22 September 1984
اخوى محمد [رییس سازمان صداوسیما] اطلاع داد که امروز، جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] نداریم. درباره برنامه «سیماى فرزانگان» رادیو، تذکر دادم. بچه ها از رفسنجان برگشتند و براى [رفتن به] مدرسه و دانشگاه آماده مى شوند. عصر، براى بازدید و افتتاح …
21 September 1984
در منزل تنهایم. بچه ها به رفسنجان رفته اند. حاج احمدآقا، از نامه فرمانده سپاه به امام گفت که از تداخل مسئولیت ها با نماینده امام [در سپاه] و از مشکلات دخالت آنها گله دارند. احمدآقا از برنامه سیماى فرزانگان که این روزها از رادیو پخش مى شود و…
20 September 1984
تا ساعت هشت صبح در مجلس مطالعه مى کردم. آمریکا و اسراییل علیه اقدام ایران، براى اخراج اسراییل از سازمان ملل، فعالیت شدیدى را شروع کرده اند. برنامه هفته آینده مجلس را تهیه و اعلام کردیم. در پادگان امام حسین(ع)، در مراسم پایان چهلمین دوره آمو…
19 September 1984
اول وقت به مجلس رفتم. تا ساعت هشت صبح، گزارش ها را خواندم. آقایان رضوى و داداشى آمدند. از برخورد مأموران دادستانى تهران، در ده روز بازداشت شان در رابطه با پرونده کشمیرى [مربوط به بمب گذارى در نخست وزیرى و شهادت رجایى و باهنر] و از سوءظن آنه…
18 September 1984
تمام امروز را در منزل بودم. ساعت چهار صبح قبل از اذان، همگى اعضاى خانواده براى سفر به رفسنجان، به فرودگاه رفتند. بعد از نماز، کمى خوابیدم. در منزل تنها بودم و بیشتر وقتم را به مطالعه گذراندم. برایم، ناهار را از سپاه و شام را از دفتر امام آو…
17 September 1984
نوزاد یکى از پاسداران را آوردند. [در گوشش] اذان گفتم و چشم روشنى دادم. تصفیه خانه استخر را تمیز کردم و از آقاى امامى کاشانى خواستم که نمازجمعه [هفته] آینده را اقامه کند. احمدآقا آمد. اطلاع داد که امروز سه هواپیماربا را در فرودگاه قبل از رفت…
16 September 1984
صبح زود به مجلس رفتم. مهدى [فرزندم] هم با من براى بازدید از صحافى مجلس آمد؛ براى محل [گذراندن] طرح کادش. گزارش هاى تلکس، خبر از ربوده شدن یک هواپیماى عراقى بر فراز سوریه، توسط یک لبنانى و دو قبرسى مى داد که بلافاصله مأموران گارد عراقى بر آن…
15 September 1984
دو مصاحبه در مورد جنگ، با روزنامه جمهورى اسلامى و [روزنامه] اطلاعات انجام دادم. جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] داشتیم. قرار شد سخنان امام از این به بعد، تمامش در یک شیفت در متن اخبار بیاید. در گذشته، خلاصه آنها در اخبار مى آمد و متن آن، بعد …
14 September 1984
پیش از ظهر، چند نفر از بستگان آمدند و به زیارت امام رفتند. عفت هم به زیارت امام رفت و پانصد تومان هم عیدى از امام گرفت؛ خیلى خوشحال است. خانم دکتر لى - پزشک طب سوزنى اهل کره جنوبى که در ایران کار مى کند - براى مسلمان شدن آمد. توضیحاتى دربار…
13 September 1984
ساعت شش صبح، آقاى صیاد شیرازى آمد. با ناراحتى اعلام پذیرش تصمیم اخیرمان در مدیریت جنگ را نمود؛ البته خودش این پیشنهاد را داده و به اینجا رسیده است. پیش از ظهر، احمدآقا آمد. درباره عکس العمل ها و حرکات مخالفان دولت و محافظه کاران درباره اظها…
12 September 1984
صبح زود بعد از نماز، مقدارى در منزل کار کردم و ساعت هفت ونیم صبح، به مجلس رفتم؛ معمولاً در ایام یک ماه تعطیل تابستانى، یکشنبه ها و چهارشنبه ها به مجلس مى روم. مسئول حراست و مسئول سپاه فرودگاه [مهرآباد] تهران آمدند و گزارشى از وضع حفاظت و کن…
11 September 1984
تمام روز در منزل بودم. مایل بودم که به استقبال آیت الله خامنه اى [که از سفر خارج برمى گشت] به فرودگاه بروم، ولى چون خیلى زود وارد مى شدند - ساعت شش صبح - و نیاز به عده اى پاسدار بود که بایستى آنها را احضار کنم و اسباب زحمت آنها مى شد و از ل…
10 September 1984
تمام امروز را در منزل بودم. کار مهمى نداشتم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. پیش از ظهر، احمدآقا آمد. روزنامه هاى ضدانقلاب خارج [از کشور] را آورده بود که اختلافات در بین خودشان شدید شده و به هم مى پرند. گفت آقا [امام] از خطبه هاى نمازجمعه گذشته …
9 September 1984
قرار بود در راه مجلس، از محل مصلا [ى امام خمینى] بازدید کنم؛ اما چون پاسداران مستقر در آنجا، برنامه اى ترتیب داده بودند که وقت زیادى مى گرفت و به کارهایم نمى رسیدم، از این بازدید منصرف شدم. هواپیماى بوئینگ 727 [ربوده شده] ما را که به قاهره …
8 September 1984
تمام امروز در منزل بودم. وقتم را با مطالعه و قدم زدن در حیاط منزل گذراندم. بعد از ظهر، اطلاع دادند که یک هواپیماى دیگر ما در راه بندرعباس به تهران، ربوده شده و به طرف جنوب خلیج فارس رفته است. سپس خبر رسید در بحرین نشسته [است]. به [مقامات] ب…
7 September 1984
براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را به موضوع تجارت خارجى و به توضیح خط حاکم بر نظام و توضیح اظهارات اخیر امام در ملاقات هیأت وزرا اختصاص دادم. ابهامات زیادى به وجود آورده بودند؛ خواستم رفع ابهام کنم. عصر، بچه ها از قم آم…
6 September 1984
براى شرکت در مراسم دیدار با امام، به بیت امام رفتم. امام را زیارت کردیم. آقاى [محمدتقى] فلسفى گفت آقاى هشترودى که در آلمان بسترى است، براى مخارج معالجه از من کمک خواسته است. به آقاى [مهدى] کروبى گفتم که بپردازد. در حسینیه جماران، امام سخنرا…
5 September 1984
صبح زود در راه مجلس، سرى به نمایشگاه بین المللى تهران زدم. مشغول آماده کردن غرفه ها - براى چند روز دیگر که با شرکت 37 کشور افتتاح مى شود - هستند. انبار اشیای عتیقه و اجناس قیمتى بنیاد مستضعفان را بازدید کردم؛ خیلى عجیب و عظیم است. این گونه …
4 September 1984
تمام روز را در منزل مطالعه مى کردم. عصر، آقایان صیاد [شیرازى] و [محسن] رضایى آمدند و راجع به طرح ها بحث شد. آقاى صیاد ناراحت است که طرحش قبول نشده است. دو نفر از کارگران نوقى [از رفسنجان] آمدند. براى على حمامى - که فرزندش اخیراً در چاه سقوط…
3 September 1984
تا ساعت ده صبح، در خانه مطالعه مى کردم. ظهر، آقاى طبسى و آقاى [آیت الله] خامنه اى و احمدآقا مهمان من بودند. پیش از ظهر همراه آقاى [آیت الله] خامنه اى، به زیارت امام رفتیم. ایشان براى سفر به سوریه، الجزایر و لیبى از امام خداحافظى کردند. با ا…
2 September 1984
صبح زود، به دفتر رییس جمهور رفتم و با ایشان راجع به دو طرح آقایان صیاد و محسن رضایى بحث کردیم. طرح آقاى رضایى را قبول کردیم و [طرح] صیاد غیرعملى تشخیص داده شد. راجع به وزارت دفاع و ستاد مشترک و فرمانده نیروى دریایى و نماینده امام در شوراى ع…
1 September 1984
تمام روز را در منزل بودم. احمدآقا آمد. درباره کیفیت تعقیب پرونده انفجار نخست وزیرى [و شهادت رجایى و باهنر] از من نظر خواست. شوراى سرپرستى [صداوسیما] جلسه داشت؛ بیشتر درباره سیاست هاى خبرى بحث کردیم.
31 أغسطس 1984
امام جمعه تهران، آیت الله خامنه اى، خودشان اقامه نمازجمعه کردند. ساعت ده صبح احمدآقا آمد. از وضع تبلیغات راکد ما در مورد هواپیماى مسافربرى ربوده شده، انتقاد داشت؛ من هم تأیید نمودم. به وزارت خارجه گفتیم که مسئولى براى تعقیب جریان و خبرسازى …
30 أغسطس 1984
تا ساعت ده صبح، درباره اظهارات مستشرقان درباره تمدن اسلام و برخورد مسلمین با دیگران، مطالعه مى کردم. ساعت ده صبح آقایان [محسن] رضایى و صیاد [شیرازى] آمدند؛ براى عرضه طرح جامع خودشان براى جنگ. آقاى صیاد طرحش را منقح و زمان بندى شده و مکتوب ع…
29 أغسطس 1984
ساعت شش ونیم صبح، به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. امروز مسافران هواپیماى ربوده شده را براى زیارت به کربلا برده اند. فیلمى که از سیماى عراق پخش کرده اند، خیلى از زنان مسافر را بى حجاب نشان داده است. تا ساعت 10 صبح به مشکلات کارکنان مجلس پر…
28 أغسطس 1984
اطلاع رسید که یک هواپیماى ما با یکصد و نود مسافر، در مسیر شیراز - تهران ربوده شده و به عراق رفته و در بغداد به زمین نشسته است. لابد از پیش، ربایندگان [هواپیما] با عراق هماهنگ کرده اند. به سپاه و مدیر شرکت هواپیمایى اعتراض شد که چرا تصمیم مر…
27 أغسطس 1984
به زیارت امام رفتم. گزارش توافق مقدماتى با آقایان صیاد [شیرازى] و [محسن] رضایى درباره مدیریت جنگ را به ایشان دادم؛ موافقت کردند. پیشنهاد اصلاح قانون اساسى را دادم که مورد توجه ایشان قرار گرفت؛ قرار شد [در این مورد] فکر کنند. در قانون اساسى …
26 أغسطس 1984
على رغم تعطیلى مجلس، صبح زود به مجلس رفتم. قرار است به خاطر ملاقات ها، هفته اى دو روز به دفترم بروم. آقاى [محمدجواد] عاصمى پور، رییس سازمان غله و همکارانش آمدند و گزارش کاملى [از عملکرد سازمان] دادند. همه سیلوها پر از گندم اند؛ ذخیره چهار م…
25 أغسطس 1984
تمام امروز را در منزل بودم و بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. پیش از ظهر، احمدآقا آمد. در مورد جنگ و اصلاح قانون اساسى و اوضاع جارى کشور و اختلافات دو خط سیاسى و اطلاعات صحبت شد. قرار شد که پس فردا به زیارت امام بروم. جلسه شوراى سرپرستى صداوسیما …
24 أغسطس 1984
تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه تهران رفتم. مهندس موسوى [نخست وزیر]، قبل از خطبه ها سخنرانى داشت. عصر دو نفر از سازمان صداوسیما آمدند. انتقاداتى به برنامه ها و مدیریت [صداوسیما] داشتند؛ بخصوص از …
23 أغسطس 1984
دیروز و امروز، کمى کسالت دارم. بیشتر وقتم را به مطالعه و نوشتن گذراندم. آقاى [سیدجلال] ساداتیان اطلاع داد که امروز ساعت هشت صبح، بمبى در میدان راه آهن [تهران] منفجر شده و تاکنون پنج شهید و صدها مجروح داشته است؛ گروه گمنامى از سلطنت طلب ها،