بعد از نماز صبح با یاسر و کاظم[مرعشی] به فرودگاه رفتیم و بلافاصله با هواپیماى کوچکى از شرکت آسمان به سوى مازندران پرواز کردیم. جمعى از وزرا و معاونان و نمایندگان مجلس و پاسداران همراه بودند. صبحانه را در هواپیما صرف کردیم. در راه آقاى فروزش، [وزیر
بعد از نماز صبح با یاسر و کاظم[مرعشی] به فرودگاه رفتیم و بلافاصله با هواپیماى کوچکى از شرکت آسمان به سوى مازندران پرواز کردیم. جمعى از وزرا و معاونان و نمایندگان مجلس و پاسداران همراه بودند. صبحانه را در هواپیما صرف کردیم. در راه آقاى فروزش، [وزیر جهادسازندگی]، در مورد اصل مشکل شناورهاى صیادی در خلیج فارس که ماهیان کف زى را صید مى کنند، استمداد کرد و از اظهارات آقاى نعمت زاده، [وزیر صنایع]، علیه آقاى [روغنی] زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] انتقاد کرد.
ساعت هشت و ربع در فرودگاه دشت ناز سارى فرود آمدیم. استقبال رسمى انجام شد، به سوى سارى حرکت کردیم. دو نماینده ولى فقیه و استاندار در ماشین من هستند؛ هوا آفتابى و بسیار عالى است. در مسیر تقریباً همه مردم روستاها و کارکنان کارخانه هاى دو طرف جاده حضور داشتند و به گرمى استقبال مى کردند. شهر سارى استقبال گرمى داشت. طناب به دو طرف خیابان کشیده و مانع ورود مردم به خیابان شده بودند که اعتراض کردم.
در سالن بزرگ ورزشی شهر با خانواده هاى ایثارگران ملاقات داشتم. سرودی اجرا کردند و به گرمى ابراز احساسات نمودند. آقاى [علی] معلمى، امام جمعه جویبار و پدر دو شهید، ضمن ستایش زیاد از من، خیرمقدم گفت. از بعضى اداره ها انتقاد لطیف کرد و از مرجعیت آیت الله خامنه اى گفت. برایشان سخنرانى تسلیت آمیز نمودم.
به ورزشگاه بزرگ شهر رفتیم. انبوه جمعیت پُرشور برای من جالب بود. سرود خوبى اجرا کردند و شعارهاى ضدآمریکایى داشتند؛ هم کف مى زدند و هم شعارهاى انقلابى داشتند. امام جمعه هم ستایش هاى تبلیغى به عنوان خیرمقدم از من داشت. سخنرانى کوتاه و امیدبخش در ستایش مردم مازندران و استعدادها و وعده هاى بزرگ برایشان کردم.
ناهار و نماز و استراحت را در استاندارى داشتم. ساختمان جدید خوبى دارند. ساعت دو بعد از ظهر به پادگان تیپ لشکر 30 گرگان رفتیم. با هلى کوپتر به سوى سد دودانگه بر رودخانه تجن پرواز کردیم. در راه آقاى زنگنه، [وزیر نیرو] توضیحات مى داد. آقاى [علی اصغر] گرانمایه پور، استاندار به علت جدیدالورود بودن، اطلاعاتی براى دادن به ما نداشت.
سد دودانگه در محل سلیمان تنگه در دست اجرا است؛ به اندازه سد کرج است، ولى چون آب را براى دو ماه کم آبى مازندران ذخیره مى کند و در سایر فصل ها از آب هاى زیاد دیگر بهره مى گیرند، اثرش صد برابر سدهاى مشابه مى شود؛ چون در فصل هاى دیگر آب زیاد است و نتیجتاً مردم کشت زیادی را مى توانند بکارند. همان جا مدیرکل سابق توضیحات خوبى از کل برنامه و مهار آب هاى استان داد. طرح مهار آب و شبکه هاى آبیارى برای مطالعه و اجرا دادهاند. سد انحرافى تجن در کنار سارى را هم که به تازگى تکمیل شده است، از هوا دیدیم.
در کارخانه چوب و کاغذ [مازندران] فرود آمدیم. با اتومبیل از قسمت هاى مختلف در دست ساخت بازدید کردیم. به احساسات کارکنان پاسخ دادم و در سالن صحبت کوتاهى برایشان نمودم. مدیرعامل و وزیر صنایع توضیحات دادند؛ با چهارصد میلیون ارز فاینانس و میلیاردها تومان هزینه ارزى کارخانه اجرا مى شود. با مواد اولیه از جنگل، صدوهفتاد هزار تُن کاغذ مى دهد. بعضى نمایندگان از طرح انتقاد داشتند و مدعى بودند، جنگل هاى اطراف جوابگوى نیاز مواد اولیه نیست، ولى مدیران جواب دادند. نماز جماعت خواندیم. به مشکلات شان گوش دادم و به سارى برگشتیم.
در خیابان هاى شهر، انبوه مردم تا آخر شب منتظر عبور ما بودند و به گرمى ابراز محبت مى کردند. عجیب است، هر وقت عبور مى کنیم، مردم جمع اند. به سالن سرپوشیده ورزشگاه رفتیم. جمع زیادی از دانشگاهیان و فرهنگیان جمع بودند. رییس دانشگاه مازندران و مدیرکل آموزش و پرورش، گزارش هاى جامعى دادند و به گرمى از ما استقبال شد. من هم سخنرانى مفصلى برایشان ایراد کردم و بعضى از سیاست هاى کلى و اولویت آموزش و فرهنگ را به عنوان زیربنایى ترین بخش در اولویت هاى زیربنایى توضیح دادم.
به استاندارى رفتیم و در اجتماع مدیران و نمایندگان و علما به عنوان شوراى ادارى استان شرکت کردیم. استاندار و نمایندگان و مدیران، توضیحاتى از استعدادها و کمبودهاى استان دادند و تقاضاى کمک هاى زیاد، با پیشنهاد دولت براى عمران استان شدند. من هم توضیحات مفصلى ارایه کردم و وعده اجراى طرح های مهمى چون بزرگراه تهران- چالوس، بزرگراه ساحلى و... را دادم.
شام خوردیم. به اتاقم آمدم و گزارش ها را خواندم. خاطرات را نوشتم و ساعت دوازده شب خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام