خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 11:23کد خبر27020

قرار بود در راه مجلس، از محل مصلا [ى امام خمینى] بازدید کنم؛ اما چون پاسداران مستقر در آنجا، برنامه اى ترتیب داده بودند که وقت زیادى مى گرفت و به کارهایم نمى رسیدم، از این بازدید منصرف شدم. هواپیماى بوئینگ 727 [ربوده شده] ما را که به قاهره برده بودند،

قرار بود در راه مجلس، از محل مصلا [ى امام خمینى] بازدید کنم؛ اما چون پاسداران مستقر در آنجا، برنامه اى ترتیب داده بودند که وقت زیادى مى گرفت و به کارهایم نمى رسیدم، از این بازدید منصرف شدم. هواپیماى بوئینگ 727 [ربوده شده] ما را که به قاهره برده بودند، به طرف عراق برده اند و در بصره به زمین نشسته است. [ربایندگان هواپیما] از ایادى [شاپور] بختیار هستند. لابد عراق این هواپیماها را پس نمى دهد؛ این سومین هواپیماى ما است که در خاک عراق مانده است.

گروهى از دانشکده آمار به ملاقات آمده بودند؛ براى آنها راجع به اهمیت آمار و اطلاعات، صحبت کردم. [کارکنان واحد] گزینش مجلس آمدند و گزارش کارشان را دادند؛ از دویست و پنجاه پرونده، ده نفر را مردود کرده اند. آقایان صفارى و پسر نواب صفوى آمدند. گزارشى از موفقیت هایشان در طراحى و ساخت نوعى اسلحه از نوع خمپاره و نارنجک دادند؛ چیزهاى جالب و مؤثرى است. از عدم حمایت گله داشتند. معمولاً چنین است.

امام جمعه ملایر آمد و گزارشى از کم شدن مزاحمت ها داد؛ راضى بود. براى تسریع در دادن اجازه کوره هوفمان به ملایر و براى حفارى چاه ها که در منطقه اى به سنگ مى خورند، کمک مى خواست.

آقاى [حسن عابدى] جعفرى وزیر بازرگانى آمد و راجع به طرح برنج مشورت کرد. در این باره دو نظر وجود دارد؛ یکى اینکه تحت نظر دولت به صنف واگذار شود، و دیگر اینکه به کلى آزاد شود. من طرح دومى را ترجیح دادم.

آقاى [مرتضى] الویرى آمد؛ راجع به برنامه و بودجه مطالبى داشت. پیشنهادهایى در منابع جدید درآمد دولت، از قبیل گران کردن زمین هاى دولتى، فروش خانه هاى سازمانى و... و من پیشنهاد کردم، روى گران کردن ارزهایمان مطالعه کنند. تقاضا داشت که به نمایندگان سابق براى خروج از خانه ها فشار نیاوریم. نیاز نمایندگان جدید به مسکن را برایش توضیح دادم.

عصر، شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] در دفترم جلسه داشت. راجع به کارهاى تشکیلات تهران و مخالفان دولت بحث و انتقاد شد و راجع به سفر [آیت الله خامنه اى] رییس جمهور [به سوریه، لیبى و الجزایر صحبت کردیم] و [همچنین درباره] نیاز شدید حزب به پول مذاکره شد که به جایى نرسیدیم. شب به منزل آمدم.

آخر شب، نخست وزیر تلفنى اطلاع داد که از طرف امام گفته شده که در هواپیماهاى ارتشى هم محافظ بگذاریم؛ نگران عکس العمل خلبان ها بود. از احمدآقا در این مورد سئوال کردم، معلوم شد دستورى نبوده، بلکه [امام] به فکر چاره جویى هستند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا