با اینکه دیشب دیرتر از معمول خوابیدم، پیش از اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. اخبار رادیوهاى [صدای] آمریکا و [بی بی سی] انگلیس و ایران را گرفتم. برنامه هاى امروزم را خواندم و اطلاعات دربارة آنها براى سخنرانى ها به دست آوردم. ساعت هفت ونیم صبح به
با اینکه دیشب دیرتر از معمول خوابیدم، پیش از اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. اخبار رادیوهاى [صدای] آمریکا و [بی بی سی] انگلیس و ایران را گرفتم. برنامه هاى امروزم را خواندم و اطلاعات دربارة آنها براى سخنرانى ها به دست آوردم.
ساعت هفت ونیم صبح به سوى منطقه لفور از توابع شیرگاه سوادکوه پرواز کردیم. در راه آقاى فلاح، معاون منابع طبیعى وزارت جهاد سازندگی، توضیحات خوبى دربارة جنگل ها داد. در فضاى باز یک کارخانه ریسندگى [خزرریس] در ارتفاعات جنگل و کنار رودخانه سنبل رود فرود آمدیم. روستاییان اجتماع پُرشکوهى داشتند. از کارخانه بازدید کردم. خطوط تولید مدرن و کامپیوترى دارد و نخ درجه یک از پنبه و الیاف مصنوعى تولید مى کند. هنوز بخشى از خطوط آن راه نیافتاده است. مصاحبه اى انجام دادم.
در جمع روستاییان، فرماندار سوادکوه و مدیر امور جنگلها، گزارش های خوبى دادند. سه هزار و چهارصد روستاى کوچک با نیم میلیون جمعیت در جنگل ها متفرق اند که اکثرشان بى سواد هستند؛ با پنج میلیون رأس دام که مرتباً جنگل ها را تخریب مى کنند. اکنون برنامه هاى جهادسازندگی که سود بیشترى برایشان دارد، آنها را مشتاق کرده که روستاها و گاوداری هایشان را تجمیع کنند و از جنگل ها استفاده صحیح بشود. دربارة سیاست محرومیت زدایى و حفاظت از جنگل ها برایشان صحبت کردم؛ خیلى پُرشورند و در تقدیم شهدا در دفاع مقدس، مقام اول را در استان دارند.
از آنجا به شهر نور پرواز کردیم. مهندس [سید محمد] غرضى، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن]، در راه توضیح مى داد. مردم نور در ساحل دریا و در فضای باز مقابل دانشگاه، اجتماع بسیار عظیم و پُرشورى داشتند. نظم خوبى هم بود. امام جمعه خیرمقدم گفت و بچه ها سرود خوبى اجرا کردند. من هم صحبت مفصلى نمودم.
سپس به دانشکده منابع طبیعى و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، که در کاخ تمیشان تأسیس شده است، رفتیم. اینجا را اشرف پهلوى در ساحل خزر با هشتصدهکتار زمین مرغوب احداث کرده بوده و اخیراً از بنیاد مستضعفان گرفته ایم. گزارش وضع را دادند و نیازها را گفتند. در جمع اساتید و دانشجویان صحبت کوتاهى کردم و از ساختمان ها و فضا بازدید کردم. کاخ اصلى در کنار دریا، در معرض خطر پیشرفت آب دریاست که با کمک من، حفاظ هاى سنگى برایش درست شده است.
به سمت شهر آمل پرواز کردیم. در فضاى سپاه فرود آمدیم. مردم در خیابان ها استقبال بسیار پُرشکوهى نمودند و در ورزشگاه بزرگ شهر، اجتماع کم نظیرى داشتند. فشار جمعیت و احساسات زیاد، مانع صحبت منظم و طولانى بود. سرود خوبى اجرا کردند. امام جمعه و دکتر [علی] لاریجانى، وزیر [فرهنگ و] ارشاد [اسلامی] خیرمقدم گفتند. من هم صحبت کوتاهی کردم.
ناهار را در سپاه خوردیم. بعد از نماز و کمى استراحت، به محل سد انحرافى هزارسنگر در پنج کیلومترى جنوب آمل، روى رودخانه هراز رفتیم. مهندسان توضیح دادند. انبوه مردم منطقه حضور داشتند. مسأله اختلاف آمل و بابل در مورد گرفتن سهمى از آب براى شیرین کردن آب شور منطقه مجاور را طرح کردند.
به طرف شهر بابل پرواز کردیم. در مسیر کمى خوابیدم. کنار مصلى و دانشگاه فرود آمدیم. به احساسات مردم جواب دادم. در مصلى، انبوه جمعیت آن چنان فشرده و پُرشور بود که اجراى مراسم را مشکل کرده بود. هم سرود و هم قرآن و هم خیرمقدم آقاى [شیخ هادی] روحانى و هم صحبت من ، همراه با همهمه و غوغاى مردم تحت فشار بود.
براى بازدید از طرح مهم مرغ لاین، به سوى منطقه بابل کنار حرکت کردیم. در مسیر، ازدحام عجیب مردم، خیلى معطل مان کرد و باعث وحشت محافظان شده بود. شب رسیدیم. توضیحات دادند. چهارصدو پنجاه میلیون قطعه جوجه یکروزه لاین، اجداد و مادر تولید می کنند و کشور را از واردات جوجه یک روزه بىنیاز میسازند. ایران ششمین کشور داراى این تکنولوژى و آماده صادرات است. علاوه بر استقلال در این صنعت مهم و مادر، صرفه جویى زیاد ارزى هم دارد. محل طرح، هزار و صد هکتار است که در زمان شاه براى صید و پرورش قرقاول دربار ساخته شده بود. براى بازدید از سالن مرغ لاین حمام گرفتیم و لباس عوض کردیم که محیط آلوده نشود. از مرغ ها و خزانه نگه دارى تخممرغ ها و آزمایشگاه ها بازدید کردیم. مهندسان خوب توضیحات دادند. مصاحبه ای کردم.
براى افتتاح حدود سى طرح توسعه تلفن در استان، به مرکز مخابرات مازندران رفتیم. هر ماه شصت هزار خط تلفن به استان اضافه مى کند. آقاى غرضى و آقاى صنعتى توضیحات دادند و من صحبت تشویق آمیز نمودم.
با خستگى، دیروقت با یک ساعت و نیم تأخیر به مدرسه علمیه رسیدیم. علما و طلاب جمع بودند. میهمان آقاى روحانى، نماینده ولى فقیه بودیم. آقاى روحانى خیرمقدم گفت و ستایش فراوان از ما و دولت کرد. نیازها توسط فرماندار طرح شد. من هم صحبت مفصل در توضیح سیاست هاى کلى و خط مشى هاى برنامه پنج ساله و خدمات مهم زیربنایى نمودم. شام خوردیم و با تعدادی از طلاب دیدار داشتم.
به محل سپاه آمدیم. مردم تا نزدیک ساعت دوازده شب، هنوز هم در خیابان ازدحام داشتند. خاطرات را نوشتم و خوابیدم. از وزارت امورخارجه، در مورد گروهى در روسیه که جمعى را گروگان گرفته و هلى کوپترى به دست آورده اند که به ایران بیایند، پرسیدند؛ گفتم با روسیه هماهنگ شود. مدیرکل اطلاعات در راه بابل کنار، گزارشى دربارة برنامه منافقین براى اختلال در برنامه سفر من و بازداشت شدن آنها و به هم خوردن برنامه اجرایى آنها داد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام