20 يناير 1994
مدیران سازمان صدا و سیما آمدند. اخوى محمد، [رییس سازمان صداو سیما] گزارش کوتاهى داد و من سخنرانى مفصلى داشتم. خواستم که در جهت توضیح بیشتر دستاوردهاى انقلاب، براى دلگرم تر کردن مردم و مأیوس ترکردن دشمنان تلاش کنند. [آقای سیدعلی نکویی زهرایی…
19 يناير 1994
[آقایان یوان آنگ و سانگ یول لی]، سفیران ویتنام و کُره جنوبى براى خداحافظى آمدند. آقایان [حمید] میرزاده و [علیمحمد] نوریان آمدند. گزارش اقدامات مقدماتى براى تأسیس دانشگاه کیش را دادند و از عدم همکارى مدیران جدید ابراز نگرانى کردند؛ گفتم همکا…
18 يناير 1994
[ژنرال عبدالوحید کاکر]، رییس ستاد ارتش پاکستان آمد. مقدارى از وضع ارتش و برنامه کنترل و حفاظت از امنیت و مبارزه با قاچاق و توجه به بلوچستان گفت و توضیحاتى دربارة برنامه اتمى و برنامه عادی کردن روابط با آمریکا داد. از نقش ارتش در مسایل اخیر …
17 يناير 1994
جمعى از جانبازان آمدند. آقاى [محسن] رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان] گزارشى داد و من هم صحبت دلگرم کننده ای کردم. تعداد زیادی نامه تقاضا دادند. آقاى دکتر [اکبر] فرید، نماینده خرم آباد آمد. اظهار وفادارى نمود و براى سفر من به لرست…
16 يناير 1994
محسن آمد. در مسیر دفتر، با هم براى بررسى وضع کار مصلاى تهران که اخیراً دچار مشکل شده، به آنجا رفتیم. اخیراً متوجه شده اند که تونل مترو از داخل شبستان مى گذرد؛ قبلاً فکر مى شده که خیلى پایین تر از سطح کف شبستان است.آقاى مؤید، طراح و معمار، ت…
15 يناير 1994
آقاى [محسن] نوربخش، [معاون اقتصادی رییس جمهور] آمد. اطلاع داد که آلمانى ها در مذاکره با آقای نواب، گفته اند که براى تقسیط بدهی های معوقه ، زمان خوبى در نظر گرفته اند. خواست که به بانک مرکزى بگویم، با همه طلبکاران بزرگ چنین شود. در مورد شرکت…
14 يناير 1994
در گزارش ها توافق آمریکا و روسیه و اوکراین براى خلع سلاح اتمى اوکراین مهم است؛ جای تعجب است که چگونه اوکراین قبول کرده و شاید هم عمل نکند. امروز هم مثل دیروز با قدم زدن در ساحل و جت اسکى گذشت. مدیران سازمان منطقه آزاد کیش آمدند. هر یک گزارش…
13 يناير 1994
اخبار را گوش دادم. خبر مهم، بحث هاى داغ پارلمان جدید روسیه است. ساعتى در ساحل دریا قدم زدم. پس از صرف صبحانه، مقدارى مطالعه کردم. لباس غواصى پوشیدم و با بستن کپسول اکسیژن، مدتى زیر آب ماندم؛ کار آسانى است. عصر هم بیشتر به قدم زدن در ساحل در…
12 يناير 1994
مجمع شعراى افغانستان آمدند. آقاى [حسین] ابراهیمى، [نماینده ولی فقیه در امور افغانستان ]، گزارش کار [سومین مجمع شعر انقلاب اسلامی افغانستان] را داد. دو نفر شعر خواندند؛ یکى از آنها اشعار خوبى دربارة انتقاد از نحوه عملکرد مجاهدان، بعد از پیرو…
11 يناير 1994
آقاى [علی محمد] بشارتى، وزیر کشور، اطلاع داد که یک کشتى حامل چهارصد مسافر و سى دستگاه اتومبیل در دریاچه ارومیه از دیروز مفقود شده است؛ گفتم با همه امکانات جستجو کنند. تا عصر ناراحت بودم. عصر اطلاع داد که کشتى پیدا شده است. به خاطر از کار اف…
10 يناير 1994
به دفترم رفتم. [به مناسبت عید مبعث]، به محافظان و دفترمان عیدی دادم. از استخر استفاده کردم. به دفتر رهبرى رفتیم. یک عباى نایینى، هدیه عید به ایشان دادم. در حسینیه، در مراسم عید، من و رهبرى صحبت کردیم. صحبت هاى ایشان مصلحت جویانه بود؛ دیروز …
9 يناير 1994
آقاى [سیدمحمد] خاتمى، [مشاور رییس جمهور و رییس کتابخانه ملی] آمد. از عدم تصویب طرح انتقال کتابخانه ملى به وزارت ارشاد اظهار خوشحالى کرد و از سخت گیرى هاى فرهنگى و فکرى در محیط هاى علمى و فرهنگى و جامعه و بىتفاوتى بعضى از نیروها اظهار نگرانى…
8 يناير 1994
[آقای سید ابوالفضل موسوی تبریزی]، دادستان کل کشور آمد. گزارش سفر به استان سیستان و بلوچستان و توفیقات سپاه قدس در بستن مرزها براى قاچاقچیان را داد و از امکانات ستاد مبارزه با مواد مخدر براى امورى استمداد کرد. آقایان [سید ابراهیم] رییسى و [غ…
7 يناير 1994
ساعت یک بامداد، عفت از سفر آمد. حالش بهتر است. براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. بعد از نماز، در تشییع جنازه هشتصدوپنجاه پیکر شهید مفقودالاثر که اخیراً آثارى از آنها را پیدا کرده اند، شرکت کردم و به خانه آمدم. ظهر بچه ها جمع بودند. محس…
6 يناير 1994
اول وقت به سعدآباد رفتیم. همراه میهمانان به خیابان آریاى سابق [واقع در خیابان شهید مطهری تهران] رفتیم که به «ترکمنستان» نام گذارى شده است. از تابلوی خیابان پرده بردارى کردیم؛ در مقابل خیابانی که به نام تهران در عشق آباد نام گذارى شده بود. خ…
5 يناير 1994
دیشب هم باران مى بارید. امروز صبح هوا تاریک شد و باران شدیدی آمد. میهمانان ترکمنستان به شیراز و کیش رفتند. آقاى [ابوالقاسم] وافى [یزدی] آمد. نظراتى دربارة وضع ادارات و ائمه جمعه داشت و براى نیازمندان کمک گرفت. آقاى میرزاده، [معاون اجرایی ری…
4 يناير 1994
دیشب و امروز هم باران داشتیم. میهمانانمان امروز به مازندران رفتند و از گنبد و کلاله و رامسر بازدید کردند. تحت تأثیر طبیعت غنى مازندران قرار گرفته بودند. مهدی هم همراهشان رفته بود. ساعت نه ونیم صبح، [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد و برا…
3 يناير 1994
باران میبارید. میهمانانمان به اصفهان رفتند. تا ساعت نه ونیم صبح کارها را انجام دادم. [آقایان جهانشاه صدیق و علی بوالفتح]، نمایندگان دورود و پلدختر آمدند. براى سفرم به خرم آباد تأکید داشتند و خیلى خضوع و اظهار وفادارى کردند. براى حوزه انتخاب…
2 يناير 1994
برنامه هاى میهمانان ترکمنى را که پنج روز در ایران اند، بررسى کردم و اصلاح نمودم. ساعت ده صبح به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. نم نم باران هم داشتیم. استقبال رسمى با سان و تشریفات انجام شد. تقریباً کلیه معاونان[رییس جمهور] و وزیرانشان را آورده اند…
1 يناير 1994
آقایان سیدجواد و سیدباقر، فرزندان آیت الله [سیدمحمدرضا] گلپایگانى، براى تشکر از کمک هاى من در هنگام کسالت و مراسم تشییع آمدند. نوه ایشان و فردی دیگر همراهشان بودند. گزارشى از وضع شهریه و آثار ایشان و هزینه حفظ آثار و خدمات دادند و براى پردا…
31 ديسمبر 1993
تا شب در محل لتیان بودیم. مقدارى در دریاچه با قایق پدالى قایقرانى کردم. چهار نفر از بچه ها - عماد و علیرضا و جلال و احسان - هم با من بودند. مقدارى هم به مطالعه گزارش ها و مقدارى هم با پیاده روى و هواخورى و تماشاى ورزش بچه ها و مذاکره با محس…
30 ديسمبر 1993
آقاى احمد توکلى آمد. از حضور گسترده مردم بهشهر در سفرم به آنجا تعریف کرد و اینکه ورزشگاه با همه بزرگی، نتوانست همه را بپذیرد و جمع زیادی بیرون بودند؛ منجمله او با پسرش. از وضع تحصیلش در انگلستان و مقدارى هم از همان نقدهای معمولش را داشت. آق…
29 ديسمبر 1993
ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. در اخبار هم مسأله مهمى نبود. کشاورزان نمونه آمدند. وزیر و دو نفر از آنها صحبت کردند. جوایز را دادم و صحبتى هم نمودم. سرماخوردگى مانع صحبت زیاد شد. همراه اعضای مجلس خبرگان، به دفتر رهبرى براى مل…
28 ديسمبر 1993
به دفترم رفتم. براى انجام کارهاى عقب مانده، ملاقات نگذاشته بودم. تا شب همه کارهاى عقب مانده روزهاى سفر را انجام دادم. شب شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه داشت؛ چند مصوبه داشتیم. تلفنى با عفت صحبت کردم. گفت چند روزى براى نتیجه آزمایش دکتر میمان…
27 ديسمبر 1993
در گزارش ها ختم ماجراى گروگانگیرى در روسیه آمده است. صبح براى شرکت در اجلاسیه سالیانه مجلس خبرگان، از سعدآباد به سوى قم پرواز کردیم. هلى کوپترمان به خاطر اینکه سوخت غیراستاندارد زده بود، در فرودگاه [مهرآباد] تهران نشست. با شنوک پرواز کردیم …
26 ديسمبر 1993
اول وقت، براى بازدید از برنامه یکپارچه سازى زمین هاى زراعتى به بیرون سارى رفتیم. [آقای عیسی کلانتری]، وزیر کشاورزى و مدیران توضیح دادند. جمع زیادی از کشاورزان جمع بودند و تشکر داشتند. مدعی بودند که این کار، حدود سى درصد هزینه تولید را پایین…
25 ديسمبر 1993
بعد از نماز صبح، برنامه هاى امروزم را بررسى کردم و اطلاعات مربوط به آنها را خواندم. امروز به خاطر اینکه هوا ابرى بود، از هلى کوپترها استفاده نکردیم و به همین دلیل اختلالاتى در برنامه ها بروز کرد. با اتومبیل به محل سد نومل [= کوثر] رفتیم که …
24 ديسمبر 1993
اول وقت به سوى فرودگاه دشت ناز پرواز کردیم و از آنجا با هواپیما به فرودگاه کلاله در شرق مازندران رفتیم. از شهر کلاله عبور کردیم. مردم در دو طرف خیابانِ طولانى اش، ابراز احساسات مى کردند. قرار نبود در آنجا مراسم داشته باشیم و حتماً مردم توقع…
23 ديسمبر 1993
با اینکه دیشب دیرتر از معمول خوابیدم، پیش از اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. اخبار رادیوهاى [صدای] آمریکا و [بی بی سی] انگلیس و ایران را گرفتم. برنامه هاى امروزم را خواندم و اطلاعات دربارة آنها براى سخنرانى ها به دست آوردم. ساعت هفت ونی…
22 ديسمبر 1993
بعد از نماز صبح با یاسر و کاظم[مرعشی] به فرودگاه رفتیم و بلافاصله با هواپیماى کوچکى از شرکت آسمان به سوى مازندران پرواز کردیم. جمعى از وزرا و معاونان و نمایندگان مجلس و پاسداران همراه بودند. صبحانه را در هواپیما صرف کردیم. در راه آقاى فروزش…