اول وقت، براى بازدید از برنامه یکپارچه سازى زمین هاى زراعتى به بیرون سارى رفتیم. [آقای عیسی کلانتری]، وزیر کشاورزى و مدیران توضیح دادند. جمع زیادی از کشاورزان جمع بودند و تشکر داشتند. مدعی بودند که این کار، حدود سى درصد هزینه تولید را پایین مى آورد
اول وقت، براى بازدید از برنامه یکپارچه سازى زمین هاى زراعتى به بیرون سارى رفتیم. [آقای عیسی کلانتری]، وزیر کشاورزى و مدیران توضیح دادند. جمع زیادی از کشاورزان جمع بودند و تشکر داشتند. مدعی بودند که این کار، حدود سى درصد هزینه تولید را پایین مى آورد و سى درصد محصول را اضافه مى کند و امکان مکانیزه کردن و نجات دادن زنان کارگر از نهال نشانى و همچنین صرفه جویى در آب را نیز دارد؛ تشویق شان کردم و مصاحبه اى انجام شد.
گشتى در مزارع زدیم. سپس براى افتتاح سد انحرافى تجن کنار شهر سارى رفتیم. مدیرکل سابق توضیح داد و پرده بردارى شد. کار خوبى است؛ شبیه به سد هزارسنگر آمل.
با هلى کوپترها به سوى بابلسر پرواز کردیم. آقاى [محمد] مجدآرا، [نماینده بابلسر و بندپی] توضیح مى داد. کنار ساحل و نزدیک گاز نپون سابق فرود آمدیم. جمعیتى بسیار عظیم گردآمده بود. برنامه خوبى داشتند و منظم تر از جاهاى دیگر بودند. [آقای عباسعلی سلیمانی]، امام جمعه، خیرمقدم گفت و خواسته ها را مطرح کرد. من خیلى گرم گرفتم و قول احیای بندر چند منظوره و احیاى طبیعت و تجارت شهر را دادم. توصیه کردم که براى استفاده از دریا براى مردم سخت گیرى نکنند.
بلافاصله به فریدونکنار رفتیم؛ براى بازدید از طرح دردست اجراى بندر چندمنظوره که به شیوه ابداعى آقاى مسعودی اجرا مى شود. سازمان برنامه و بودجه، به خاطر اینکه این شیوه در قشم و کیش شکست خورده است، حاضر نیست توافق نامه امضا کند.
مردم فریدونکنار، بدون قرار قبلى، اجتماع بسیار عظیمى در آنجا کرده بودند. انبوه مردم روى چند شنى منظره بدی به وجود آورده بود؛ با بابلسرى ها رقابت دارند. بعضى مى خواستند که من صحبت نکنم، چون بدون قرار قبلی جمع شده بودند، ولى نپذیرفتم و رفتم کمى با مردم صحبت کردم، اما بلندگوی شان به خاطر ازدحام زیاد و بى نظمى قطع شد. با بلندگوى سیارى که خودمان معمولاً براى احتیاط در مراسم همراه مى بریم، حرف زدم.
با تأخیر به سوى قائم شهر پرواز کردیم. اجتماع مردم قائم شهر از همه جا چشمگیرتر بود. بیشتر جمعیت به ناچار بیرون فضاى محل سخنرانى، در میدان تره بار بودند. سرود بسیار جالبى اجرا کردند و امام جمعه خیرمقدم گفت. من صحبت دوستانه اى کردم. قبل از انقلاب، من یک ماه رمضان در شاهى سابق و قائم شهر امروز بودم. خیلى از مردم نتوانستند مرا ببینند و گله داشتند.
ناهار را در کارخانه نساجى بودیم. سپس همان جا مصاحبه پایان سفر را انجام دادم. به فرودگاه سارى رفتیم. جمعى از نیروهاى نظامى و انتظامى در سالن فرودگاه جمع بودند. از زحماتشان تشکر کردم. رؤساى سپاه و نیروى انتظامى صحبت کوتاهى کردند. من هم تشویق شان کردم و توصیه به مهربانى با مردم و سخت گیرى با متخلفان نمودم.
با بدرقه رسمى به سوى تهران پرواز کردیم. آقاى نورمفیدی همراه من آمد. در راه به ایشان توضیح دادم که براى استان شدن شرق مازندران، چه موانعى و مخالفانی را دارد و بهتر است بیشتر از این سروصدا نشود تا بررسى کامل بشود. بعضى ها نگران اند که در صورت تجزیه مازندران، جمعیت استان شرقى، بیشتر سنى خواهند بود و گنبدگاووس، مدعى مرکزیت خواهد شد.
شب به خانه آمدیم. فاطى و بچه هایش و سعید براى پذیرایى بودند. روکش دندانم، هنگام سخنرانى در قائم شهر افتاده بود. سعید مى خواست نصب کند، ولى ترجیح داد که در مطب باشد تا ضدعفونى هم بشود. خیلى خسته بودم، زود خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام