خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 12:06کد خبر31571

آقایان سیدجواد و سیدباقر، فرزندان آیت الله [سیدمحمدرضا] گلپایگانى، براى تشکر از کمک هاى من در هنگام کسالت و مراسم تشییع آمدند. نوه ایشان و فردی دیگر همراهشان بودند. گزارشى از وضع شهریه و آثار ایشان و هزینه حفظ آثار و خدمات دادند و براى پرداخت بهاى

آقایان سیدجواد و سیدباقر، فرزندان آیت الله [سیدمحمدرضا] گلپایگانى، براى تشکر از کمک هاى من در هنگام کسالت و مراسم تشییع آمدند. نوه ایشان و فردی دیگر همراهشان بودند. گزارشى از وضع شهریه و آثار ایشان و هزینه حفظ آثار و خدمات دادند و براى پرداخت بهاى زمین هایى که شرکت متروی تهران از خیریه ایشان تصرف کرده است، کمک خواستند. مسئولان دفتر امور زنان به مناسبت دومین سالگرد تأسیس این دفتر آمدند، برایشان صحبت کردم.

دکتر حبیبى آمد. گزارش سفر به ترکیه و توافق نامه ها را داد. از نتایج سفر راضى است و مى گوید خیلى بامحبت و گرمى پذیرایى کرده اند.آقاى پروین مدیر کارخانه سم سازى آمد. از عدم حمایت از تولید سم شکایت داشت. مى گوید وزارت کشاورزى بیشتر به واردات سم توجه دارد. گفتم پیشنهاد مشخص بیاورد. معتقد است سم را باید بیشتر گران کنیم.

شب شوراى عالى امنیت ملی جلسه داشت. سیاست حج سال آتى بررسى شد. قرار شد به هر قیمت به حج برویم و سعى کنیم که امتیاز براى عمره و برائت هم بگیریم؛ عمره بر برائت مقدم است. پیشنهاد ادغام سازمان حج و بعثه را هم بپذیریم و نیز قرار شد، ابتدا من نامه اى و پیکى به آقاى فهد بفرستم.

براى شروع مذاکرات در مورد سدهاى میل مغان و خداآفرین که ارامنه در خاک آذربایجان، مقر آذرى ها را اشغال کرده اند و آذرى ها به ما وکالت داده اند که سهم آنان را هم اداره کنیم، قرار شد به ارامنه بگوییم که تحویل ما بدهند و اگر ندادند به زور بگیریم. شب در دفترم ماندم. امروز پس از چند روز بى بارانى، اولین باران زمستانى در تهران بارید، ولى کم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا