خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 12:08کد خبر31577

ساعت یک بامداد، عفت از سفر آمد. حالش بهتر است. براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. بعد از نماز، در تشییع جنازه هشتصدوپنجاه پیکر شهید مفقودالاثر که اخیراً آثارى از آنها را پیدا کرده اند، شرکت کردم و به خانه آمدم. ظهر بچه ها جمع بودند. محسن گزارش هایی در

ساعت یک بامداد، عفت از سفر آمد. حالش بهتر است. براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. بعد از نماز، در تشییع جنازه هشتصدوپنجاه پیکر شهید مفقودالاثر که اخیراً آثارى از آنها را پیدا کرده اند، شرکت کردم و به خانه آمدم.

ظهر بچه ها جمع بودند. محسن گزارش هایی در مورد مصوبات اخیر هیأت مدیره شرکت متروی تهران ارایه داد. به پیشنهاد محسن، قرار شده بهره بردارى از خطوط تدریجى باشد. عصر و شب هم بستگان به دیدن عفت آمدند. گزارش ها را آوردند، خواندم؛ بیشتر دربارة نزاع هاى افغانستان بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا