خاطرات اکبر هاشمی - ۸ شهریور ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 10:41کد خبر27007

تا ساعت ده صبح، درباره اظهارات مستشرقان درباره تمدن اسلام و برخورد مسلمین با دیگران، مطالعه مى کردم. ساعت ده صبح آقایان [محسن] رضایى و صیاد [شیرازى] آمدند؛ براى عرضه طرح جامع خودشان براى جنگ. آقاى صیاد طرحش را منقح و زمان بندى شده و مکتوب عرضه کرد، نمونه

تا ساعت ده صبح، درباره اظهارات مستشرقان درباره تمدن اسلام و برخورد مسلمین با دیگران، مطالعه مى کردم. ساعت ده صبح آقایان [محسن] رضایى و صیاد [شیرازى] آمدند؛ براى عرضه طرح جامع خودشان براى جنگ. آقاى صیاد طرحش را منقح و زمان بندى شده و مکتوب عرضه کرد، نمونه اى از انضباط ارتش است. ولى آقاى محسن رضایى تنظیم نکرده بود و توضیح شفاهى داد. قرار شد در جلسه فردا با حضور رییس جمهور، [طرح] کامل شده را بیاورد.

با [آقاى میرحسین موسوى] نخست وزیر، تلفنى در مورد طرح برنج و کفایت هفتصد هزار تن واردات براى سهمیه کوپن صحبت کردم و گفتم که فروش برنج داخلى را به کلى آزاد بگذاریم. با [مهندس سراج الدین کازرونى] وزیر مسکن هم درباره تسریع در تحویل زمین به تعاونى هاى مسکن، تلفنى گفتگو کردم.

آقاى سجادى زاده امام جمعه کنگان آمد و چکى به مبلغ سیصدهزار تومان اهدایى مردم آن شهر براى مخارج جبهه هاى جنگ را تحویل داد.

اول شب، آقاى بهزاد نبوى آمد. از اینکه [آقاى اسدالله لاجوردى] دادستان انقلاب تهران، دوستانش را به خاطر تعقیب پرونده انفجار [ساختمان] نخست وزیرى، بازداشت کرده است، سخت ناراحت و پریشان بود. معتقد بود خطى برخورد شده و مى خواهند خرده حساب ها [ى سیاسى] را صاف کنند. گفتم خودتان در مجلس گفتید که این پرونده را تعقیب کنند و نامه نوشتید. قرار شد با شوراى عالى قضایى صحبت شود که عادلانه برخورد کنند. آقاى على تهرانى [کارمند نخست وزیرى] که از اول تاکنون بازداشت بوده است، مطالبى گفته که شک و تردید به وجود آمده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا