلویزیون فرانسه در اردوگاه عراقی ها، افتخار آفریده بودند، به نام هاى [مهدى] طهانیان و [علیرضا] رحیمى، آمدند. با آنها گرم گرفتیم. هدایایى دادم و نوارى از وصیتنامه یکى از آنها را دادند. یکى از فرزندان کوچک ترشان را - چهارده ساله - که در جبهه با موج انفجار ضربه مغزى دیده بود، آوردند. موقع فیلمبردارى لامپ پروژکتور ترکید؛ صداى مهیبى داشت. شب در مجلس ماندم و کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم و زود خوابیدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام